. به آنها خیره میشوم چون دارند یکدیگر را میبوسند و من در زندگیام بوسههای زیادی ندیدهام.
سرم را برمیگردانم. بخشی از وجودم سرزنششان میکند و بخشی دیگر کنجکاو است چون تا حالا چنین تجربهای نداشتهام. «حالا مجبورن جلوی جمع این کار رو بکنند؟»
ال ابروهایش را درهم میکشد. «فقط دارن همدیگرو میبوسند. همین.»