
کتاب روزگار رنج، کین ایرج
مجموعه داستانهای شاهنامه؛ جلد ششم
پدیدآورندگان:
محسن دامادیانتشارات:
انتشارات کتابسرای نیک٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
mahsa
۳
چه گفتند دانَندِگانِ خِرَد
که هر کس که بَد کرد کِیفَر برَد
mahsa
۱
شاعر میگوید: نفرینکردن و میل به انتقام داشتن برای یزدانپرستان نکوهیده است؛ زیرا قلبِ پاکان باید جای مهر و نورِ یزدان باشد، نه تمنای کین یا کشتنِ دیگران.
به نظرِ شاعر ساز و کارِ جهان چنان است که هیچ کاری بدونِ پاداش و مکافات نمیماند؛ زیرا قانونِ ناگزیرِ خلقت و طبیعت است که پیامدِ هر کار به کُنندهٔ آن بازگردد، شاید دیر و زود بشود، ولی به قولِ معروف سوخت و سوز ندارد.
نظامیِ گَنجوی در منظومهٔ خسرو و شیرین با فردوسی همرای است و حتی هشدار میدهد:
چو بَد کردی، مباش ایمن زِ آفات
که واجب شد طبیعت را مکافات
اگر بدی کردی، از پاسخ یا واکنش آن ایمن نخواهی بود.
HaDs.L
۰
بدانید! چه شاه باشید، چه از مردمِ زیرِ دست، چون آخرین نفس برآید، هرچه درد یا خوشی در دنیا بوده، انگار بر آبِ گذرا نوشته و گذشته باشد، آیا آب جایی ماندگار است؟ هشیار باشید، هرگز عمرِ جاوید نخواهید داشت، بدانید تنها اگر یک خوشی باشد، همانا خوشا به حالِ آنان که از آنها نیکویی میماند، چه از مردمِ ساده باشند، چه حاکم و پادشاهِ سرزمین.
HaDs.L
۰
گَرَش بار خارَست خود کِشته ای
وَگر پَرنیان است خود رِشته ای
فردوسی همواره میگوید: هر کس هرچه بکارد، همان را درو خواهد کرد، از بد و خوب. اکنون باب شده و از قانونی به نامِ کارما گفته میشود. گرچه شاعرِ بزرگِ توس، تنها به دورانِ زندگانی کوتاه و عمرِ محدودِ هر کس نظر ندارد، اما در این قانون نیز اثری از آن حقیقت هست. پندار، گفتار و کردارِ ما نتیجه و بازتابی دارد که به ما باز خواهد گشت.
HaDs.L
۰
به نظرِ شاعر ساز و کارِ جهان چنان است که هیچ کاری بدونِ پاداش و مکافات نمیماند؛ زیرا قانونِ ناگزیرِ خلقت و طبیعت است که پیامدِ هر کار به کُنندهٔ آن بازگردد، شاید دیر و زود بشود، ولی به قولِ معروف سوخت و سوز ندارد.
نظامیِ گَنجوی در منظومهٔ خسرو و شیرین با فردوسی همرای است و حتی هشدار میدهد:
چو بَد کردی، مباش ایمن زِ آفات
که واجب شد طبیعت را مکافات
بنفش
۰
زمانه به یکسان ندارد دَرَنگ
گَهی شَهد و نوش است و گاهی شَرَنگ
helia
۰
چو بَد کردی، مباش ایمن زِ آفات
که واجب شد طبیعت را مکافات
اگر بدی کردی، از پاسخ یا واکنش آن ایمن نخواهی بود.
بنفش
۰
به روایتِ فردوسی، یکی از سه رنگِ پرچم کاویانی، رنگِ بنفش بوده است.
فرو هِشت از او سرخ و زرد و بنفش
همی خواندش کاویانی دَرَفش
بنفش
۰
منوچهر به سخنگوی لشکریانِ سلم گفت: در جهان چیزی که نه از (نَز) ایزد باشد، اهریمنی و زشت است، چنین ویژگیای از من دور باد، بدی و زشتی مالِ دیوان است که روانی ناپاک دارند.
هر آن چیز کان، نَز رهِ ایزدی است
هَم آن، کَز رهِ اَهرَمَن، وَ بدیست
سراسر زِ دیدارِ من دور باد
بدی را تَنِ دیوِ رنجور باد
Ali
۰
سپاهی که از کوه تا کوه جای
بگیرند و کوبند گیتی به پای
Ali
۰
بجستند هرگونه را آگهی
زِ دیهیم و از تختِ شاهنشهی
زِ شاهِ فریدون و از لَشکَرَش
زِ گُردانِ جنگی و از کِشوَرَش
و دیگر زِ کردارِ گَردان سپهر
که دارد همی بر منوچهر مِهر
بزرگان کدامند و دستور که؟
چه مایستشان گنج و گنجور که؟
Ali
۰
خرامان شدم پیشِ آن ارجمند
یکی تختِ پیروزه دیدم بلند
نشسته بَرو شهریاری چو ماه
زِ یاقوت رخشان به سر بَر کلاه
چو کافور موی و چو گلبرگ روی
دل آزرم جوی و زبان چربگوی
Ali
۰
به گفتارِ شیرینِ بیگانه مرد
بهویژه بههنگامِ ننگ و نبرد
پژوهش نمای و بترس از کمین
سخن هرچه باشد به ژرفی ببین