
willow
۲
«آیا من در بستن روبان به یالم، باز مجاز خواهم بود؟» اسنوبال جواب داد: «رفیق، این روبانی که تو تا این حد به آن علاقهمندی، نشان بردگی است. قبول نداری که ارزش آزادی بیش از روبان است؟»
کاربر ۸۵۱۹۲۵۱
۰
یکی گفت: «این همه شیر را چه باید کرد؟»
یکی از مرغها گفت: «جونز گاهی مقداری از آن را با نواله قاتی میکرد.»
ناپلئون خود را جلوی سطلها حائل کرد و فریاد کشید: «رفقا، به شیر توجهی نکنید. بعداً ترتیب آن داده میشود. مهم جمعآوری محصول است.
کاربر ۸۵۱۹۲۵۱
۰
وقتی شب برگشتند، متوجه شدند شیری در بساط نیست.
