
کتاب شاهدخت بلخ (حکایت رابعه دختر کعب)
عاشقانههای ایرانی
پدیدآورندگان:
محمدرضا مرزوقیانتشارات:
نشر افق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Mahdi Hoseinirad
۴
عشق او باز اندر آوردم به بند
کوشش بسیار نامد سودمند
عشق دریایی کرانه ناپدید
کی توان کردن شنا ای هوشمند
عشق را خواهی که تا پایان بری
بسکه بپسندید باید ناپسند
زشت باید دید و انگارید خوب
زهر باید خورد و انگارید قند
توسنی کردم ندانستم همی
کز کشیدن سختتر گردد کمند
رابعه گفتی که ای دانای راز
دشمنان را کار دنیایی بساز
گر بسوی هر دو عالم بنگرم
یا بجز تو هیچ خواهم، کافرم
Mahdi Hoseinirad
۴
زنان را چه به عشق؟! زنان در عشق همانقدر نااستوارند که در دولتمداری. عشق را بهر مردان ساختهاند؛ مثل شجاعت.
mahyoo
۳
نجات او برایم مثل نجات بلخ بود؛ حالا او را به اندازهٔ سرزمینم دوست داشتم.
مریم بانو
۳
تو بگو با این جنونِ بیمجنون چه کنم؟
maryam mirzaei
۱
همیشه یهودایی یافت میشود که به سی سکه عیسایش را میفروشد
Razieh
۱
توسنی کردم ندانستم همی
کز کشیدن سختتر گردد کمند
maryam mirzaei
۰
عشق او باز اندر آوردم به بند
کوشش بسیار نامد سودمند
maryam mirzaei
۰
عشق را خواهی که تا پایان بری
بسکه بپسندید باید ناپسند
maryam mirzaei
۰
به روز نیک کسان گفت تا که غم نخوری
بسا کسا که به روز تو آرزومند است
أبو العلاء المعري
۰
«الا ای باد شبگیری پیام من به دلبر بر
بگو آن شاه خوبان را که جان با دل برابر بر
تو چون ماهی و من ماهی همی سوزم به تابه بر
غم عشقت نه بس باشد جفا بنهادی از بر، بر...»
Elahe.G
۰
غیرت برای آنها بهانه است که انکارمان کنند و همچون بندیان نهان کنند از غیر. بیگانگانی که در مالیخولیای خود بیشتر و بیشتر به تردامنیشان دامن میزنند.
