جملات زیبای کتاب خیزش تاریکی؛ بخش اول، بذرهای تاریکی | طاقچه
تصویر جلد کتاب خیزش تاریکی؛ بخش اول، بذرهای تاریکی

کتاب خیزش تاریکی؛ بخش اول، بذرهای تاریکی

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۴ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ali73
۲
جنگ چیزی بود که زمانی فقط در موردش از زبان دستفروش‌ها می‌شنیدم، واقعه‌ای چنان دور که واقعاً درکش نمی‌کردم. ولی حالا خوب می‌دانم چیست. مردهایی که مردهای دیگر را می‌کشند. مردانی که مانند حیوان وحشی رفتار می‌کنند و تا سطح یک حیوان وحشی نزول کرده‌اند. روستاهایی که سوزانده می‌شوند، کشتزارها و مزارعی که سوزانده می‌شوند. گرسنگی، بیماری و مرگ، چه برای گناهکاران و چه برای بی‌گناهان.
ali73
۰
چشمانش، دریاچه‌های تاریکی بودند که هر مردی را در اعماق خود گرفتار می‌کردند.
ali73
۰
نگاهش رند را عمیقاً شکافت؛ مانند بهمنی ساکت و ابریشمی
Negar
۰
اهریمن نمی‌تواند وارد محدودهٔ شما شود، مگر این‌که خودتان دعوتش کنید.