جملات زیبا از متن کتاب تاریخ روابط ایران و امریکا | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تاریخ روابط ایران و امریکاsubscriptionAvailable

کتاب تاریخ روابط ایران و امریکا

۳.۶(از ۱۶ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۲۹۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

حملۀ رضاشاه به اسلام و بالابردن تاریخ ایران باستان، گسستی عمیق در قلب جامعۀ ایرانی ایجاد کرد: اسکیزوفرنی ملی که هنوز بهبود نیافته است. قرن‌ها بود که ایرانی‌ها هیچ تناقضی میان میراث شکوهمند کوروش کبیر و یقین معنوی اسلامی نمی‌دیدند. مانند یونانیان امروز که رو به مسیحیت آغوش گشوده‌اند اما هنوز به اسطوره‌های زئوس و اودیسه افتخار می‌کنند، ایرانیان نیز سعادتمندانه هویتی با دو جنبۀ اسلامی و پیشااسلامی از میراث خود داشتند؛ اما رضاشاه نخستین شاهی بود که به‌صراحت به ایرانیان می‌گفت مجبورند یکی را به‌سود دیگری کنار بگذارند.
محمد
۶
رضاشاه مردی جاهل و مدرسه‌نرفته و کم‌سواد بود که تنها فهمی مبهم از گذشتۀ کشور خود داشت. پیش از آنکه ایران بتواند شکوه باستانی خود را زنده کند، می‌بایست درمی‌یافت آن شکوه باستانی دقیقاً چه بوده است.
محمد
۵
آنچه محمدرضاشاه نتواست دریابد، این بود که اگر کسی می‌خواهد مستبد باشد، به‌ناچار باید واقعاً مستبد باشد.
محمد
۳
آنچه اسرائیل به‌مراتب بیشتر از بمب هسته‌ای ایران می‌ترسد، دوستی ایران با ایالات متحده است؛ ایرانی که قوی و غیرمنزوی است و نقش مهمی در امور منطقه ایفا می‌کند.
محمد
۳
در سال ۱۹۳۵ [۱۳۱۳]، ایران رسماً عنوان کرد که به‌جای پارس، ایران خوانده شود.
سُهاد
۲
اوضاع در تهران به‌شدت دگرگون شد. امیرکبیر به‌دست دشمنانش به قتل رسیده بود و نخست‌وزیری جانشین وی شده بود که به نظر می‌رسید بسیار به منافع بریتانیا وفادار است.(۱۳) پنجرۀ مذاکرات با آمریکا بسته و معاهدۀ پیش از تصویب، منقضی شد. مارش معتقد بود انگلیس در پشت صحنه موش‌دوانی می‌کرده است.
سُهاد
۲
در بیشتر سال‌های دهۀ ۱۹۲۰، رضاشاه از مدرسه‌های تبشیری آمریکایی استقبال می‌کرد. احساس می‌کرد این مدرسه‌ها می‌توانند نقش مهمی در طرح مدرن‌سازی او ایفا کنند. مدرسه‌هایی مانند البرز را محیطی پربار برای پرورش رهبران آینده می‌دید که قادر خواهند بود وزارتخانه‌های دولت را بدون کمک مشاوران اروپایی بگردانند. آن‌ها نیز دقیقاً همین‌ گونه شدند. برای نسل‌ها، دبیرستان البرز همچون خط تولید بوروکرات‌ها و تکنوکرات‌هایی عمل می‌کرد که تحول ایران را از پادشاهی سنتی خاورمیانه به کشور مدرن پویایی رهبری می‌کردند. اگرچه بسیاری از اوقات گفته نمی‌شود، درست تا زمان انقلاب اسلامی، بسیاری از وزارتخانه‌های دولت پر از فارغ‌التحصیلان البرز بود.
محمد
۱
سال بعد، آوریل هریمن، فرستادۀ آمریکا که از ایران بازدید می‌کرد، این ادعای شاه را پذیرفت که ایران «واقعاً دمکراتیک نمی‌شود... تا زمانی که مردمش برای فهم اصول دولت دمکراتیک، آموزش کافی نبینند.»(۱۶) هریمن هرگز از شاه نپرسید که این آموزش چگونه امکان دارد انجام شود؛ آن‌هم وقتی ایران سی تا چهل‌درصد از بودجۀ خود را صرف پلیس و ارتش کرده و کمتر از شش‌درصد را در راه آموزش هزینه می‌کرد.(۱۷)
محمد
۱
پاول به‌ویژه از این برافروخته بود که دولت اصرار داشت رهبران ایران پیش از آنکه حتی ایالات متحده تصمیم به گفت‌وگو بگیرد، تسلیم شوند. پاول می‌گفت: «شما نمی‌توانید مذاکره کنید، وقتی به طرف مقابل می‌گویید پیش از شروع گفت‌وگو چیزی به ما بدهد که بعد از گفت‌‌وگو به دست می‌آید».
محمد
۱
برای اسرائیل و حامیان آمریکایی‌اش، عادی‌سازی روابط با ایران نگران‌کننده است؛ زیرا نشان می‌دهد ایالات متحده ممکن است اساساً اتحاد خود را با کشورهای خاورمیانه مجدداً تنظیم کند و به ایران اجازه دهد در جایگاهی برجسته قرار گیرد و حتی به رقیب استراتژیک اسرائیل تبدیل شود.
محمد
۱
امپراتوران پارس یکی از بزرگ‌ترین شهرهایی را که جهان تا آن زمان به خود دیده بود، بنا کرده بودند. نام آن شهر، پرسپولیس بود؛ به‌معنای «شهر پارس‌ها». آوازه‌اش به حدی بود که امکان داشت حتی قدرتمندترین شاهزاده‌ها که پس از روزها و هفته‌ها صحراپیمایی به آن می‌رسیدند، در برابر آن دستپاچه شوند.
سُهاد
۱
سال ۱۹۰۱، شاه آن‌چنان محتاج بیست‌هزار پوند شد که حاضر شد در ازای آن، حق اکتشاف نفت در سراسر ایران را برای شصت سال بعد در اختیار یک شرکت بریتانیایی قرار دهد: تصمیمی که نسل‌های متعددی از ایرانیان را تحت‌تأثیر قرار می‌داد. مظفرالدین‌شاه تنها ده سال حکومت کرد: از ۱۸۹۶ تا ۱۹۰۷. اما در همین مدت کوتاه، چنان حجمی از بدهی را برای جانشینان خود باقی گذاشت که بازپرداخت آن تقریباً از نظر ریاضی ناممکن بود. نوعی تجاوز عریان به خزانۀ ایران بود؛ نوعی ارضای نفس حریصانه که تجاوز مالی، تنها وصف مناسب برای آن بود.
سُهاد
۱
پیش‌نویس قانون اساسی در اکتبر۱۹۰۶ به پادشاه ارائه شد؛ کسی که دیگر به‌سختی می‌توانست بدون کمک جابه‌جا شود. او به این امید که شاید مسئله از میان برود، آن را به تأخیر انداخت؛ اما دیگر زمانی نداشت و می‌دید که در نهایت چاره‌ای ندارد. روز ۳۱دسامبر۱۹۰۶ [۸دی‌۱۲۸۵]، انگشتان گوشتالو و مبتلا به قانقاریای او، امضایی در حاشیۀ سند ارائه‌شده گذاشت و به تصویب نخستین قانون اساسی ایران منجر شد. او پنج روز پس از امضا درگذشت.
سُهاد
۱
جانشین شاه، پسرش محمدعلی، مستبد کهنه‌پرستی بود که از تمام ارزش‌های مشروطه تنفر داشت. او همچنین اتحاد نزدیکی با روسیه داشت؛ روسیه‌ای که به‌شدت مخالف انقلاب بود و ترجیح می‌داد با تحریک محمدعلی‌شاه، او را به وضعیت مشتری‌مدارانۀ پیشین بازگرداند. محمدعلی‌شاه در نخستین سال سلطنتش، با اکراه مجلس را تحمل کرد؛ اما در اوایل سال ۱۹۰۷، پس از آنکه مجلس در اقدامی شگفت‌انگیز وام بریتانیایی‌روسی چهارصدهزارپوندی را رد کرد، تنش‌ها بالا گرفت. ماجرا در فوریه، یک گام فراتر رفت: مجلس دستور اخراج مأموران منفور بلژیکی گمرک را صادر و قانون تأسیس بانک ملی مستقل ایران را تصویب کرد.
سُهاد
۱
در تمام این اقدامات، مجلس در حال بازتاب احساسات عمومی ایرانیان در کف خیابان بود؛ احساس تنفر تا سرحد مرگ از اینکه مقامات ایرانی، از قدرت‌های خارجی دستور می‌گرفتند.
سُهاد
۱
در مقابل، شاه جدید مدافع نظم قدیمی بود و از هیچ تلاشی برای تضعیف مجلس خودداری نمی‌کرد. به این ترتیب می‌توانست همچنان از روسیه وام بگیرد. خطوط نبرد در حال ترسیم بود.
سُهاد
۱
در ماه ژوئن، شاه سرکوب تمام‌عیاری را آغاز کرد. فعالان سیاسی را دستگیر کرد. حکومت نظامی اعلام کرد و در یک حرکت کاملاً توهین‌آمیز‌، تهران را در اختیار تیپ منفور قزاق قرار داد: واحدی از نظامیان زبده که تحت‌فرماندهی سرهنگ روسی، ولادیمیر لیاخوف قرار داشت. افزایش تنش‌ها تا ۲۳ژوئن [۲تیر۱۲۸۷] ادامه یافت تا اینکه شاه به قزاق‌ها دستور داد ساختمان مجلس را به توپ ببندند. این اقدام، به نبرد مسلحانۀ هشت‌ساعته‌ای انجامید که طی آن تعدادی از مشروطه‌خواهان سرشناس به قتل رسیدند. ایران در وضعیت جنگ داخلی قرار داشت.
سُهاد
۱
یک طرف درگیری، مشروطه‌خواهان بودند که به‌سرعت دژ مستحکمی در شهر شمال‌غربی، تبریز که پایگاه دیرینۀ چپ‌های تندرو بود، ایجاد کردند. در سمت دیگر، شاه و مدافعان او قرار داشتند که به‌شدت تحت‌حمایت روسیه بودند. تبریز در سال ۱۹۰۸، صحنۀ نبردهای خونین بود. ستارخان دلیر، نمونۀ ایرانی و پیشرو چگوارا، شهر را مملو از نیروهای داوطلب نظامی کرد و با همراهی تنها چندصد نیروی باانگیزه، در برابر هزاران تن از سپاهیان سلطنت‌طلب ایستادگی کرد. واکنش دولت، محاصرۀ شهر بود: یکی از دهشتناک‌ترین محاصره‌ها در تاریخ مدرن ایران. ارتش شاه، یک سال تمام مانع رسیدن تدارکات به شهر شد. کودکان مانند اجساد زنده در شهر راه می‌رفتند و با چشمانی برآمده، از چمن و برگ درختان تغذیه می‌کردند.
سُهاد
۱
آن‌ها در تهران، شاه را مغلوب کردند. او که از ترس جان خود به سفارت روسیه پناهنده شده بود و سپس به روسیه گریخت، فرزند یازده‌سالۀ خود، احمد را برای تکیه‌زدن به جایگاه شاهی باقی گذاشت. این ماجرا در واقع نوعی پیروزی برای مشروطه‌خواهان بود. دولت نایب‌السلطنه شکل گرفت تا شاه جدید را در تصمیماتش راهنمایی کند و انتخابات برای مجلس تازه برگزار شد.
سُهاد
۱
از نمایندگان خواسته بودند که تسلیم‌شدن خودشان به‌عنوان یک حکومت مشروطۀ مستقل را در برابر تهاجم نیروی نظامی خارجی تصویب کنند. در نهایت، روحانی مسنی برخاست و سخنان ساده‌ای را بیان کرد: «شاید تقدیر الهی این باشد که آزادی و حق حاکمیت ما به‌زور از ما سلب شود؛ اما بیایید با دستان خود آن را امضا نکنیم!»(۲۰) این حقه کارگر شد. نمایندگان مجلس یک‌به‌یک برخاستند و جسورانه در حمایت از شوستر و علیه روسیه سخنرانی کردند و هنگامی که زمان به پایان رسید، به‌اتفاق آرا، اولتیماتوم روسیه را رد کردند.
سُهاد
۱
قیصرها و پادشاهان، نخست‌وزیرها و امپراتورها از درون کاخ‌های زیبا و بی‌همتای خود اعلام می‌کردند که برای هدف اصیل و باشکوهی می‌جنگند. آن را «جنگی برای پایان‌دادن به تمامی جنگ‌ها» می‌خواندند. آن‌ها پانزده‌میلیون انسان را به کام مرگ کشاندند.
سُهاد
۱
تاج‌گذاری پادشاه: شاه مراسم باشکوه تاج‌گذاری خود و شهبانو فرح را در سال ۱۹۶۷ [۱۳۴۶] برگزار کرد. همان سال، ایران برای نخستین بار در طول تاریخ، ناگزیر شد برای مصارف خوراکی، گندم وارد کند.
lay2571
۱
با وجود اعتراف اولیه به مساعدت ایران در لبنان، روزی که آخرین گروگان آزاد شد، مارلین فیتزواتر، سخن‌گوی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت ایران «همچنان کشوری تروریستی است و هنوز هیچ تغییری در این زمینه صورت نگرفته است».
lay2571
۱
تصویری که از اسناد محرمانۀ شرکت نفت ایران و انگلیس هویدا شد، برای انگلیس بسیار شرم‌آور بود. این اسناد روشن می‌کرد که شرکت سال‌های سال بی‌وقفه در سیاست ایران دخالت کرده است، به وزرای کابینه و نمایندگان مجلس رشوه داده است و تلاش کرده تا سیاست‌مدارانی را که با منافعش هم‌سو نبوده‌اند، از رده خارج کند. به سردبیران روزنامه‌ها رشوه داده است تا داستان‌های نامطلوبی دربارۀ رهبران جبهۀ ملی بنویسند. طرفه آنکه آن‌ها را متهم کند عامل انگلیس هستند. شرکت حتی کمک کرده بود برای رزم‌آرا، نخست‌وزیر پیشین، نطق‌هایی در دفاع از قرارداد الحاقی نوشته شود. وقتی این افشاگری‌ها در روزنامه‌های صبح انتشار یافت، آتشی از خشم و اتهام برافروخت.
سُهاد
۱
تا سال ۱۹۷۶ ایران به‌اندازۀ چین در حوزۀ نظامی پول صرف ‌کرد؛ در حالی که ارتشی ده برابر کوچک‌تر و جمعیتی برابر یک‌بیستم آن داشت.
Mohammad
۱
در واشنگتن، شاه نسبت به همتایان عرب تندرو و مشکل‌ساز خود، جایگزین بهتری بود: کمتر از آن‌ها به اسلام بها می‌داد، تهدید کمتری داشت و ملایم‌تر بود. واشنگتن در دهۀ ۱۹۷۰ امیدی به جهان عرب نداشت
کاربر ۱۰۸۳۳۲۴۹
۱
لس‌آنجلس تایمز در گزارشی نوشت: «به نظر نمی‌رسد تا ۲۵ قرن دیگر بتوان شاهد چنین جشنی بود.»(۸) روزنامۀ نیویورک تایمز با حالتی اعجاب‌آمیز نوشت: «بعضی زمردهای تاج شهبانو فرح به‌اندازۀ توپ‌های گلف بود و الماس‌های آن نیز تنها اندکی کوچک‌تر بود.»
کاربر ۱۰۸۳۳۲۴۹
۱
این شاید یکی از بزرگ‌ترین کنایه‌های انقلاب بود. [امام]‌ خمینی تنها طی چند هفتۀ کوتاه، درسی ساده آموخته بود که شاه هیچ‌وقت نتوانست در سی سال قدرت خود بیاموزد. او آموخته بود چگونه برای ملت پدر باشد. رهبری کاریزماتیک بود که ارزش‌های ملت خود را بازتاب می‌داد و لحن کلی سیاست را تعیین می‌کرد؛ در حالی که اجازه می‌داد دولتش سرزنش تصمیمات غیرمردمی را به جان بخرد. او آموخته بود بر دل‌ها حکم براند، نه اینکه حکومت کند.
Mohammad
۱
آمریکا در سال ۱۹۹۱، تنها ظرف چهل‌وسه روز ارتش صدام حسین را نابود کرد؛ همان ارتشی که ایران در هشت سال نتوانسته بود آن را شکست دهد و در روند این کار، آمریکا هفتصدهزار نیروی آمریکایی و اروپایی و عرب را گرد آورد و آن‌ها را روانۀ مرزهای ایران کرد. این واقعه تذکری خشن بود مبنی بر اینکه آمریکا اگر به عملی تحریک شود، از پس آن برمی‌آید. ازاین‌رو جای تعجب نیست که ایران، کشوری با امکانات متعارف بسیار محدود و ارتشی که به‌دلیل جنگ در هم شکسته بود، به دنبال شیوه‌های ابتکاری برای «برقراری موازنه در میدان بازی» باشد. ایران با حمایت از حزب‌الله و بعدها حماس، برای خود بیمه‌نامه خرید. این موضوع تضمین می‌کرد که اگر هرکدام از رؤسای جمهور آمریکا اقدام نظامی علیه ایران را در نظر داشته باشد، با علم به اینکه ایران می‌تواند در بیروت یا غزه جنگ به پا کند، تردید خواهد کرد.
Mohammad
۱
رویدادهای سال ۱۹۵۳، تأثیری تحول‌آفرین بر تاریخ گذاشت؛ با این حال این رویدادها همیشه از مرثیه‌ای خاموش در رنج بوده است. سال‌های سال نقش آمریکا در سرنگونی مصدق رازی آشکار بوده است. در مهمانی‌های شام سیاست‌پردازان در واشنگتن یا خاطرات گاه‌‌به‌گاه غیررسمی از آن یاد می‌شود؛ اما هیچ‌گاه به‌طور گسترده در رسانه‌ها پخش نشده و به‌طور رسمی به رسمیت شناخته نشده است.(۵۶) بزرگ‌ترین بخش اطلاعات لورفته (تاریخچۀ درون‌سازمانی سیا از عملیات آژاکس) در آوریل۲۰۰۰ به روزنامۀ نیویورک تایمز درز پیدا کرد؛ اما خودِ سند هنوز به‌شکل رسمی محرمانه است. بسیاری از اسناد بسیار حساس انگلیس دربارۀ این موضوع، تا سال ۲۰۵۳ برای عموم در دسترس نخواهد بود.
سُهاد
۱