
بریدههایی از کتاب زن خوب ایالت سچوان
۳٫۸
(۸۴)
سنگینی بار نیات خیر مرا به قعر خاک فرو میبرد،
درحالیکه اگر ظلم روا میداشتم،
قدرت از آنم بود و از بهترین نوع گوشت تغذیه میکردم.
باید دنیای شما نقصی داشته باشد.
چرا بدی را پاداش میدهند و مجازاتی اینچنین سنگین
در انتظار نیکوکاران است؟
هلیا قاطع
بدبختانه دارم به این حقیقت پی میبرم که انسان باید خیلی خوششانس و دارای افکار بکر و دوستان بیشماری باشد که زیر چرخ روزگار خرد نشود.
Nilpar
. بهقول قدیمیها، استعداد انسان مثل ناقوسی است که چون آن را بنوازی، بهصدا درمیآید و در غیر این صورت خاموش است.
fereshteh
در سرزمین ما
کاردان به شانس نیاز دارد.
تنها زمانی میتواند اظهار وجود کند.
که پشتیبان قدرتمندی داشته باشد.
نیکان را توان آن نیست که خود را یاور باشند و خدایان درماندهاند.
چرا خدایان صاحب تانک و توپ
ناوشکن و بمبافکن و مین نیستند
تا مردم بدنهاد را از پای درآورند و نیکان را نگهبان باشند؟
fereshteh
چطور میتوان از چنگ تمام نقطهضعفها گریخت، علیالخصوص از چنگ کشندهترین آنها، یعنی عشق؟ نه، از دست اینیکی نمیشود فرار کرد، خیلی برای آدم گران تمام میشود.
mansoreh hosseini
بر برادرتان ستم رفته و شما پلکها را برهم مینهید.
ستمدیده نعره میکشد و شما لب از لب نمیگشایید.
ستمگر آزادانه میگردد و قربانی میجوید.
و شما میپندارید که از ستم او در اماناید، زیرا نافرمانی نکردهاید.
این چه شهری است؟ شما چگونه انسانهایی هستید؟
در شهری که به کسی بیعدالتی میشود، باید مردم سر به شورش بردارند.
شهری که در آن از شورش نشانی نیست،
چه بهتر که قبل از رسیدن غروب آفتاب
در میان شعلههای آتش نابود شود.
l_Patienc_l
خدای سومی: افسوس، ای مرد آبفروش، ظاهراً فرمانهای ما خیلی طاقتفرساست. از آن میترسم که مجبور شویم بر تمام احکام اخلاقیای که وضع کردهایم، خط بطلان بکشیم. مردم برای نجات زندگی سادهٔ خود بهاندازهٔ کافی گرفتاری دارند. نیّات خیر آنها را به لب پرتگاه سوق میدهد و انجام اعمال نیک آنان را به قعر پرتگاه سرنگون میسازد. (رو به دو خدای دیگر): این دنیا قابل زیست نیست. باید این واقعیت را بپذیرید.
fereshteh
بر برادرتان ستم رفته و شما پلکها را برهم مینهید.
ستمدیده نعره میکشد و شما لب از لب نمیگشایید.
ستمگر آزادانه میگردد و قربانی میجوید.
و شما میپندارید که از ستم او در اماناید، زیرا نافرمانی نکردهاید.
این چه شهری است؟ شما چگونه انسانهایی هستید؟
هلیا قاطع
بر برادرتان ستم رفته و شما پلکها را برهم مینهید.
ستمدیده نعره میکشد و شما لب از لب نمیگشایید.
ستمگر آزادانه میگردد و قربانی میجوید.
و شما میپندارید که از ستم او در اماناید، زیرا نافرمانی نکردهاید.
این چه شهری است؟ شما چگونه انسانهایی هستید؟
در شهری که به کسی بیعدالتی میشود، باید مردم سر به شورش بردارند.
شهری که در آن از شورش نشانی نیست،
چه بهتر که قبل از رسیدن غروب آفتاب
در میان شعلههای آتش نابود شود.
نسترن گشتاسبی
آیا لگدمال کردن همنوع
کاری بس دشوار نیست؟ حرص و ولع
رگهای پیشانی آنان را متورم ساخته است.
دستها، دستی را به گرمی میفشارند
که از روی صفا بهسوی آنها دراز شود.
تنها آزمندان باید در این راه سختی را بر خود هموار سازند.
وه که چه لذتی است در بخشایش و چه لطفی
در مهر ورزیدن! سخن محبتآمیز،
بهراحتیِ آهی آرامشبخش، از دهان خارج میشود.
Mojde
چرا خدایان در آسمانها با صدای بلند اعتراف نمیکنند که دنیای خوبی را به نیکان مدیوناند؟
Atia
چرا خدایان در آسمانها با صدای بلند اعتراف نمیکنند که دنیای خوبی را به نیکان مدیوناند؟
چرا تانک و توپ در اختیار نیکان نمیگذارند
و فرمان نمیدهند: آتش کنید و بیشازاین در تحمل سختیها شکیبا نباشید؟
roozbeh ariana
در سرزمین ما
نمیبایست غروبهای غمبار وجود داشته باشد
و پلهای غولپیکر بر فراز رودها نیز،
حتی ساعات میان شامگاه و سپیدهدم
و روزهای زمستان هم خطرناک است،
زیرا در اثر تهیدستی
کوچکترین چیزی سبب میشود
که مردم
زندگی تحملناپذیر خویش را به دور افکنند.
fereshteh
در سرزمین ما
کاردان به شانس نیاز دارد.
تنها زمانی میتواند اظهار وجود کند.
که پشتیبان قدرتمندی داشته باشد.
نیکان را توان آن نیست که خود را یاور باشند و خدایان درماندهاند.
چرا خدایان صاحب تانک و توپ
ناوشکن و بمبافکن و مین نیستند
تا مردم بدنهاد را از پای درآورند و نیکان را نگهبان باشند؟
roozbeh ariana
افراد بیبضاعت با رغبت بیشتری بذل و بخشش میکنند. شاید مردم مایلاند آنچه را که در توان دارند، عرضه کنند. و چه راهی بهتر از مهر ورزیدن. کینهتوزی در حقیقت نشانهای از بیکفایتی است.
AS4438
بر برادرتان ستم رفته و شما پلکها را برهم مینهید.
ستمدیده نعره میکشد و شما لب از لب نمیگشایید.
ستمگر آزادانه میگردد و قربانی میجوید.
و شما میپندارید که از ستم او در اماناید، زیرا نافرمانی نکردهاید.
این چه شهری است؟ شما چگونه انسانهایی هستید؟
در شهری که به کسی بیعدالتی میشود، باید مردم سر به شورش بردارند.
شهری که در آن از شورش نشانی نیست،
چه بهتر که قبل از رسیدن غروب آفتاب
در میان شعلههای آتش نابود شود.
pooria t
در سرزمین ما
نیکان را توان آن نیست که برای دیرزمانی نیک بمانند.
وقتی کاسهها پر نباشد، سفرهنشینان به سروکلهٔ هم میزنند.
آخ! فرامین خدایان
جوابگوی احتیاجات ما نیست.
چرا خدایان بر سر بازارها نمیآیند
و این نعمتهای پربرکت را با لبی خندان بین مردم تقسیم نمیکنند؟
چرا به کسانی که با نان و شراب تن فربه کردهاند، اجازه میدهند تا دوستانه با هم کنار بیایند؟
Atia
بهقول قدیمیها، استعداد انسان مثل ناقوسی است که چون آن را بنوازی، بهصدا درمیآید و در غیر این صورت خاموش است.
bookwormnoushin
هیچ انسانی نمیتواند برای دیرزمانی نیکوکار بماند، مگر اینکه از او طلب نیکی کنند.
katy
بدون لگدمال کردن گروهی،
نمیتوان درماندهای را یاری کرد.
AS4438
تردید، بهشرط آنکه بر آن چیره شوی، اهمیتی ندارد
ت ت
انسان باید خیلی خوششانس و دارای افکار بکر و دوستان بیشماری باشد که زیر چرخ روزگار خرد نشود.
Narges Nazif
انسان خوب در موقعیتهای دشوار بهتر آشکار میشود. رنج کشیدن انسان را از پلیدیها پالایش میکند.
black
در دنیای عجیبی هستیم! همهجا فقر، دنائت و سقوط! حتی طبیعت را نیز به نابودی کشاندهایم. درختهای زیبا به زیر سیمهای متعدد گردن شکسته و در فراسوی کوهها، تودههای عظیم دود سر به آسمان کشیده و صدای غرش توپها به گوش میرسد. و هیچ کجا آدم خوبی یافت نمیشود که بتواند روی پای خود بایستد.
sara.hp
مردم برای نجات زندگی سادهٔ خود بهاندازهٔ کافی گرفتاری دارند. نیّات خیر آنها را به لب پرتگاه سوق میدهد و انجام اعمال نیک آنان را به قعر پرتگاه سرنگون میسازد
sara.hp
بدبختانه دارم به این حقیقت پی میبرم که انسان باید خیلی خوششانس و دارای افکار بکر و دوستان بیشماری باشد که زیر چرخ روزگار خرد نشود.
roozbeh ariana
در شهری که به کسی بیعدالتی میشود، باید مردم سر به شورش بردارند.
شهری که در آن از شورش نشانی نیست،
چه بهتر که قبل از رسیدن غروب آفتاب
در میان شعلههای آتش نابود شود.
roozbeh ariana
در دنیای عجیبی هستیم! همهجا فقر، دنائت و سقوط! حتی طبیعت را نیز به نابودی کشاندهایم. درختهای زیبا به زیر سیمهای متعدد گردن شکسته و در فراسوی کوهها، تودههای عظیم دود سر به آسمان کشیده و صدای غرش توپها به گوش میرسد. و هیچ کجا آدم خوبی یافت نمیشود که بتواند روی پای خود بایستد.
roozbeh ariana
تردید، بهشرط آنکه بر آن چیره شوی، اهمیتی ندارد.
یه منتظر
در سرزمین ما
کاردان به شانس نیاز دارد.
تنها زمانی میتواند اظهار وجود کند.
که پشتیبان قدرتمندی داشته باشد.
نیکان را توان آن نیست که خود را یاور باشند و خدایان درماندهاند.
چرا خدایان صاحب تانک و توپ
ناوشکن و بمبافکن و مین نیستند
تا مردم بدنهاد را از پای درآورند و نیکان را نگهبان باشند؟
Atia
حجم
۱۲۶٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۳۶ صفحه
حجم
۱۲۶٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۳۶ صفحه
قیمت:
۷۳,۰۰۰
تومان