جملات زیبای کتاب ماتریس ذهن | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماتریس ذهن

بریده‌هایی از کتاب ماتریس ذهن

نویسنده:تامس آگدن
انتشارات:نشر نو
امتیاز
۳.۴از ۳۱ رأی
۳٫۴
(۳۱)
تا تجربه و اندیشهٔ اصلی از طریق زبان و در حافظهٔ هشیار و ناهشیار حفظ نشود، در اکنونِ بی‌پایانی گرفتار خواهیم شد که نه می‌توان در آن تأمل کرد و نه می‌توان از آن آموخت.
آرزو
هیچ پاره‌ای از گذشته از میان نمی‌رود؛ چنین چیزی شدنی نیست، زیرا گذشته تغییر نمی‌پذیرد. اما، می‌توان پاره‌ای از تاریخ خود را نادیده انگاشت.
آرزو
نمی‌توان جایی را ترک کرد که هرگز در آنجا نبوده‌ایم (رجوع کنید به سرلز، ۱۹۸۲).
آرزو
بارها به این گمان افتاده‌ام که روان اشخاص نوروتیک، بیش از هر منبع دیگری، خزانهٔ صُورِ دیرینِ رشد و تحول آدمی است (فروید، ۱۹۱۷-۱۹۱۶، صص ۳۷۱-۳۷۰).
آرزو
آنکه از رابطه محروم بماند شاید به بقای جسمانی خود ادامه دهد، اما از ظرفیت کامل زیستن بی‌بهره است.
Azade_sh
آگدن می‌گوید خیال‌پروری روان‌کاو بر رابطهٔ درمانی اثر می‌گذارد و تفکر بیمار را دگرگون می‌کند.
Azade_sh
با نادیده‌گرفتنِ تاریخِ گفت‌وگویی که مقدم بر ما، و به یک معنا، آفرینندهٔ ما در زمان حال بوده است، کمتر می‌توانیم از طریق نهادها و معانی و اندیشه‌ها و احساسات و هنر و آنچه آفریده‌ایم، خود را به‌تمامی بازشناسیم و درک کنیم. هر قدر بیشتر بخشی از این گفتمان را نادیده بگیریم، از خود تهی شده‌ایم، زیرا به همان‌سان، بی‌خویشتن (یعنی، بی‌تأمل در خود) زیسته‌ایم.
آرزو
دوپارگی موضوع همواره همراه است با دوپارگی ایگو. احساس گم‌شدن بخشی از خود بیمار، بخشی است از تجربهٔ دوپارگی ایگو، زیرا هر رابطهٔ پاره‌موضوعی ضرورتاً بازتابی است از تنها یک وجهِ جداافتادهٔ خود.
آرزو
فانتزی بازنمود روانیِ سرشت زیستی آدمی است.
Azade_sh
نوزاد باید بتواند به دوپاره‌سازی دست بزند تا بی‌آنکه اضطراب آسیب‌رساندن به مادر و آسیب‌دیدن از سوی او را داشته باشد، در امنیت تغذیه کند.
Azade_sh
همان‌گونه که فروید (۱۹۱۵-۱۹۱۱) در مقالاتی درباب فنون درمانی اشاره کرده، انتقال از جنس تکرار است نه یادآوری
Azade_sh
عشق اُدیپی، مانند تمامی مصادیق عشق، خصوصیتی اعتیادآور و جاذب دارد. کودکی که در سنین نهفتگی است، بر اثر رهایی از فشار درونی ناشی از عشق به موضوعی ممنوع، به آرامشی عظیم می‌رسد. حدی از آزادی از این روابط موضوعی عمیق و متعارض، این امکان را برای کودک فراهم می‌کند که رفته‌رفته زندگی جداگانه‌ای از والدین خود را بیاغازد.
Azade_sh
گذار از نظریهٔ لیبیدو به نظریهٔ روابط موضوعی از دههٔ ۱۹۲۰ آغاز شد. چهره‌های شاخص این گذار یا روان‌کاوانی مانند کلاین و بالینت بودند که به بریتانیا کوچیدند یا کسانی مانند فربرن و وینیکات که اصالت بریتانیایی داشتند.
Azade_sh
نظریه‌های روابط موضوعی با نظریه‌های بین‌شخصی یکی نیستند: در روابط موضوعی فرایندهای ناهشیار جایگاهی بنیادین دارد.
Azade_sh
رهیافت روابط موضوعی تحولی است در روان‌کاوی بریتانیایی که در آن وجوه ناهشیار رابطه نقشی محوری دارد.
Azade_sh
آدمی در مقام موجودی اجتماعی در بطن ماتریس ارتباط رشد و تحول می‌یابد و بیش و پیش از هر چیز رابطه‌جو است، نه لذت‌جو.
Azade_sh
ظرفیت مادر یا مراقب اولیه در نگهداری و ارتباط چشمی با نوزاد و نشاندن او در مرکز هستی خود، توان گذار از نخستین سال‌های زندگی را به نوزاد می‌بخشد و اینها همان‌قدر در رشد و تحول شخصیت مهم‌اند که انحلال عقدهٔ اُدیپ.
Azade_sh
روابط موضوعی رهیافتی است که رابطهٔ روان‌درمانگر و بیمار را بازتابی از دوگانهٔ مادر و کودک می‌داند.
Azade_sh
بیون در رهیافت تأویلی و پدیدارشناختی‌اش -خاصه در دورهٔ متأخر- درمان روان‌کاوی را رؤیایی دونفره می‌انگاشت.
Azade_sh
نظریه و سنت کلاینی فهم ما را از ذهن آدمی وارد قلمروی ژرف‌تر و اسرارآمیزتر از مدل تعارض و سائق فروید کرد.
Azade_sh
روان‌کاوان کلاینی و هم دیگر اعضای مکتب روابط موضوعی بریتانیایی از مشاهدهٔ مستقیم نوزادان و کودکان، به این حقیقت تأثرانگیز رسیدند که برای نوزادِ نحیف و ضعیف، نیازهای ارضا نشده مسألهٔ مرگ و زندگی است. آنان با دو بالِ تجربه و تحلیل از این واقعیت پرده برداشتند که خشم و خروش بدوی و اضطراب سایکوتیکِ برخی بزرگسالان تجربه‌ای دقیقاً مشابه و البته مسألهٔ مرگ و زندگی است.
Azade_sh
وظیفهٔ ویژهٔ روان‌کاو یافتن زبان و شیوهٔ بودن و حالتی وجودی است تا از رهگذر آن هرچه بیشتر بتواند تجارب بیمار را دربرگیرد و بدین‌سان جراحات گذشتهٔ او را شفا بخشد (آگدن، ۱۹۹۷).
Azade_sh
می‌میریم با محتضران: بنگر، آنان می‌روند و ما نیز با ایشان. زاده می‌شویم با مردگان: بنگر، آنان باز می‌آیند و ما نیز با ایشان. ــ تی. اس. الیوت، چهار کوارتت
Azade_sh
سائق‌های غریزی باید به‌نحوی دگرگون شوند تا "پیامدی روانی"، یعنی فانتزی، بیافرینند (آیزاکس، ۱۹۵۲). عامل این دگرگونی آن بخشی از ذهن است که اید نام دارد.
Azade_sh
دنیای نوزاد در آغاز ماهیت بدنی دارد و فانتزی نمودی است از تلاش نوزاد برای دگرگون‌ساختن پدیده‌های جسمانی به روانی.
Azade_sh
"حتی کودکی که رابطهٔ عاشقانه‌ای با مادر خود داشته نیز ناهشیارانه از این می‌هراسد که به دست او بلعیده و تکه‌پاره و نابود شود" (کلاین، ۱۹۶۳b، ص ۲۷۷).
Azade_sh
برای آنکه ابتدا درکی از تجربهٔ فانتزی نوزاد حاصل کنیم، باید به کاری ناممکن دست بزنیم و بکوشیم خود را خارج از نظام نمادهای کلامی، که زندگی بزرگسالان را دربرگرفته، تصور کنیم و به جای آن خود را محصور در نظامی از تجارب غیرکلامی و حسی (از جمله تجارب جنبشیو احشایی) تخیّل کنیم.
Azade_sh
به باور بیون (۱۹۶۲a، ۱۹۶۲b)، خلق معنا اساساً فرایندی بین‌شخصی است که به‌واسطهٔ گونهٔ ابتدایی همانندسازی فرافکنانه صورت می‌پذیرد.
Azade_sh
اصطلاح موضع اشاره دارد به سطحی از سازمان روانی و شکل رابطه با موضوع و سطح نمادپردازی و شیوه‌های دفاعی و اقسام اضطراب و رشدیافتگی ایگو و سوپرایگو و دیگر ویژگی‌های مختص آن سطح. این "مواضع" پشت سر گذاشته نمی‌شوند، بلکه در حکم شیوه‌های توأمانِ سازماندهی و پردازش تجارب درسرتاسر زندگی تداوم می‌یابند (کلاین، ۱۹۵۲a، بیون، ۱۹۵۰، ۱۹۶۳)، و هر کدام کیفیت وجودی متمایزی پدید می‌آورند
Azade_sh
اضطراب اصلی در موضع پارانویداسکیزوید ترس از نابودی خود و موضوع‌های ارزشمند خود است.
Azade_sh