
بریدههایی از کتاب کتاب ایوب
۳٫۶
(۱۵)
اندرونهام میجوشد و آرام نمیپذیرد: روزهای مصیبت پیش میراندَم.
ماتم آفتاب گرفتهام: برخاستهام، شیون کردهام در جمع.
برادر شغالان شدهام، و همنشین جغدان.
پوست بر تنم سیاه گشته، و استخوانهایم سوخته از تَفِ تن.
چنگم به نوحه بدَل گشته، و نایم به نالۀ مویهگران
کاربر ۳۶۵۳۲۸۷
در دین یهود شیطان فریشتهایست که محض آزمون و امتحان بشر آفریده شده. واقع این است که تفکیک خیر و شر، و در نتیجه تفکیک خدا به عنوان عامل خیر و شیطان به عنوان عامل شر، پس از تأثیرات دین مانی در کلیسای مسیحی پدید آمد.
rooh_tpr
زیرا خشمْ احمقکش است، و حسدْ هلاککنِ ابله.
mohajer
سبتهای ناروای دوستان ایوب به اوست بیآنکه محملی داشته باشد)، یک سوءتفاهم تاریخیست؟ حرمت قائل شدن برای کتاب ایوب، یعنی آن را تابو تلقی کردن، آیا سبب پشت کردن مسلمانان به این متن شده است؟ آیا واقعاً فکر مندرج در کتاب ایوب با معتقدات خداپرستانه منافات دارد؟ آیا بین فکر پدیدآرندۀ کتاب ایوب و فکر مندرج در کلام قدسی میشد و میشود همسازی و موافقت به وجود آورد؟ اینها و بسیاری سؤالهای دیگر هنوز بیجواب ماندهاند. اگر منتظر روزگار فرزانهتری هستید، به شما بگویم که چنین روزگاری وجود ندارد. فرزانگی نیز، چون هر مقولۀ معنایی، یک امر نسبیست. اما طرح این پرسشها به الفت میان دلها کمک میکند. وظیفهای که ادبیات ترجمانی آن را دارد و به آن افتخار میکند.
کاربر ۱۰۰۴۷۳۸۳
اما اکنون از جانوران وحش پُرس، تات بیاموزند؛ و از مرغان هوا پُرس تات بگویند:
یا با خاک سخن کن، و او یادِ تو دهد: و ماهیان دریا آگهت کنند.
درین همه کیست بجا نیاورَد دست پروردگار را در کار؟
که جان زندگان در کف اوست، و نَفَس جمله آدمی.
Ali
ابلیس در عشقبازی غیورانهاش رشک ورزید و به آدم سجده نکرد: «خدایا اگر از فرمان تو سر پیچیدم از بهر آن بود که کسی غیر از تو را به پاکی نمیشناسم. اکنون که این آدم کسی جز تو نیست، پس ابلیس را در این خانه چه کار است؟» (۱۴).
غزالی حتی او را «سرور عاشقان» مینامید (۱۵). برخی عرفا از او به «مهتر مهجوران» یاد میکردند.
NAVA SH
زمانی در بحبوحۀ هجوم خونبار مغول، عالم علمی که برانداختن خانمانها و بیحرمتیها را نظاره میکرد، در جواب عالمی دیگر، که میپرسید، مولانا این چه حالت است، گفت: خاموش! باد بینیازی خداوند است که میوزد (۱۷).
NAVA SH
به خدا شایدم گفت، ملامتم منما؛ باز کن از چه با من به ستیزی؟
تو را میبرازد که ستم روا داری، که دستکار خویش خوار داری، که رایِ شریران روشن داری؟
مگر تو را چشم سر است؟ یا دیدنت همچو دیدن آدمیست؟
مگر روزهای تو چون روزهای آدمیان است؟ و سالیان تو چون روزگار آدمی؟
که در عصیان من تفحص میکنی، و در گناهان من پُرس و پژوه؟
دانی که من گنهکار نیم؛ و از دست تو رهانندهای نیست.
Ali
چنین گویند که یادکردِ آزادمردان از پس ِایشان زندگانی دوم باشد اندر دنیا.
محمد غزّالی طوسی
ponio
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۸۶
تعداد صفحهها
۲۶۰ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۸۶
تعداد صفحهها
۲۶۰ صفحه
قیمت:
۷۸,۰۰۰
تومان