میتازد او به خاکم و من مردهام که باز
گردی به خاطرش نرسد از غبار من
Niyaz.h
به هوای تو خوشم حاجت گلزارم نیست
Niyaz.h
نازم که چشم مست تو از یک نگاه خود
بر سینه خنجرم زد و بر دل خدنگ هم
ساقی کجاست باز که امشب ز لطف او
ما نازها کشیم و میِ لالهرنگ هم
Niyaz.h
شادم که به پرواز گلستان خیالش
بسمل تپشی دارم اگر بال و پرم نیست
Niyaz.h