
Niyaz.h
۱
میتازد او به خاکم و من مردهام که باز
گردی به خاطرش نرسد از غبار من
Niyaz.h
۱
به هوای تو خوشم حاجت گلزارم نیست
Niyaz.h
۰
نازم که چشم مست تو از یک نگاه خود
بر سینه خنجرم زد و بر دل خدنگ هم
ساقی کجاست باز که امشب ز لطف او
ما نازها کشیم و میِ لالهرنگ هم
Niyaz.h
۰
شادم که به پرواز گلستان خیالش
بسمل تپشی دارم اگر بال و پرم نیست