جملات زیبای کتاب دن آرام؛ جلد اول | طاقچه
تصویر جلد کتاب دن آرام؛ جلد اول

کتاب دن آرام؛ جلد اول

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۰۲ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مامانِ ملینا👧
۱۲
ــ زن گربه است: هر کس که نوازشش کنه خودش را به او می‌ماله. نباید به زن اعتماد کرد، نمیشه اطمینان داشت.
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۵
مؤمن دو آتشه را آسانتر می‌توان به نفی خدا متقاعد ساخت تا آنکه او را از نو تربیت کرد.
me
۴
شکست گریگوری شکست مردم میانه حالی است که در بحران‌های اجتماعی به دفاع از مواضعی برمی‌خیزند که نمی‌تواند از آن ایشان باشد.
Sadra Asadi
۳
اوت به پایان می‌رسید. در باغها، برگ درختان به رنگ زرد روغنی درآمده بود؛ رگه کشنده شنگرفی رنگی از ناحیه دم برگ آنها را فرا می‌گرفت و از دور چنین بنظر می‌رسید که پیکر درختان زخم برداشته است و خون آجری رنگی از آن بیرون می‌رود.
nataliansic
۲
نبوغ، عزیزم، همین است که بتوان مردم را به حلقه ایمان خود درآورد.
nataliansic
۲
در آن خانواده که پیش از این از آن خود او بود خویشتن را تقریبآ بیگانه می‌یافت.
nataliansic
۲
کدام قانون انسانیت؟ این که می‌گویم: تو جنگ مال مردم را غارت نکن، این اولیش؛ اگر از خدا می‌ترسی: دست به زنها دراز نکن، این هم دومیش؛ از آن گذشته، باید برخی دعاها را دانست.
کاربر ۴۶۹۳۴۱۰
۱
فدوت بود و سکوف
کاربر ۴۶۹۳۴۱۰
۱
ای رنگ‌پریده بچشم آمد. زنهای برادران شامیل و جین
nataliansic
۱
قرص نانی که بریده شد دوباره نمی‌توان آن را بهم چسباند.
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۱
کمتر ازیک قرن پیش، دستی بدقت درسرزمین قزاقان بذرکینه طبقاتی افشانده وبادلسوزی ازآن مراقبت کرده بود ودانه‌ها نیز جوانه‌های انبوهی زده بود: در زد و خوردها خون قزاقان با خون تازه‌واردان از روسی و اوکراینی می‌آمیخت.
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۱
در جنگ‌های آینده نقش سوار نظام صفر خواهد بود. ــ شاید هم باید گفت که اصلا وجود نخواهد داشت.
nataliansic
۰
ارباب‌ها با هم جنگ دارند، ولی سروکله رعیت هاست که می‌شکند.
nataliansic
۰
ــ حالا با که خواهیم جنگید؟ ــ با ترک‌ها، سردریا. نمی‌توانند بنشینند و دریا را با هم قسمت کنند. ــ چه اشکالی تو این کار هست؟ مثل ما که چمنزارها را سهم‌بندی می‌کنیم، کافی است دریا را تقسیم کنند و مال هر کسی را به خودش بدهند.
nataliansic
۰
گریگوری مهار را از دست رها کرده بود و چرت می‌زد. متوجه نبود که این اسب اوست که با حرکات ملایم پاها را به پیش می‌نهد و او را روی زین تاب می‌دهد؛ گمان می‌برد که خود او اسب را در جاده‌ای سیاه و گرم راه می‌برد و رفتارش بی‌اندازه سبک و پر نشاط است.
nataliansic
۰
به مرد یهودی که چنگ در رکابش افکنده بود روی نمود: ــ چه گرفت از تو؟ ــ آقای افسر!... ساعتم رابرد، آقای افسر!... یهودی، که چهره زیبائی داشت، بسوی افسرانی که می‌گذشتند رو می‌نمود و پلکهایش پیوسته بهم می‌خورد. سروان معاون اسواران رکاب خود را از دست یهودی بیرون کشید و اسب را هی کرد. همچنانکه دور می‌شد، زیر سبیلی خندید و گفت: ــ بهر صورت آلمانی‌ها آنرا از تو بزور می‌گرفتند. مرد یهودی حیرت زده وسط کوچه ماند. تشنجی چهره‌اش را می‌پیچاند. فرمانده اسواران شلاق خود را بلند کرد و بتندی فریاد زد: ــ آقا جهود، راه بده! اسواران چهارم با تق‌تق شتابزده سم اسبها و خش‌خش زین‌ها از برابر او گذشت. قزاقها نگاه‌های ریشخندآمیزی به یهودی جا خورده می‌افکندند
nataliansic
۰
اگر می‌خواهید زنده بمانید واز جنگ و کشتار سالم برگردید، باید قوانین انسانیت را مراعات کنید.
nataliansic
۰
رنج دیگران درد خود او را تسکین می‌داد.
nataliansic
۰
قزاقها رونویس این دعاها را زیرپیراهن خویش به نخ خاج یا مدال مقدسی که مادرانشان بدانهاداده بودند و یا کیسه کوچکی که اندکی از خاک زاد بومشان در آن بود آویختند، ولی مرگ کسانی را هم که این دعاها را با خود داشتند همچون دیگران از پای در آورد. پیکر بیجانشان در دشتهای گالیسی و پروس خاوری، در کوههای کارپات ورومانی، هرجا که آتش جنگ زبانه می‌کشید و از سم اسبان قزاقان اثری در آن بجا مانده بود بخاک افتاد و پوسید.
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۰
گروهی مردان که هنوز به کشتن همنوعان خود خونگرفته بودند در میدان مرگ به یکدیگر برخوردند؛ غریزه حیوانی ترس آنها را بسوی یکدیگر جهاند! کورکورانه ضرباتی بر یکدیگر وارد ساخته خود و اسبان خود را لت و پار کردند و بر اثر شلیک تفنگی که مردی را از پای درآورد از ترس پابه فرار نهادند، و سپس با روحی آسیب دیده پراکنده شدند.