جملات زیبای کتاب موانع دلبستگی و صمیمیت | طاقچه
تصویر جلد کتاب موانع دلبستگی و صمیمیت
off
٪۷۰

کتاب موانع دلبستگی و صمیمیت

درک و درمان دلبستگی اجتنابی، نفرت از خود و شرم

نوع کتاب
۳.۵(از ۲۸ امتیاز)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Golnaz Javaheri
۲۶
این‌که کودک باور داشته باشد خودش ارزش دوست داشته شدن ندارد آسان‌تر از این است که باور کند «موضوع»هایش -نگاره‌های دلبستگی‌اش- از دوست داشتن او ناتوان‌اند.
niloufar.gh7
۲۱
هیچ‌گاه احساس نکرده بود که برای پدر و مادرش و به خصوص مادرش مهم است و این موضوع شرمی در او به جای گذاشته بود. در یکی از جلسات آخرش به من گفت: «یک جایی توی اعماق وجودم، انگار باور دارم که اشتباهی کردم.» جواب دادم: «فکر کنم احساس می‌کنی اون اشتباه خود تو هستی». اشک‌هایش جاری شد.
niloufar.gh7
۱۸
تجارب دوران کودکی با مراقبان درونی شده‌اند و در صورتی که این تجاربْ ناخوشایند باشند، هستهٔ یک سوپرایگوی سختگیر و تنبیه‌کننده یا رابطه‌ای مشابه با خود شکل می‌گیرد: «رفتاری که در کودکی با ما شده همان رفتاری است که با خود در ادامهٔ زندگی در پیش خواهیم گرفت. اغلب دردناک‌ترین رنج‌هایمان را بر خود تحمیل می‌کنیم. ما هرگز نمی‌توانیم از شکنجه‌گر درونمان رهایی یابیم.»
niloufar.gh7
۱۵
تروی به عنوان پسری «قابل کنترل» و «سازگار» توصیف می‌شد. او اعتراضی نداشت که چرا به‌ندرت با او ارتباطی برقرار می‌شود؛ چرا باید اعتراض می‌کرد؟ او با موقعیتی بهتر از این آشنا نبود و این تمام انتظاری بود که از زندگی داشت. بیشتر اوقات به حال خود رها شده بود،‌
niloufar.gh7
۱۰
او خود را تحقیر می‌کند و باور دارد که سزاوار زجر کشیدن است و همین باورْ نمی‌گذارد آرزوی هیچ چیز بهتری را داشته باشد. شاید حتی لازم است این دردِ هیجانی را بر خود تحمیل کند تا درواقع چیزی برای احساس کردن داشته باشد. آرزو دارد دیده نشود و رابطهٔ آزارگری-آزارخواهیاش با خودْ رابطه‌ای خصوصی باقی بماند. از آن‌جایی که نمی‌خواهد هیچ‌کس کاری به «اسارتش در بند موضوع‌های بد» داشته باشد، به خود متعهد شده نگذارد هیچ فایده‌ای از هر چیز خوبی که بر سر راهش قرار می‌گیرد به او برسد. امتناع او از پذیرش، جذب کردن و تغذیه شدن از هر چیز مثبتی شکلی از/ مانند «بی‌اشتهایی ارتباطی» است.
Golnaz Javaheri
۷
خیلی از این بیماران سوءاستفاده‌های وحشتناک یا تروماهای مشهودی مانند مورد ضرب و شتم واقع شدن یا آزار جنسی را متحمل نشده‌اند و یا شاهد خشونت نبوده‌اند. این کودکان نه به دلیل آنچه رخ داده، بلکه درعوض به علت آنچه که برایشان اتفاق نیفتاده است متمایز هستند _ چیزی شبیه غفلت آن‌ها از تجربیات خوبی که تحول سالم هیجانی را تقویت می‌کند محروم بوده‌اند.
Golnaz Javaheri
۷
تأیید نشدن از جانب کسانی که بیش از همه دوستشان داشته‌ایم تجربه‌ای شبیه شرم است، چنین تجربه‌ای همچون درفشی درون ما جای می‌گیرد و هستهٔ یک «موضوع درونی غیرهمدل» را شکل می‌دهد.
niloufar.gh7
۶
تروی به عنوان پسری «قابل کنترل» و «سازگار» توصیف می‌شد. او اعتراضی نداشت که چرا به‌ندرت با او ارتباطی برقرار می‌شود؛ چرا باید اعتراض می‌کرد؟ او با موقعیتی بهتر از این آشنا نبود و این تمام انتظاری بود که از زندگی داشت. بیشتر اوقات به حال خود رها شده بود،‌ حتی پذیرندگان احتمالی فرزندخواندگی، او را در حالی در یک کالسکه دیدند که شیشهٔ شیری در دهان داشت که به بالشتش تکیه داده شده بود. او طی هزاران ساعت یادگیری آموخته بود که نمی‌توان از بزرگسالان انتظار زیادی داشت.
niloufar.gh7
۵
پیرو نظریهٔ دلبستگی، فیربرن اذعان داشت چون کودک به والدینش نیاز دارد باید از آن‌ها محافظت کند؛ راهبرد حفظ بقایی که به بهای رابطه‌ای مادام‌العمر با یک سوپرایگوی انتقادگر و حس فراگیر گناه و شرم تمام می‌شود
Golnaz Javaheri
۵
کودکان نیاز دارند تا احساسات دشوارشان درک شود و وقتی بدانند که در حضور بزرگسالانی هستند که سعی در درک آن‌ها دارند احساس مراقبت شدن و در بر گرفته شدن خواهند داشت.
Golnaz Javaheri
۵
فناوری برای ارتباط با دیگران مسیرهایی در اختیار ما می‌گذارد، اما از سوی دیگر می‌تواند به عنوان حائلی بین خود و دیگری قرار بگیرد و یا مانند فیلتری صمیمیت را در رابطه کنترل کند. این امکان وجود دارد که فناوری‌های دیجیتال جامعه‌ای اجتنابی‌تر را به وجود بیاورند (Cundy, ۲۰۱۵, Greenfield, ۲۰۱۵, ۲۰۰۸, Turkle, ۲۰۰۵, ۲۰۱۱).
Golnaz Javaheri
۵
این کتاب را با نقل قولی نه از بالبی، بلکه از فروید به پایان می‌رسانم: «فرد روان‌رنجوری که درمان شده، واقعاً به انسان دیگری بدل شده است، حتی اگر او همان‌طور مثل قبل باقی مانده باشد؛ به عبارت دیگر او به همان چیزی تبدیل شده که اگر خوشبین باشیم در بهترین شرایطِ ممکن به آن تبدیل می‌شد و همین میزان هم خیلی زیاد است.» (۱۹۱۶‌- ۱۹۱۷/ ۱۹۹۱، صص ۴۸۶‌- ۴۸۷)به زبانِ دلبستگی، او امنیت کسب کرده است.
azaad
۵
او باید بیاموزد زندگی را با احساساتی از سر بگیرد که برای دهه‌ها از آن‌ها اجتناب کرده است.
بی‌نظیر
۵
او نمونه‌ای از سبک دلبستگی اجتنابی مفرط بود که در آن فرد نیازهای هیجانی‌اش به دیگران را انکار می‌کند.
Golnaz Javaheri
۴
گروه‌های دوستی این امکان را به وجود می‌آورند که بدون ایجاد صمیمیتی که در رابطه‌های یک به یک وجود دارد امکان مصاحبت با دیگران فراهم شود. در مهمانی‌ها و دورهمی‌ها لزومی به اشتراک گذاشتن عمیق تجربهٔ خود، اعتماد کردن و مورد اعتماد بودن، افشا کردن بی‌واسطهٔ احساسات و یا کمک خواستن نیست.
Golnaz Javaheri
۴
هدف اصلی همهٔ روان‌درمانی‌های دلبستگی‌محور این است که به بیماران کمک کنیم با هر سبک دلبستگی که دارند، درنهایت ایمن‌تر و تاب‌آورتر شوند، روابط سالم‌تری با دیگران و با خودشان برقرار کنند و تغییراتی در دنیای درونی‌شان پدید آورند که بر دنیای بیرونی‌شان نیز اثرگذار باشد.
azaad
۴
افراد اجتنابی باید با مراقبانی سازگار می‌شدند که سرد، بی‌اعتنا و یا تحقیرکننده بودند. این افراد بیشتر احساسِ مورد نیاز بودن می‌کردند تا خواستنی بودن. چنین احساسی مهم‌ترین جراحت دلبستگی آن‌هاست که پشت دیوار حفاظت‌شده‌ای از دفاع‌هایشان پنهان است. در دوران کودکی، آموخته‌اند که هم خود را تسکین بدهند و هم برانگیزند،‌ الگویی که روابط زوجی بزرگسالانه‌شان را دچار مشکل می‌کند.
محی تجری
۴
فرد اجتنابی تصور می‌کند اگر به دیگران و به ویژه به یک درمانگر نزدیک شود، این خطر هست که دستش به عنوان یک فریبکار نالایق برملا شود. احساس نفرت داشتن نسبت به هر گونه رابطهٔ صمیمی بهتر از قرار گرفتن درمعرض مواجهه با یک تجربهٔ تروماتیک است.
بی‌نظیر
۴
او طی هزاران ساعت یادگیری آموخته بود که نمی‌توان از بزرگسالان انتظار زیادی داشت.
Golnaz Javaheri
۲
دلبستگی ناایمن هراسان همان‌گونه که در مصاحبهٔ سبک دلبستگی (ASI) مفهوم‌سازی شده است،‌ شامل رفت و برگشت بین اضطراب و اجتناب است. اضطرابی ناشی از ترس از صدمه دیدن یا طرد شدن وجود دارد که منجر به رفتار اجتنابی می‌شود؛ این افراد تجارب آسیب‌پذیری یا آشفتگی در روابط را از قبل پیش‌بینی یا سریع‌تر پردازش می‌کنند
Golnaz Javaheri
۲
صمیمت مستلزم «اشتیاق برای پرده برداشتن از خود واقعی... و تمایل و ظرفیت اعتماد کردن به شریک زندگی برای آسودگی، حمایت و پرورش» و به همین ترتیب اشتیاق و ظرفیت فراهم کردن آن برای طرف مقابل است
azaad
۲
در رمان سرود کریسمس نوشتهٔ دیکنز، ایبنزر اسکروج نمونهٔ بارزی از یک شخصیت اجتنابی است؛ او از رابطه با دیگر افراد دوری می‌کند، همچنان که با دنیای درونی مملو از خاطرات دردناکش فاصله دارد. این رمان یک داستان شگفت‌انگیز و عمیقاً روانشناختی از رستگاری از طریق مواجههٔ دردناک با رنج فقدان، دوری،‌ طرد و بی‌رحمی است. اسکروج با دور نگه داشتن خود از گرمای روابط همچنان خود را شکنجه می‌دهد، اما نگرانی غیرمعمول او برای تیم‌کوچولو، پسر کم‌بنیهٔ کارمندش باب کراچیت، مسیری برای بازگشت به دوران کودکی‌اش می‌گشاید. او در ادامهٔ مداخلات شفابخش سه شبح خیالی کریسمس، فریاد می‌زند: «من در گذشته، حال و آینده زندگی خواهم کرد! روح هر سه، در درونم سخت تکاپو خواهند داشت» (Dickens, ۲۰۱۴/۱۸۴۳). این یک نمونهٔ بی‌نقص از روان‌درمانی با بیماران اجتنابی است.
Asra
۱
این مادران علیرغم این‌که می‌دانند زیر نظر گرفته شده‌اند از رفتار انتقادآمیزشان دست برنمی‌دارند. از این‌که با کودکانشان هم‌کوک و همدل نبودند احساس شرمگینی نداشتند. درعوض شاید این نوزادان بودند که احساس شرم می‌کردند، شرمی که نشان از این داشت که در نظر کسی که بیش از همه دوستش داشتند، خودْ دوست‌داشتنی نبودند و با گذشت زمان، در نظر خودشان هم احساس پذیرفتنی بودن نمی‌کردند. آن‌ها به صمیمیت با دیگران بی‌علاقه می‌شوند، بخشی از این بی‌علاقگی به احساس بی‌ارزشی، ناکافی بودن و حقارت برمی‌گردد؛ اما شاید بخشی از وجودشان نیز از به پرواز درآمدن اشتیاقشان به عشق و پذیرش می‌ترسد.
Asra
۱
بعضی از افراد اجتنابی در عوضِ امنیت درونی که از آن محروم هستند، اشیای مادی و ثروت جمع می‌کنند
Asra
۱
یافتن احساس شفقت نسبت به خود به عنوان یک کودک و پذیرش «نقص‌ها» به عنوان یک بزرگسال زمانی حاصل می‌شود که مراجع قادر باشد برای آنچه که در اوایل زندگی‌اش غایب بوده است سوگواری کند. فردی که می‌تواند دلبستگی‌هایش را ارزیابی کند،‌ قادر است آن‌ها را درونی کند و در مورد تأثیر تجارب گذشته‌اش، حتی اگر رضایت‌بخش نباشند، در روابط کنونی بیندیشد. این فرد فضای ذهنی لازم برای درک ارتباطش با دیگران را داراست. او می‌تواند روی احساسات و تکانه‌هایش تأمل کند، ضعف‌هایش را ببخشد و تاب بیاورد. (Hobson, ۲۰۰۴)اگر فرد بتواند نقطه‌ضعف‌هایش را ببخشد و آن‌ها را تحمل کند، گامی بزرگ در جهت خاموش کردن موضوعات درونی خودتنبیه‌گرش برداشته است.
Golnaz Javaheri
۱
این فاصله از خود باید حفظ شود تا فرد اجتنابی احساس امنیت کند و در برابر ما بنشیند.
Golnaz Javaheri
۱
تلاش برای درست کردن اوضاع از روی عادت می‌تواند یکی از ویژگی‌های گروهی باشد که مادرانی مداخله‌گر داشته‌اند؛ کودکانی که یاد گرفته‌اند هیجاناتشان را با کاهش دادن تنظیم کنند و رفتاری خونسرد، مؤدبانه و رسمی داشته باشند.
Golnaz Javaheri
۱
تلاشی که صرف بدل شدن به این خیال واهی کمال می‌شود نشان‌دهندهٔ هدف واقعی آن است؛ دور نگه داشتن خود واقعی از ژرف نگریسته شدن و قضاوت شدن.
azaad
۱
مهم‌ترین سؤال در روان‌درمانی این است: «فکر می‌کنی چرا پدر و مادرت وقتی بچه بودی اون‌طوری باهات رفتار کردند؟»
azaad
۱
درک جدیدی باید حاصل شود و این درک از این قرار است که والدینْ خود افرادی هستند که براساس تاریخچهٔ شخصی، محیط اجتماعی و الگوهای رابطه‌ای‌شان شکل گرفته‌اند. در این صورت است که مراجع می‌تواند زمان‌هایی که آن‌ها دوست‌داشتنی‌تر بوده‌اند را به یاد بیاورد و یا ویژگی‌های ارزشمند آن‌ها را بازشناسد.