جملات زیبای کتاب زندگی و شعر صد شاعر از رودکی تا امروز | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندگی و شعر صد شاعر از رودکی تا امروزsubscriptionAvailable

کتاب زندگی و شعر صد شاعر از رودکی تا امروز

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
خسرو شافعی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Ali
۴
به بیداد و بیدادگر نگرویم که ما بنده دادگر داوریم
Ali
۳
جهانا چه بدمهر و بدخو جهانی چو آشفته بازار بازارگانی به درد کسان صابری اندر و تو به بدنامی خویش همداستانی به هر کار کردم ترا آزمایش سراسر فریبی، سراسر زیانی وگر آزمایمْت صد بار دیگر همانی، همانی، همانی، همانی همه روز ویران کنی کار ما را نترسی که یک روز ویران بمانی ندانی که ویران شود کاروانگه چو برخیزد آمد شد کاروانی
Ali
۱
شعر فارسی پیش از اسلام بسیار محدود بوده
Ali
۱
رهزنان را خواهم گفت: کاروانی آمد بارش لبخند!
Ali
۱
ببارید الماس از تیره میغ همی آتش افروخت از ترگ و تیغ سنان‌های رخشان و تیغ سران گراییدن گرزهای گران هوا گفتی از گرز و از آهن است زمین یکسر از نعل و از جوشن است چو دریای خون شد همه دشت و راغ جهان چون شب و تیغ‌ها چون چراغ ز بس ناله کوس با کرّ نای همی کس ندانست سر را ز پای
Ali
۱
راحت در این بساط جنون‌خیز مشکل است مخمل اگر شوی نتوان تن به خواب داد بیدل
Ali
۰
خوری خلق را و دهانت نبینم خورنده ندیدم بدین بی‌دهانی ستانی همی زندگانی ز مردم ازیرا درازت بود زندگانی نباشد کسی خالی از آفت تو مگر کاتفاقی کند آسمانی تو هر چند زشتی کنی بیش با ما شود بیشتر با تومان مهربانی...
Ali
۰
چو زد روز بر تیره شب، دزدوار سپیده برآمد چو گَرد سوار هوا نیلگون شد چو تیغ نبرد چو رخسار بَددل، زمین گشت زرد دو لشکر به پرخاش برخاستند برابر، صف کین بیاراستند زمین ماند از آرام و چرخ از شتاب به که خون گشاد از دلِ سنگ آب سر نیزه را شد ز دل مغز و ترگ زبان گشته شمشیر و گفتار مرگ به هر گام بُد مغفری زیر پی پر از خون، چو جامی پر از لعل می..
Ali
۰
پای هر پنجره‌ای، شعری خواهم خواند. هر کلاغی را، کاجی خواهم داد. مار را خواهم گفت: چه شکوهی دارد غوک!