جملات زیبای کتاب خوب مثل مرده ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب خوب مثل مرده ها

بریده‌هایی از کتاب خوب مثل مرده ها

نویسنده:هالی جکسون
انتشارات:نشر نون
امتیاز
۴.۱از ۲۱۱ رأی
۴٫۱
(۲۱۱)
بعضی وقت‌ها باید بیرون از حوزه قانون دنبال عدالت بگردیم.
SAREN
«دنیا بدون اون جای بهتر و امن‌تریه.»
n re
«اگه قرار باشه بین خودم و تو یکی رو انتخاب کنم، خودم رو فدات می‌کنم.»
n re
دستگاه‌ها دروغ نمی‌گویند، این کار مختص انسان‌هاست.
n re
گاهی در این شهر اتفاق‌های خوب هم می‌افتد.
n re
زمان برای آدم وحشت‌زده جور دیگری می‌گذرد؛ یک عمر در چند ثانیه طی می‌شود و برعکس.
n re
این آخرین بار بود. این یک ساعت پُر از لحظه‌های آخر بود
n re
بهم گفت بعضی وقت‌ها باید بیرون از حوزه قانون دنبال عدالت بگردیم. حق با اون بود.
n re
«خیلی بده که یه نفر چیزی توی نوشیدنیت بریزه و زندگیت رو نابود کنه، مگه نه؟»
n re
«نظام عدالت قضایی ما کاستی‌های سازمانی جدی دارد...»
n re
انگار الان تمام زندگی‌اش در مرگ خلاصه شده بود.
mobi
شاید فقط وقتی از قانون فاصله می‌گیریم، عدالت رو پیدا می‌کنیم. باید از اداره‌های پلیس و آدم‌هایی مثل تو دور بشیم.
Haniye
می‌فهمم چرا از من متنفرند. خودم هم از خودم بدم می‌آید.
Azar
حالا از همه‌چیز می‌ترسید. قلبش گوش‌به‌زنگ بود و بی‌جهت احساس خطر می‌کرد. اگر دلش می‌خواست، می‌توانست صدای شلیک گلوله را در پس هر صدایی بشنود. از شب وحشت داشت، نه از تاریکی. حتی می‌ترسید به دست‌های خودش نگاه کند. در هم شکسته بود.
Ahoo
هیچ‌چیزی این زخم را التیام نمی‌داد. نه زمان نه مکان. هیچ‌چیز.
Zohreh
دستگاه‌ها دروغ نمی‌گویند، این کار مختص انسان‌هاست.
Shaghayegh
چشم‌هایش را بست و وانمود کرد گذشته و آینده‌ای وجود ندارد. فقط فقدان بود. آسودگی در وجودش رها شد، ولی ذهنش هیچ‌وقت برای مدتی طولانی ساکت نمی‌شد.
Mohammadi
«می‌دونی چارلی گرین یکی از مهم‌ترین درس‌های زندگی رو یادم داد؟ بهم گفت بعضی وقت‌ها باید بیرون از حوزه قانون دنبال عدالت بگردیم. حق با اون بود.»
رؤیا اسماعیل زاده
می‌توانست این حس را داخل شیشه بریزد تا مدتی آن را داشته باشد؟ کاش می‌شد وجودش را با چیزهای خوب پُر می‌کرد و رطوبت خون روی دست‌هایش را نادیده می‌گرفت! کاش وقتی لیوانی را روی میز می‌گذاشت، صدایش را با شلیک گلوله اشتباه نمی‌گرفت! کاش احساس نمی‌کرد با هر بار پلک زدن، آن نگاه مرده در تاریکی منتظرش است! اوه، زیادی دیر شده بود.
Ahoo
کسانی که بتواند دلگرم به حضورشان باشد و همان‌قدر که پیپ برایشان ارزش قایل است، به او اهمیت بدهند. افرادی که اگر ناپدید شد، دنبالش بگردند.
Ahoo
حتی اگر مجبور بود خودش را روی زمین بکشد، حتی وقتی حفره قلبش زیادی بزرگ می‌شد و توانش را می‌گرفت، باید حرکت می‌کرد.
Haniye
حقیقت مهم نیست. اون‌ها دنبال روایتی می‌رن که قابل‌قبول و باورپذیر باشه.
Maryomi
گاهی در این شهر اتفاق‌های خوب هم می‌افتد.
لیلا.
هیچ‌کس نمی‌تونه تو رو از من بگیره، حتی خودت
simakarami
دوستت دارم. از خیلی جهات شبیه من نیستی و هیچ عیب‌وایرادی نداری. هر کاری می‌کنم تا خوشحال باشی.
Azar
هیجان‌انگیز است. اینکه وقتی کسی حواسش نیست، نگاهش کنی. نامرئی باشی. غیب شوی.
Zohreh
وقتی خودت ناپدید بشی، کی می‌خواد دنبالت بگرده؟
لیموی‌سبز.
می‌توانست این حس را داخل شیشه بریزد تا مدتی آن را داشته باشد؟
لیموی‌سبز.
تو همیشه شجاعت رو تا مرحله حماقت جلو می‌بری.
Zohreh
شاید این ماجرا رفاقتشان را در بوته آزمایش گذاشته بود، ولی چیزی عوض نمی‌شد.
Zohreh

حجم

۵۰۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۴۱۶ صفحه

حجم

۵۰۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۴۱۶ صفحه

قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
تومان