جملات زیبای کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده | طاقچه
تصویر جلد کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده
off

کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۲۲۱۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
جی.کی. رولینگ، جک ثورن، جان تیفانی... بیشتر
انتشارات: 
سنجاق
zee.kaph
۴۴۲
شجاعت عذر موجهی برای حماقت نیست.
Ketab_baz
۲۹۶
کسایی که دوسشون داریم هیچ‌وقت واقعاً ما رو ترک نمی‌کنن هری. چیزهایی هست که مرگ نمی‌تونه لمس کنه. نقاشی... و خاطره... و عشق.
هری پاتر
۲۳۱
هری: اونا مردای بزرگی بودن، با نقص‌های بزرگ،
Mahsa
۱۸۱
آلبوس: اونا مردای خوبی بودن. هری: اونا مردای بزرگی بودن، با نقص‌های بزرگ، و می‌دونی چیه... اون نقص‌ها اونا رو بزرگ‌تر می‌کرد.
۱۶۹
فکر می‌کنم یه جایی می‌رسه که باید انتخاب کنی می‌خوای چجور آدمی باشی.
zee.kaph
۱۳۳
"حقیقت چیز زیبا و وحشت‌ناکیه، و باید با احتیاط باهاش برخورد کرد. "
کاربر ۱۳۶۵۲۷۱
۱۲۲
اگه یه کارو خوب بلد باشیم اون فهمیدن اینه که کجا ما رو نمی‌خوان.
همتاب
۱۱۱
تو هر لحظه‌ی درخشان شادی یه قطره سم هست: دونستن این که درد برمی‌گرده. با کسایی که دوسشون داری صادق باش، دردت رو نشون بده. رنج کشیدن برای انسان مثل نفس کشیدنه.
{ آیه راد } کتاب نخوان همیشگی :)
۱۱۰
می‌دونم از تکلیف و کتاب متنفری و ناامیدت نمی‌کنم، خودت اینو می‌دونی.
~Daniel~
۱۰۵
کسایی که دوسشون داریم هیچ‌وقت واقعاً ما رو ترک نمی‌کنن هری. چیزهایی هست که مرگ نمی‌تونه لمس کنه. نقاشی... و خاطره... و عشق.
somaye
۴۲
فکر می‌کنم یه جایی می‌رسه که باید انتخاب کنی می‌خوای چجور آدمی باشی.
you broke my first:)
۳۷
چیزای زیادی هم هست که درک کردن لازم داره
zee.kaph
۳۶
هری: عشق آدمو کور می‌کنه. ما هر دو سعی کردیم به پسرامون چیزی رو بدیم که خودمون نیاز داشتیم، نه اونا. ما انقد مشغول دوباره ساختن گذشته‌ی خودمون بودیم که امروز اونا رو خراب کردیم.
آدم
۳۶
اونا مردای بزرگی بودن، با نقص‌های بزرگ، و می‌دونی چیه... اون نقص‌ها اونا رو بزرگ‌تر می‌کرد.
⚽️ kaka ⚽️
۳۰
شجاعت عذر موجهی برای حماقت نیست
آدم
۳۰
آلبوس: پدر، ما کجاییم؟ هری: جایی که من زیاد می‌یام. آلبوس: اما این‌جا قبرستونه... هری: و اینم قبر سدریکه. آلبوس: پدر؟ هری: پسری که کشته شد... کریگ... چه‌قدر اونو می‌شناختی؟ آلبوس: خیلی نه. هری: منم سدریک رو زیاد نمی‌شناختم. اون می‌تونست برای انگلیس کوییدیچ بازی کنه. یا یه کارآگاه فوق‌العاده بشه. می‌تونست هر چیزی بشه. و حق با ایمسه... اونو دزدیدن. واسه همین زیاد می‌یام این‌جا. برای
سودا
۲۹
بعید نیست به خاطر اهداف خودش ستاره‌ها رو جور دیگه‌ای ببینه
Variable
۲۷
هیچ چیزی اونجا نیست که ازش بترسی.
m_army_7
۲۵
من دیگه خودمو مسئول ناراحتی تو نمی‌دونم. حداقل تو یه پدر داری. من نداشتم.
شراره نورمحمدی
۲۴
هری: "حقیقت چیز زیبا و وحشت‌ناکیه، و باید با احتیاط باهاش برخورد کرد. "
جادوگر‌ سلطنتی ...
۲۴
چون... وقتی دراکو مالفوی باشی خیلی تنها هستی.
Dorsa
۲۳
اسکورپیوس: اگه مردنم جلوی برگشتن ولدمورت رو می‌گیره حاضرم بمیرم.
m_army_7
۲۲
هری: ببین، تا وقتی تو خوش‌حال هستی چیز دیگه‌ای برام مهم نیست.
پرستو
۱۹
کسایی که دوسشون داریم هیچ‌وقت واقعاً ما رو ترک نمی‌کنن هری. چیزهایی هست که مرگ نمی‌تونه لمس کنه. نقاشی... و خاطره... و عشق.
reza
۱۹
آلبوس در یکی از کوپه‌ها را باز می‌کند و چشمش به یک بچه‌ی موطلایی تنها – اسکورپیوس – می‌افتد که کسی جز او در کوپه نیست. آلبوس لبخند می‌زند. اسکورپیوس هم لبخند می‌زند. آلبوس: سلام. این کوپه... اسکورپیوس: خالیه. فقط من هستم. آلبوس: عالیه. پس می‌شه ما... بیایم داخل... فقط یه کم... مشکلی نیست؟ اسکورپیوس: مشکلی نیست. سلام. آلبوس: آلبوس. ال. من... اسم من آلبوسه...
missy (باحروف کوچک)
۱۹
اونا مردای بزرگی بودن، با نقص‌های بزرگ، و می‌دونی چیه... اون نقص‌ها اونا رو بزرگ‌تر می‌کرد.
M
۱۸
هری: "حقیقت چیز زیبا و وحشت‌ناکیه، و باید با احتیاط باهاش برخورد کرد. "
"Shfar"
۱۷
ما می‌تونیم زمان رو برگردونیم هری، نمی‌تونیم بهش سرعت بدیم.
Ketab_baz
۱۷
عوض می‌شه و ما هم باهاش عوض می‌شیم.
شراره نورمحمدی
۱۷
حالا وارد ناکجاآبادی با زمان متغیر می‌شویم. این صحنه تماماً جادویی است. تغییرات سریعی هم‌زمان با جا‌به‌جایی ما بین جهان‌ها رخ می‌دهد. صحنه‌ی واحدی وجود ندارد، بل‌که تکه‌ها و بریده‌هایی هست که پیش‌رفت مداوم زمان را نشان می‌دهد.