جملات زیبا از متن کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده | طاقچه
تصویر جلد کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده
off

کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده

۴.۴(از ۲۳۰۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
جی.کی. رولینگ، جک ثورن، جان تیفانی... بیشتر
انتشارات: 
سنجاق
شجاعت عذر موجهی برای حماقت نیست.
zee.kaph
۴۵۹
کسایی که دوسشون داریم هیچ‌وقت واقعاً ما رو ترک نمی‌کنن هری. چیزهایی هست که مرگ نمی‌تونه لمس کنه. نقاشی... و خاطره... و عشق.
Ketab_baz
۳۰۶
هری: اونا مردای بزرگی بودن، با نقص‌های بزرگ،
هری پاتر
۲۳۴
آلبوس: اونا مردای خوبی بودن. هری: اونا مردای بزرگی بودن، با نقص‌های بزرگ، و می‌دونی چیه... اون نقص‌ها اونا رو بزرگ‌تر می‌کرد.
Mahsa
۱۸۵
فکر می‌کنم یه جایی می‌رسه که باید انتخاب کنی می‌خوای چجور آدمی باشی.
۱۷۳
"حقیقت چیز زیبا و وحشت‌ناکیه، و باید با احتیاط باهاش برخورد کرد. "
zee.kaph
۱۳۹
اگه یه کارو خوب بلد باشیم اون فهمیدن اینه که کجا ما رو نمی‌خوان.
کاربر ۱۳۶۵۲۷۱
۱۲۶
تو هر لحظه‌ی درخشان شادی یه قطره سم هست: دونستن این که درد برمی‌گرده. با کسایی که دوسشون داری صادق باش، دردت رو نشون بده. رنج کشیدن برای انسان مثل نفس کشیدنه.
همتاب
۱۱۶
می‌دونم از تکلیف و کتاب متنفری و ناامیدت نمی‌کنم، خودت اینو می‌دونی.
{ آیه راد } کتاب نخوان همیشگی :)
۱۱۱
کسایی که دوسشون داریم هیچ‌وقت واقعاً ما رو ترک نمی‌کنن هری. چیزهایی هست که مرگ نمی‌تونه لمس کنه. نقاشی... و خاطره... و عشق.
~Daniel~
۱۰۸
فکر می‌کنم یه جایی می‌رسه که باید انتخاب کنی می‌خوای چجور آدمی باشی.
somaye
۴۲
چیزای زیادی هم هست که درک کردن لازم داره
you broke my first:)
۳۷
اونا مردای بزرگی بودن، با نقص‌های بزرگ، و می‌دونی چیه... اون نقص‌ها اونا رو بزرگ‌تر می‌کرد.
آدم
۳۶
هری: عشق آدمو کور می‌کنه. ما هر دو سعی کردیم به پسرامون چیزی رو بدیم که خودمون نیاز داشتیم، نه اونا. ما انقد مشغول دوباره ساختن گذشته‌ی خودمون بودیم که امروز اونا رو خراب کردیم.
zee.kaph
۳۵
شجاعت عذر موجهی برای حماقت نیست
⚽️ kaka ⚽️
۳۰
آلبوس: پدر، ما کجاییم؟ هری: جایی که من زیاد می‌یام. آلبوس: اما این‌جا قبرستونه... هری: و اینم قبر سدریکه. آلبوس: پدر؟ هری: پسری که کشته شد... کریگ... چه‌قدر اونو می‌شناختی؟ آلبوس: خیلی نه. هری: منم سدریک رو زیاد نمی‌شناختم. اون می‌تونست برای انگلیس کوییدیچ بازی کنه. یا یه کارآگاه فوق‌العاده بشه. می‌تونست هر چیزی بشه. و حق با ایمسه... اونو دزدیدن. واسه همین زیاد می‌یام این‌جا. برای
آدم
۳۰
بعید نیست به خاطر اهداف خودش ستاره‌ها رو جور دیگه‌ای ببینه
سودا
۲۹
هیچ چیزی اونجا نیست که ازش بترسی.
Variable
۲۷
هری: "حقیقت چیز زیبا و وحشت‌ناکیه، و باید با احتیاط باهاش برخورد کرد. "
شراره نورمحمدی
۲۵
من دیگه خودمو مسئول ناراحتی تو نمی‌دونم. حداقل تو یه پدر داری. من نداشتم.
m_army_7
۲۴
چون... وقتی دراکو مالفوی باشی خیلی تنها هستی.
جادوگر‌ سلطنتی ...
۲۴
اسکورپیوس: اگه مردنم جلوی برگشتن ولدمورت رو می‌گیره حاضرم بمیرم.
Dorsa
۲۳
هری: ببین، تا وقتی تو خوش‌حال هستی چیز دیگه‌ای برام مهم نیست.
m_army_7
۲۲
کسایی که دوسشون داریم هیچ‌وقت واقعاً ما رو ترک نمی‌کنن هری. چیزهایی هست که مرگ نمی‌تونه لمس کنه. نقاشی... و خاطره... و عشق.
پرستو
۱۹
آلبوس در یکی از کوپه‌ها را باز می‌کند و چشمش به یک بچه‌ی موطلایی تنها – اسکورپیوس – می‌افتد که کسی جز او در کوپه نیست. آلبوس لبخند می‌زند. اسکورپیوس هم لبخند می‌زند. آلبوس: سلام. این کوپه... اسکورپیوس: خالیه. فقط من هستم. آلبوس: عالیه. پس می‌شه ما... بیایم داخل... فقط یه کم... مشکلی نیست؟ اسکورپیوس: مشکلی نیست. سلام. آلبوس: آلبوس. ال. من... اسم من آلبوسه...
reza
۱۹
اونا مردای بزرگی بودن، با نقص‌های بزرگ، و می‌دونی چیه... اون نقص‌ها اونا رو بزرگ‌تر می‌کرد.
missy (باحروف کوچک)
۱۹
هری: "حقیقت چیز زیبا و وحشت‌ناکیه، و باید با احتیاط باهاش برخورد کرد. "
M
۱۸
ما می‌تونیم زمان رو برگردونیم هری، نمی‌تونیم بهش سرعت بدیم.
"Shfar"
۱۷
عوض می‌شه و ما هم باهاش عوض می‌شیم.
Ketab_baz
۱۷
حالا وارد ناکجاآبادی با زمان متغیر می‌شویم. این صحنه تماماً جادویی است. تغییرات سریعی هم‌زمان با جا‌به‌جایی ما بین جهان‌ها رخ می‌دهد. صحنه‌ی واحدی وجود ندارد، بل‌که تکه‌ها و بریده‌هایی هست که پیش‌رفت مداوم زمان را نشان می‌دهد.
شراره نورمحمدی
۱۷