جملات زیبای کتاب خوب مثل مرده ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب خوب مثل مرده ها
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب خوب مثل مرده ها

دنباله کتاب راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب و دختر خوب، خون بد

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۲۲۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
هالی جکسون، محدثه احمدی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
SAREN
۶۳
بعضی وقت‌ها باید بیرون از حوزه قانون دنبال عدالت بگردیم.
n re
۳۸
«دنیا بدون اون جای بهتر و امن‌تریه.»
n re
۳۴
«اگه قرار باشه بین خودم و تو یکی رو انتخاب کنم، خودم رو فدات می‌کنم.»
n re
۲۵
دستگاه‌ها دروغ نمی‌گویند، این کار مختص انسان‌هاست.
n re
۱۷
گاهی در این شهر اتفاق‌های خوب هم می‌افتد.
n re
۱۷
زمان برای آدم وحشت‌زده جور دیگری می‌گذرد؛ یک عمر در چند ثانیه طی می‌شود و برعکس.
n re
۱۳
بهم گفت بعضی وقت‌ها باید بیرون از حوزه قانون دنبال عدالت بگردیم. حق با اون بود.
n re
۱۳
«خیلی بده که یه نفر چیزی توی نوشیدنیت بریزه و زندگیت رو نابود کنه، مگه نه؟»
n re
۱۳
این آخرین بار بود. این یک ساعت پُر از لحظه‌های آخر بود
n re
۱۱
«نظام عدالت قضایی ما کاستی‌های سازمانی جدی دارد...»
hamta
۸
انگار الان تمام زندگی‌اش در مرگ خلاصه شده بود.
Haniye
۵
شاید فقط وقتی از قانون فاصله می‌گیریم، عدالت رو پیدا می‌کنیم. باید از اداره‌های پلیس و آدم‌هایی مثل تو دور بشیم.
Azar
۵
می‌فهمم چرا از من متنفرند. خودم هم از خودم بدم می‌آید.
Ahoo
۴
حالا از همه‌چیز می‌ترسید. قلبش گوش‌به‌زنگ بود و بی‌جهت احساس خطر می‌کرد. اگر دلش می‌خواست، می‌توانست صدای شلیک گلوله را در پس هر صدایی بشنود. از شب وحشت داشت، نه از تاریکی. حتی می‌ترسید به دست‌های خودش نگاه کند. در هم شکسته بود.
Zohreh
۴
هیچ‌چیزی این زخم را التیام نمی‌داد. نه زمان نه مکان. هیچ‌چیز.
Shaghayegh
۳
دستگاه‌ها دروغ نمی‌گویند، این کار مختص انسان‌هاست.
Mohammadi
۳
چشم‌هایش را بست و وانمود کرد گذشته و آینده‌ای وجود ندارد. فقط فقدان بود. آسودگی در وجودش رها شد، ولی ذهنش هیچ‌وقت برای مدتی طولانی ساکت نمی‌شد.
رؤیا اسماعیل زاده
۳
«می‌دونی چارلی گرین یکی از مهم‌ترین درس‌های زندگی رو یادم داد؟ بهم گفت بعضی وقت‌ها باید بیرون از حوزه قانون دنبال عدالت بگردیم. حق با اون بود.»
Zohreh
۳
شاید این ماجرا رفاقتشان را در بوته آزمایش گذاشته بود، ولی چیزی عوض نمی‌شد.
eloohii
۳
شاید فقط وقتی از قانون فاصله می‌گیریم، عدالت رو پیدا می‌کنیم.
Ahoo
۲
می‌توانست این حس را داخل شیشه بریزد تا مدتی آن را داشته باشد؟ کاش می‌شد وجودش را با چیزهای خوب پُر می‌کرد و رطوبت خون روی دست‌هایش را نادیده می‌گرفت! کاش وقتی لیوانی را روی میز می‌گذاشت، صدایش را با شلیک گلوله اشتباه نمی‌گرفت! کاش احساس نمی‌کرد با هر بار پلک زدن، آن نگاه مرده در تاریکی منتظرش است! اوه، زیادی دیر شده بود.
Ahoo
۲
کسانی که بتواند دلگرم به حضورشان باشد و همان‌قدر که پیپ برایشان ارزش قایل است، به او اهمیت بدهند. افرادی که اگر ناپدید شد، دنبالش بگردند.
Haniye
۲
حتی اگر مجبور بود خودش را روی زمین بکشد، حتی وقتی حفره قلبش زیادی بزرگ می‌شد و توانش را می‌گرفت، باید حرکت می‌کرد.
Maryomi
۲
حقیقت مهم نیست. اون‌ها دنبال روایتی می‌رن که قابل‌قبول و باورپذیر باشه.
لیلا.
۲
گاهی در این شهر اتفاق‌های خوب هم می‌افتد.
simakarami
۲
هیچ‌کس نمی‌تونه تو رو از من بگیره، حتی خودت
Azar
۲
دوستت دارم. از خیلی جهات شبیه من نیستی و هیچ عیب‌وایرادی نداری. هر کاری می‌کنم تا خوشحال باشی.
Zohreh
۲
هیجان‌انگیز است. اینکه وقتی کسی حواسش نیست، نگاهش کنی. نامرئی باشی. غیب شوی.
لیموی‌سبز.
۲
وقتی خودت ناپدید بشی، کی می‌خواد دنبالت بگرده؟
لیموی‌سبز.
۲
می‌توانست این حس را داخل شیشه بریزد تا مدتی آن را داشته باشد؟