جملات زیبای کتاب امیلی و مدیر مدرسه | طاقچه
تصویر جلد کتاب امیلی و مدیر مدرسه
off

کتاب امیلی و مدیر مدرسه

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۵۲ رأی)
mia:)🌾🪐...
۴
بچه‌های لوس موجب آزار همه هستند از جمله خودشان
Ghazal
۳
امیلی هرگز او را به این خوبی مثل وقتی که کنارش نشست؛ نشناخته بود.
itsJuilia
۲
تمام تعطیلات ...باید اینجا با خانم رابینسون تنها باشم!
Mobina
۲
خواب‌های بامزه، آرزوهای بامزه مگس یه وقت دماغت را نگزه
Ghazal
۲
با همه اینها برای امیلی آنجا دنیای جذابی بود که در آن خودش را پیدا می‌کرد.
𝔰𝔥𝔞𝔦𝔫𝔞
۲
خانم رابینسون جاسوس پرنده‌هاست؛ همینطور که جاسوس ماست.
𝔰𝔥𝔞𝔦𝔫𝔞
۲
خانم رابینسون پرسید: این همه وقت چه چیزی توی دستت نگه داشته‌ای؟ -گیره سر جوانا. او گفته می‌توانم در تعطیلات نگهش دارم. نگاه کنید. الماس‌های واقعی دارد خانم رابینسون ملاحظه‌کارانه گفت: اوم...بله ...می‌بینم
dina
۱
امیلی چندان مطمئن نبود. خوابگاه سرد ِبزرگ و خالی را بیاد آورد. همینطور گفته هیلدا را: امیلی شب‌ها پیش خانم رابینسون است... او را بدون کلاه گیس می‌بیند.
itsJuilia
۱
«آیل چستر» برده بود تا فیلمی از والت دیسنی
itsJuilia
۱
درزبان انگلیسی بالد کچل هم معنی می دهد.
والریا
۰
اما بعضی وقت‌ها شب هنگام پرنده سیاهی روی یک درخت سیب در جالیز می‌خواند. و روی قفسه اتاق پذیرایی خانم رابینسون مجسمه کوچک چینی دختر چوپان دامن پر از گلش را دردست داشت.