من خشمگینم: این خشم رابطهای که من بدان وابستهام را تهدید میکند، پس من خودم را بدل میکنم به فردی مهربان، حساس و خوب. در این کیمیاگری ذهنی، در این کار جادویی، این عمل پنهان شدن، من از نو در قالبی قابلقبول برای دیگران و در نتیجه برای خودم ظاهر میشوم (این همان نظم منطقی است). و چه بلایی بر سر خشم میآید؟ خشم به شکل آنچه «دردنشانها» نامیده میشود، یعنی صورتهای رایج پریشانی و بیقراری، بروز مییابد. پس از این جهت میتوان گفت دردنشانها روابطی هستند که هالهای از ابهام آنها را پوشانده است.