جملات زیبای کتاب زلزله ده ریشتری | طاقچه
تصویر جلد کتاب زلزله ده ریشتری

بریده‌هایی از کتاب زلزله ده ریشتری

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۹از ۸۱ رأی
۳٫۹
(۸۱)
دولتا با انتخابات می‌اومدن سر کار. تو چهار سال اول قیمتا مهار می‌شد؛ چون برای چهار سال دوم از مردم رأی می‌خواستن. اما چهار سال دوم نه؛ دیگه از این خبرا نبود.
مرجان فراهانی
تنها قسمت مملکت‌داری که هیچ حاکمی نمی‌تونه درباره‌ش دروغ بگه، اقتصاده. اقتصاد با سیاست‌ورزی تغییری نمی‌کنه و با میزان دین‌داری یا بی‌دینی بالاوپایین نمی‌شه. اقتصاد با کار و تلاش و صداقت رشد می‌کنه و قاتل جونش هم تنبلی، بی‌عاری و دروغه. اقتصاد، ریاضیاته.
آریا سلطانی نجف آبادی
می‌بینین؟ تقصیر خودشون بود. نباید زیادی به آدما فشار بیارن. خیلی اذیتمون کردن. دیگه هیچ انگیزه‌ای نداشتیم و فقط نشسته بودیم به انتظار مرگ. وقتی کسی از آشناهامون می‌مرد واقعاً همه براش خوش‌حال می‌شدیم و حتی به حالش غبطه می‌خوردیم و گریه می‌کردیم که چرا مرگ نصیب اون شد، نه ما. ما دیگه چیزی برای ازدست‌دادن نداشتیم و صد آه و واویلا به حال دشمنای ما!
آریا سلطانی نجف آبادی
«باید به خود جرئت داد، ما می‌توانیم».
آریا سلطانی نجف آبادی
فکرش رو بکنین؛ اگر یه چیز تو دنیا باشه که باید خیلی عاقلانه ازش ترسید، اون چیزیه که از هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌ترسه.
Ali
روی زمینی که به‌نام امام شهیدشون بود، نوشته بودن: "یا منصور اَمِت".
zaree025
در بیش از ۱۷۰ سالی که تهران به خودش زلزلهٔ جدی ندید. در تمام این سال‌های پیش و پس از «انقلاب اسلامی»، کسی برای نوسازی و ایمن‌سازی بافت‌های فرسوده‌ای که با زلزله‌ای متوسط هم نابود می‌شدند، فکری نکرد. ریشهٔ این مشکلات در میان خود ایرانی‌ها بود؛ آن موقع که در بیش از نیم‌قرن حکومت نتوانستند فساد را آن‌قدر کم کنند که روز بحران و بدبختی چوب لای چرخشان نشود. اشتباهشان این بود که نظام بوروکراتیک را آن‌قدر که باید و شاید کوچک نکردند تا در عین حال که وظیفه‌اش را انجام می‌دهد، منسجم و سریع باشد.
آریا سلطانی نجف آبادی
همه در کلام این کار رو غیراخلاقی می‌دونستن، ولی به‌شدت علاقه داشتن کنار بایستن و ببینن آخرش چی می‌شه. بالاخره کسی باید این صید نیمه‌جون رو از پا درمیاورد. حالا که کار به خلاص‌کردنش رسیده بود، بیش از این تعلل جایز نبود.
~fatemeh♡
قاعدهٔ کار هم همینه اصلاً؛ جاسوس رو به‌شکل بی‌آزارترین افراد غیرنظامی درمیاری و می‌فرستی داخل کشور هدف؛ مثلاً معلم، طبیعت‌گرد یا باستان‌شناس و فعال حقوق کودکان.
آریا سلطانی نجف آبادی
احساس کردم مثل یه شکار زخمی و بی دفاع شدیم که هرکی داره تکه‌ای از بدنش رو می‌کَنه. یاد امام‌حسین (ع) افتادم که وقتی تو گودال افتاد، حتی پیرمردای ضعیف و نحیف هم عصا به دست سراغش اومدن.
آریا سلطانی نجف آبادی
ملت‌ها با بمبارون شکست نمی‌خورن، فقط کشته می‌شن. مفهوم این دو با هم خیلی متفاوته.
amirali
نمی‌شد و نمی‌شود آن‌ها را مقصر پنداشت، ولی سهیم بودند؛ ازآن‌رو که ساکت بودند، ناظر بودند و دم برنمی‌آوردند.
م.ظ.دهدزی
از خدا مرگ خواستم، ولی نداد. حقم داشت؛ زنده‌بودن برام بهترین عذاب بود.
م.ظ.دهدزی
هیچی تو دنیا از سربازی که چیزی برای ازدست‌دادن نداره، خطرناک‌تر نیست.
~fatemeh♡
"تا ظالمی در عالم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم."
امیرمحمد اشرفی دهکردی
"دیوانگی چیزی نیست جز انجام کارهای تکراری و یکسان و داشتن توقع کسب نتایج متفاوت"
فقیر
پیروزی تا دلتون بخواد پدر داره، اما شکست یتیمه.
شهید زهره بنیانیان
فکرش رو بکنین؛ اگر یه چیز تو دنیا باشه که باید خیلی عاقلانه ازش ترسید، اون چیزیه که از هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌ترسه.
Ali
ملت‌ها با بمبارون شکست نمی‌خورن، فقط کشته می‌شن.
شهید زهره بنیانیان
هرکی باد بکاره، طوفان درو می‌کنه.
م.ظ.دهدزی
مرتب ویدئوهایی می‌دیدیم که افرادی رو خونوادگی دار زده بودن، اونم از تیرای برق خیابونا. دولت جمهوری اسلامی، بیانیه پشت بیانیه صادر می‌کرد و مردم رو به حفظ آرامش فرامی‌خوند. اما همه تصمیم گرفته بودن بیانیه‌ها رو فقط بشنون. تأثیری روشون نداشت. این گروه، اون روزا نه نامی داشت نه نشونی و نه رهبری. فقط اتفاقاتی بود که می‌افتاد. پلاکاردی به گردن هرکس انداخته می‌شد که نشون می‌داد کیه و کجا وظیفه‌ش رو انجام نداده یا بد انجام داده و توضیحی مبنی بر اینکه با کارش در چه اتفاقاتی شریکه. بعد هم طرف از جایی شروع می‌کرد به تاب‌خوردن، در حالی که از گردن آویزون بود.
Negin
«ایرانی‌ها مردان سرسخت خاورمیانه‌اند». ما خبر نداشتیم که تا آن روز نه با جنگجوها و سرسختای خاورمیانه که با دیگرشان جنگیدیم.
Negin
آدم دلش می‌خواهد او عنان امور را به دست بگیرد. آدم دوست دارد آزادی را از خود سلب کند و خودش را بسپارد به او
~fatemeh♡
نظر تشکیلات، ذهنی که سؤالای زیاد و راحت می‌کنه، فردا و پس‌فردا به سؤالای سخت می‌رسه. پس، باید کارش رو ساخت و همین کار رو هم می‌کنن؛ طرف رو به جلسات انتقاد از خود می‌برن و می‌ذارنش جلوی بقیهٔ اعضا تا ازش انتقاد کنن. انتقادای سخت و خردکننده‌ای بارش می‌کنن. هر روز، چهار صبح بیدارش می‌کنن و تا شب می‌فرستنش سر یه کار بی‌خود یا دورهٔ آموزشی چریکی و تمرینات ورزشی و.... بعد، خسته و داغون می‌نشوننش جلوی همه تا خودش از خودش انتقاد کنه. گفتم که این روند امتحان خودش رو پس داده. شاید برای آدمای قوی، یه هفته یا ده روز دووم‌آوردن تو چنین ماشین خردکننده‌ای، رکورد محسوب بشه.
Alibp
وقتی آدمای ناحسابی رو تو مملکت به کار می‌گیری، موقع بحران، ضعفای خودشون رو نشون می‌دن. ناحسابین دیگه.
لونا
«مطالعهٔ تاریخ و سال‌ها کار و تجربه‌اندوزی برام به‌خوبی روشن کرده که سقوط و شکست‌های بزرگ تقریباً تو تموم مواقع با خیانت همراه می‌شن.
لونا
: «باید به خود جرئت داد، ما می‌توانیم».
لونا
می‌خواستن روی من تأثیر بذران و خودشون رو قوی و استوار نشون بدن، در حالی که داشتن سر متر به متر خاک وطن خودشون چونه می‌زدن. واقعاً خنده‌دار و در عین حال ابلهانه بود.
لونا
شوروی و فرانسه قبل از جنگ به این ایده که دورهٔ جدید، دورهٔ تانک‌هاست خندیدن و برای آماده‌سازی سواره‌نظاماشون کلی هزینه کردن. بعد، اون اسبای بیچاره جلوی تانکا چه کردن؟ حالا کی می‌تونه بگه اون ژنرالا از جنگ سر درنمیاوردن یا بی‌تجربه بودن یا احمق؟ هیچ‌کدوم از اونا این طور نبودن. مسئله این بود که یه‌دفعه کسی پیدا می‌شد که از بقیه باهوش‌تر بود و به همه رودست می‌زد
لونا
تصمیمات بین‌المللی اشتباهی است که سبب رشد خوی وحشیگری در رژیم صهیونیستی شد؛ لوس‌کردن یک کشور، مؤاخذه‌نکردنش برای هیچ‌یک از اقدامات جنایت‌کارانه‌ای که هر روز مرتکب می‌شود. این خطاهای بین‌المللی سبب شد آن رژیم، زرادخانه‌ای از سلاح‌های مرگ‌بار و ممنوعه بسازد که حتی عرضهٔ نگهداریش را هم نداشت.
لونا

حجم

۲۹۱٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۲۸۸ صفحه

حجم

۲۹۱٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۲۸۸ صفحه

قیمت:
۸۵,۰۰۰
تومان