
٪۷۰
کتاب چهارهزار هفته
مدیریت زمان برای میراها
انتشارات:
انتشارات میلکان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
هدیهٔ دریا
۷۴
بیایید با پذیرش شکست شروع کنیم
Siavash Haji
۵۴
به طریقی، دو دقیقه صبر برای گرمشدن غذا در مایکروویو اعصابخردکنتر از دو ساعت آشپزی روی اجاق است ــ یا ده ثانیه منتظرماندن برای بازشدن وبسایت با سرعت پایین اینترنت سختتر از سه روز صبرکردن برای دریافت همان اطلاعات از طریق پست است.
marjan
۴۹
اگر در محل کار به تروفرز بودن مشهور شوید، فقط کار بیشتری روی سرتان ریخته خواهد شد
هدیهٔ دریا
۳۹
برای کارکردن در بازههای بیستوپنجدقیقهای با زمان استراحت پنجدقیقهای استفاده کردم (این رویکرد اسم رسمی دارد: تکنیک پومودورو و دنبالکنندههای فراوانی در اینترنت دارد). فهرستهایم را به سه اولویت الف، ب و ج تقسیمبندی کردم (حدس میزنید چند کار با اولویت ب و ج را توانستم کامل کنم؟). سعی کردم کارهای روزانهام را با اهدافم و اهدافم را با ارزشهای درونیام همگام کنم. استفاده از این روشها باعث شد احساس کنم دارم به دورانی طلایی از بهرهوری آرامشبخش و متمرکز و فعالیت معنیدار میرسم. اما این دوران هرگز نرسید و من فقط مضطربتر و افسردهتر شدم.
ali_hosseini
۳۸
(نیچه مینویسد: «ما در کار روزانهٔ خود بیفکرتر و کورکورانهتر از آنچه برای بقا لازم است تلاش میکنیم، چون ضروریتر است که برای توقف و فکرکردن به زندگی وقت نداشته باشیم. عجله مفهومی جهانی است، چون همه در حال فرار از خودشاناند.»(۲۸))
هدیهٔ دریا
۲۳
از لحاظ ذهنی در آینده زندگی میکنیم و منتظریم روزی در آینده بالأخره نوبت به انجامدادن کارهایی که واقعاً میخواهیم برسد و در این حین نگرانیم که نکند در سطح مطلوب نباشیم، نکند انگیزه یا قدرت کافی برای همگامشدن با سرعت کنونی زندگی نداشته باشیم.
|kosar|
۱۹
ما نباید از دوشنبهها متنفر و به امید آخرهفتهها و تعطیلات زنده باشیم. نباید مجبور باشیم برای دستشویی رفتن دست بلند کنیم و اجازه بگیریم. نباید در روزهای زیبا و دلانگیز در خانههایمان حبس باشیم.
سیدرضا
۱۶
مارک منسن نویسنده زمانی که خود نیز هنوز خانهبهدوش بود نوشت: «پارسال، به هفده کشور سفر کردم. امسال به ده کشور سفر خواهم کرد. پارسال، در بازهٔ سهماهه از تاجمحل، دیوار چین و ماچوپیچو دیدن کردم... اما همه را تنهایی رفتم.»
سیدرضا
۱۶
زمان هم مانند پول است که هرچه بیشتر داشته باشید بهتر است. اما اگر مجبور باشید همهچیز را تنهایی تجربه کنید، بینهایت وقتداشتن هم هیچ فایدهای ندارد. بینهایت کار مهم در طول عمرتان وجود دارد: روابط اجتماعی داشتن، قرار عاشقانه گذاشتن، بچه تربیتکردن، کسبوکار راهانداختن، جنبش سیاسی راهانداختن، پیشرفت فنّاوری داشتن که همه و همه نیازمند همگامشدن با دیگران است. درواقع، داشتن زمان زیادی بدون فرصت استفاده از آن همراه با دیگران نهتنها بیفایده است، بلکه عملاً ناخوشایند است. برای همین، بدترین مجازات برای افراد پیشمدرن تبعید فیزیکی و طردشدن از جامعه و خارجشدن از نظم همگانی قبیله بود.
.
۱۵
شاید مشکل شما سرشلوغی زیاد نیست، بلکه سرشلوغی خیلی کم، داشتن کار حوصلهسربر یا اساساً بیکاری است. کوتاهی عمر حتی در این شرایط هم اوضاع را بدتر میکند، چون شما دارید همین زمان محدود را نیز جوری میگذرانید که نمیخواهید.
{بانو راد}
۱۳
دنیای ما شده برزخ شبکههای اجتماعی و جلسات آنلاین و بیخوابی. دنیایی که در آن برنامهریزیهای درستوحسابی یا حتی تصور زندگی فراتر از آخرهفتهٔ بعد تقریباً ناممکن است.
کاربر ۲۷۷۵۱۱۸
۱۲
روزی یک تاجر نیویورکی برای تعطیلات به مکزیک میرود و با ماهیگیر مکزیکی همکلام میشود. ماهیگیر به او میگوید که تنها چند ساعت در روز کار میکند و بیشترِ زمانش را زیر نور آفتاب نوشیدنی مینوشد و با دوستانش موسیقی مینوازد. تاجر، که از مدیریت زمان ماهیگیر منزجر شده است، به او توصیهای میکند: اگر ماهیگیر بیشتر کار کند، میتواند سودهایش را برای خریدن قایقهای بیشتر سرمایهگذاری کند، کارگر برای خودش استخدام کند، میلیونها دلار دربیاورد و بعد زودتر از موعد بازنشسته شود. ماهیگیر میپرسد: «بعدش چهکار کنم؟» تاجر جواب میدهد: «هان! خب، بعدش، میتونی باقی عمرت رو با دوستات زیر نور آفتاب نوشیدنی بنوشی و موسیقی بنوازی.»
elham
۱۰
حضور مشکلات در زندگیتان مانعی سر راه داشتنِ زندگیای معنادار نیست، بلکه جوهرهٔ آن است.
کاربر ۵۱۱۲۶۵۰
۱۰
مثل همان ماهیهایی هستیم که نمیدانند آب چیست، چون آب آنها را کاملاً احاطه کرده است.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۹
فیلسوف رومی، سنکا، در نامهای که امروزه با عنوان اندر باب کوتاهی عمر معروف است، اینگونه اظهار تأسف میکند: «این فرصتِ زمانی دادهشده به ما آنچنان سریع و در یک چشم به هم زدن میگذرد که همگی جز اندک افرادی، تازه وقتی خود را برای زندگیکردن آماده میبینیم، درمییابیم که زندگیمان خاتمه یافته است.»
me
۹
قضیه پیچیدهتر از این حرفها است. باید یاد بگیرید به کارهایی که دوست دارید انجام بدهید نه بگویید، چون به این درک رسیدهاید که تنها یک بار شانس زندگیکردن دارید.»(۶۳)
هدیهٔ دریا
۸
من سالها برای کنترل زمان تلاش کردم و شکست خوردم. درواقع، علایم من مخصوصاً مربوط به زیرگونهای بود که من به آن تعلق داشتم: من یک «خورهٔ بهرهوری» بودم. دیدهاید که بعضیها خورهٔ بدنسازی، مد، صخرهنوردی یا شعرند؟ خورههای بهرهوری عاشق تیکزدن فهرست کارهای انجامشدهشان هستند. یعنی همان است، فقط خیلی غمانگیزتر.
Bitt
۶
فقدان بخشی از زندگی است. همین است که هست؛ و چقدر آرامشبخش است که این را با تمام وجود بپذیریم.
me
۶
طبق گفتهٔ دنیل مارکوویتس، استاد حقوق، حتی برندهها در فرهنگ دستاوردمحور ما (آنهایی که در دانشگاههای برتر قبول میشوند و بعد بیشترین حقوقها را دریافت میکنند) درمییابند که پاداش آنها فشار بیپایان کار با «شدت بیحد» است تا درآمد و موقعیتی را که فکر میکنند پیشنیازهای زندگی ایدئالشان است حفظ کنند. (۳۴)
parham
۶
تنها راهی که میتوانید قطعاً مطمئن باشید آن کار انجام میشود این است که بخشی از آن را ــ هرچقدر هم کم ــ امروز انجام دهید بدون توجه به اینکه چند سنگ بزرگ دیگر دارند التماس میکنند به آنها توجه کنید.
بهرام
۵
اگر هشتاد سال عمر کنید، فقط حدود چهارهزار هفته زندگی خواهید کرد.
بهرام
۵
جنی اودل، نویسنده و هنرمند، مینویسد: «هیچ کاری سختتر از هیچ کاری نکردن نیست.»
Alipourrahim
۵
آینده جذابتر از حال است، چون میتوانید در تمام رؤیاهایتان دربارهٔ آن زیادهروی کنید، حتی اگر رؤیاها همدیگر را نقض کنند ــ دربارهٔ شریکهای عشقی خیالی هم درست است که میتوانند بهراحتی ویژگیهای شخصیتیای داشته باشند که در دنیای واقعی امکان ندارد در یک آدم همزمان بروز کند. مثلاً، معمولاً آدمها ناخودآگاه رابطهای را به امید اینکه شریکشان هم بینهایت ثبات هم بینهایت هیجان داشته باشد شروع میکنند. و بعد وقتی این اتفاق نمیافتد، فرض میکنند مشکل از شریکشان است و این مشخصهها حتماً در یک شخص دیگری همزمان وجود دارد؛ شخصی که باید بروند و دنبالش بگردند. حقیقت این است که این خواستهها ضدونقیض است. مشخصههایی که فرد را کاملاً هیجانانگیز میکند معمولاً متضاد مشخصههایی است که فرد را کاملاً باثبات میکند. گشتن به دنبال هر دوی ویژگیها در یک آدم همانقدر مضحک است که دنبال رؤیای کسی باشیم که قدش هم ۱۸۰ باشد هم ۱۵۲.
saghar
۵
برای نهایت لذتبردن از تنها فرصت زندگی که نصیبمان شده، نباید از تکتک ساعات آزاد خود برای رشد شخصی استفاده کنیم.
Sar
۵
مشکل اصلی غلبه بر زمان این است که سرآخر این زمان است که بر ما غلبه میکند.
بهرام
۴
به این حس نگرانکننده فکر کنید که دامنهٔ توجه ما آنقدر محدود شده که افرادی که در کودکی و نوجوانی عاشق کتابخوانی بودند الآن بهسختی میتوانند بدون نگاهکردن به گوشی همراهشان یک پاراگراف بخوانند
بهرام
۴
وقتی با تقاضاهای زیادی روبهرو باشید، راحتترین کار این است که فرض کنید تنها راهکار استفادهٔ بهتر از زمان است؛ بهجای اینکه از خودتان بپرسید آیا این تقاضاها منطقی است یا ن
کاربر ۱۷۹۸۵۴۰
۴
آیا درست است که تمام عزتنفسم از کارم نشئت بگیرد یا نه
me
۳
انتخابهای سخت اجتنابناپذیر است، مهم این است که یاد بگیریم آگاهانه تصمیم بگیریم که روی چه تمرکز کنیم و از چه چشمپوشی کنیم بهجای اینکه بگذاریم تصمیمات خودبهخود گرفته شود یا اینکه خودمان را گول بزنیم که با تلاش بسیار و ترفندهای درست مدیریت زمان ممکن است اصلاً مجبور نشویم این تصمیمهای سخت را بگیریم. محدودیتپذیربودن یعنی در برابر وسوسهٔ اغواگرانهٔ «بازبودن انتخابهای پیشِ رو» ــ که درواقع فقط راه دیگری است برای سعی در داشتن حس کنترل ــ مقاومت کنید و بهجایش تعهدات بزرگ، ترسناک و برگشتناپذیر ببندید؛ تعهداتی که نتیجهبخش بودنش پیشبینیپذیر نیست، اما مطمئناً درنهایت رضایتبخش خواهد بود. و این
me
۳
شاید مهمتر از آن این است که دیدن و پذیرفتن قدرتهای محدود ما بر زمان میتواند ما را ترغیب کند که در اصلِ این ایده شک کنیم: زمان چیزی مصرفکردنی است. گزینهٔ دیگری هم وجود دارد: این مفهوم نامتداول اما قدرتمند که اجازه دهیم زمان ما را مصرف کند و زندگی را فرصتی برای عملیکردن برنامههای ازپیشتعیینشده برای موفقیت ندانیم، بلکه آن را پاسخ به نیازهای مکانی و زمانی خود در تاریخ ببینیم.
