
کتاب ماتریس ذهن
روابط موضوعی و گفت و گوی روانکاوانه
انتشارات:
نشر نو٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
آرزو
۵
تا تجربه و اندیشهٔ اصلی از طریق زبان و در حافظهٔ هشیار و ناهشیار حفظ نشود، در اکنونِ بیپایانی گرفتار خواهیم شد که نه میتوان در آن تأمل کرد و نه میتوان از آن آموخت.
آرزو
۴
هیچ پارهای از گذشته از میان نمیرود؛ چنین چیزی شدنی نیست، زیرا گذشته تغییر نمیپذیرد. اما، میتوان پارهای از تاریخ خود را نادیده انگاشت.
آرزو
۴
نمیتوان جایی را ترک کرد که هرگز در آنجا نبودهایم (رجوع کنید به سرلز، ۱۹۸۲).
آرزو
۳
بارها به این گمان افتادهام که روان اشخاص نوروتیک، بیش از هر منبع دیگری، خزانهٔ صُورِ دیرینِ رشد و تحول آدمی است (فروید، ۱۹۱۷-۱۹۱۶، صص ۳۷۱-۳۷۰).
آرزو
۳
دوپارگی موضوع همواره همراه است با دوپارگی ایگو. احساس گمشدن بخشی از خود بیمار، بخشی است از تجربهٔ دوپارگی ایگو، زیرا هر رابطهٔ پارهموضوعی ضرورتاً بازتابی است از تنها یک وجهِ جداافتادهٔ خود.
Azade_sh
۳
آنکه از رابطه محروم بماند شاید به بقای جسمانی خود ادامه دهد، اما از ظرفیت کامل زیستن بیبهره است.
Azade_sh
۳
آگدن میگوید خیالپروری روانکاو بر رابطهٔ درمانی اثر میگذارد و تفکر بیمار را دگرگون میکند.
آرزو
۲
با نادیدهگرفتنِ تاریخِ گفتوگویی که مقدم بر ما، و به یک معنا، آفرینندهٔ ما در زمان حال بوده است، کمتر میتوانیم از طریق نهادها و معانی و اندیشهها و احساسات و هنر و آنچه آفریدهایم، خود را بهتمامی بازشناسیم و درک کنیم. هر قدر بیشتر بخشی از این گفتمان را نادیده بگیریم، از خود تهی شدهایم، زیرا به همانسان، بیخویشتن (یعنی، بیتأمل در خود) زیستهایم.
Azade_sh
۲
فانتزی بازنمود روانیِ سرشت زیستی آدمی است.
Azade_sh
۲
نوزاد باید بتواند به دوپارهسازی دست بزند تا بیآنکه اضطراب آسیبرساندن به مادر و آسیبدیدن از سوی او را داشته باشد، در امنیت تغذیه کند.
Azade_sh
۲
همانگونه که فروید (۱۹۱۵-۱۹۱۱) در مقالاتی درباب فنون درمانی اشاره کرده، انتقال از جنس تکرار است نه یادآوری
Azade_sh
۱
عشق اُدیپی، مانند تمامی مصادیق عشق، خصوصیتی اعتیادآور و جاذب دارد. کودکی که در سنین نهفتگی است، بر اثر رهایی از فشار درونی ناشی از عشق به موضوعی ممنوع، به آرامشی عظیم میرسد. حدی از آزادی از این روابط موضوعی عمیق و متعارض، این امکان را برای کودک فراهم میکند که رفتهرفته زندگی جداگانهای از والدین خود را بیاغازد.
Azade_sh
۰
گذار از نظریهٔ لیبیدو به نظریهٔ روابط موضوعی از دههٔ ۱۹۲۰ آغاز شد. چهرههای شاخص این گذار یا روانکاوانی مانند کلاین و بالینت بودند که به بریتانیا کوچیدند یا کسانی مانند فربرن و وینیکات که اصالت بریتانیایی داشتند.
Azade_sh
۰
نظریههای روابط موضوعی با نظریههای بینشخصی یکی نیستند: در روابط موضوعی فرایندهای ناهشیار جایگاهی بنیادین دارد.
Azade_sh
۰
رهیافت روابط موضوعی تحولی است در روانکاوی بریتانیایی که در آن وجوه ناهشیار رابطه نقشی محوری دارد.
Azade_sh
۰
آدمی در مقام موجودی اجتماعی در بطن ماتریس ارتباط رشد و تحول مییابد و بیش و پیش از هر چیز رابطهجو است، نه لذتجو.
Azade_sh
۰
ظرفیت مادر یا مراقب اولیه در نگهداری و ارتباط چشمی با نوزاد و نشاندن او در مرکز هستی خود، توان گذار از نخستین سالهای زندگی را به نوزاد میبخشد و اینها همانقدر در رشد و تحول شخصیت مهماند که انحلال عقدهٔ اُدیپ.
Azade_sh
۰
روابط موضوعی رهیافتی است که رابطهٔ رواندرمانگر و بیمار را بازتابی از دوگانهٔ مادر و کودک میداند.
Azade_sh
۰
بیون در رهیافت تأویلی و پدیدارشناختیاش -خاصه در دورهٔ متأخر- درمان روانکاوی را رؤیایی دونفره میانگاشت.
Azade_sh
۰
نظریه و سنت کلاینی فهم ما را از ذهن آدمی وارد قلمروی ژرفتر و اسرارآمیزتر از مدل تعارض و سائق فروید کرد.
Azade_sh
۰
روانکاوان کلاینی و هم دیگر اعضای مکتب روابط موضوعی بریتانیایی از مشاهدهٔ مستقیم نوزادان و کودکان، به این حقیقت تأثرانگیز رسیدند که برای نوزادِ نحیف و ضعیف، نیازهای ارضا نشده مسألهٔ مرگ و زندگی است. آنان با دو بالِ تجربه و تحلیل از این واقعیت پرده برداشتند که خشم و خروش بدوی و اضطراب سایکوتیکِ برخی بزرگسالان تجربهای دقیقاً مشابه و البته مسألهٔ مرگ و زندگی است.
Azade_sh
۰
وظیفهٔ ویژهٔ روانکاو یافتن زبان و شیوهٔ بودن و حالتی وجودی است تا از رهگذر آن هرچه بیشتر بتواند تجارب بیمار را دربرگیرد و بدینسان جراحات گذشتهٔ او را شفا بخشد (آگدن، ۱۹۹۷).
Azade_sh
۰
میمیریم با محتضران:
بنگر، آنان میروند و ما نیز با ایشان.
زاده میشویم با مردگان:
بنگر، آنان باز میآیند و ما نیز با ایشان.
ــ تی. اس. الیوت، چهار کوارتت
Azade_sh
۰
سائقهای غریزی باید بهنحوی دگرگون شوند تا "پیامدی روانی"، یعنی فانتزی، بیافرینند (آیزاکس، ۱۹۵۲). عامل این دگرگونی آن بخشی از ذهن است که اید نام دارد.
Azade_sh
۰
دنیای نوزاد در آغاز ماهیت بدنی دارد و فانتزی نمودی است از تلاش نوزاد برای دگرگونساختن پدیدههای جسمانی به روانی.
Azade_sh
۰
"حتی کودکی که رابطهٔ عاشقانهای با مادر خود داشته نیز ناهشیارانه از این میهراسد که به دست او بلعیده و تکهپاره و نابود شود" (کلاین، ۱۹۶۳b، ص ۲۷۷).
Azade_sh
۰
برای آنکه ابتدا درکی از تجربهٔ فانتزی نوزاد حاصل کنیم، باید به کاری ناممکن دست بزنیم و بکوشیم خود را خارج از نظام نمادهای کلامی، که زندگی بزرگسالان را دربرگرفته، تصور کنیم و به جای آن خود را محصور در نظامی از تجارب غیرکلامی و حسی (از جمله تجارب جنبشیو احشایی) تخیّل کنیم.
Azade_sh
۰
به باور بیون (۱۹۶۲a، ۱۹۶۲b)، خلق معنا اساساً فرایندی بینشخصی است که بهواسطهٔ گونهٔ ابتدایی همانندسازی فرافکنانه صورت میپذیرد.
Azade_sh
۰
اصطلاح موضع اشاره دارد به سطحی از سازمان روانی و شکل رابطه با موضوع و سطح نمادپردازی و شیوههای دفاعی و اقسام اضطراب و رشدیافتگی ایگو و سوپرایگو و دیگر ویژگیهای مختص آن سطح. این "مواضع" پشت سر گذاشته نمیشوند، بلکه در حکم شیوههای توأمانِ سازماندهی و پردازش تجارب درسرتاسر زندگی تداوم مییابند (کلاین، ۱۹۵۲a، بیون، ۱۹۵۰، ۱۹۶۳)، و هر کدام کیفیت وجودی متمایزی پدید میآورند
Azade_sh
۰
اضطراب اصلی در موضع پارانویداسکیزوید ترس از نابودی خود و موضوعهای ارزشمند خود است.