جملات زیبای کتاب عطاری گمشده | طاقچه
تصویر جلد کتاب عطاری گمشده
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب عطاری گمشده

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۸۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
سارا پنر، یاسمن ثانوی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
n re
۳۲
الان یه چیزی رو خوب می‌دونم، اون هم اهمیت دنبال کردن رؤیاهاست. باور کن که اگه یه چیز رو بخوای، تنها کسی که جلوت رو می‌گیره خودتی.
یک مشکل لاینحل، sky
۲۵
«در پیشگاه خداوند خالق سوگند می‌خورم و عهد می‌بندم... که هیچ‌گاه اسرار و رموز این حرفه را به افراد ناسپاس و ابله نیاموزم... هیچ‌گاه اسراری را که برای من فاش شد با کسی درمیان نگذارم... هیچ‌گاه از این زهرها استفاده نکنم... که این شیادی، تقلب و کیمیاگری ننگین و مهلک را انکار و از آن دوری کنم... و هیچ دوای مانده و نادرستی را در مغازه‌ام نگه ندارم. باشد که خدا تا زمان اطاعت از این اصول من را یاری کند!» سوگندنامۀ عطاران خردمند
n re
۲۴
فهمیده بودم چیزهایی که آدم دلش می‌خواست بگوید، اغلب همان‌هایی بودند که باید درون خودش نگه می‌داشت.
n re
۱۶
ارزش زندگی بیشتر از گذراندن چهل ساعت در هفته پشت یک میز است
n re
۱۶
«برات زندگی‌ای رو آرزو می‌کنم که توش مثل من خداحافظی‌های زیادی رو تجربه نکنی.»
سپیده
۱۲
هر چیزی بیش از اندازه باشه می‌تونه کشنده باشه
n re
۱۰
بچه به یک خانۀ امن هم نیاز دارد، نظام آموزشی خوب و اینکه دست‌کم یکی از والدینش درآمد خوبی داشته باشد.
n re
۹
هر کسی، هر جایی، برای خودش داستانی دارد که سال‌هاست زیر خاک مدفون و درست زیر ظاهرش پنهان شده است.
n re
۹
«باید خودم رو انتخاب کنم. باید خودم رو توی اولویت قرار بدم.»
n re
۸
احاطه شدن با آدم‌هایی که حامی و مشوق من و خواسته‌هایم باشند چقدر مهم است.
tata.b
۵
«در پیشگاه خداوند خالق سوگند می‌خورم و عهد می‌بندم... که هیچ‌گاه اسرار و رموز این حرفه را به افراد ناسپاس و ابله نیاموزم... هیچ‌گاه اسراری را که برای من فاش شد با کسی درمیان نگذارم... هیچ‌گاه از این زهرها استفاده نکنم... که این شیادی، تقلب و کیمیاگری ننگین و مهلک را انکار و از آن دوری کنم... و هیچ دوای مانده و نادرستی را در مغازه‌ام نگه ندارم. باشد که خدا تا زمان اطاعت از این اصول من را یاری کند!» سوگندنامۀ عطاران خردمند
n re
۴
«اول اعتماد بوده، بعد خیانت اتفاق افتاده. هیچ‌کدوم به‌تنهایی معنا پیدا نمی‌کنن. کسی که قبلاً بهش اعتماد نداشتی نمی‌تونه بهت خیانت کنه.»
vafa
۴
به همان سرعت که ظاهر شد، دوباره ناپدید شد. وقتی چشم‌هایم با اشک تار شد، چهره‌اش آب شد، تار شد، نامعلوم شد، مثل یک روح.
n re
۳
دنیا به ما رحم نمی‌کنه... جای زیادی واسۀ یه زن وجود نداره که بخواد اثر ماندگاری از خودش به جا بذاره.»
سپیده
۳
مدت‌ها پیش فکر می‌کردم که اگه باعث درد دیگران بشم، آروم می‌شم. اما اشتباه می‌کردم. این کار فقط همه‌چیز رو بدتر کرد
farhangmk
۳
من به آن شکلی که قابلیتش را دارم زندگی نکرده‌ام. و از همه بدتر، حتی می‌ترسم آن را امتحان کنم.
Maedeh
۳
آسیب رساندن به دیگران فقط بیشتر خودم را آزار داده بود.
n re
۲
دیدن درون هر چیزی چندان خوشایند نیست.
n re
۲
سخت‌ترین حقایق هیچ‌وقت در ظاهر دیده نمی‌شوند. باید آن‌ها را جست‌وجو کرد و جلوِ نور گرفت و شفاف‌سازی کرد.
سپیده
۲
الان یه چیزی رو خوب می‌دونم، اون هم اهمیت دنبال کردن رؤیاهاست. باور کن که اگه یه چیز رو بخوای، تنها کسی که جلوت رو می‌گیره خودتی
farhangmk
۲
سخت‌ترین حقایق هیچ‌وقت در ظاهر دیده نمی‌شوند
تینا
۲
دوازده دقیقه ذره‌ای از یک عمر است، اما برای تغییر روند آن کافی است.
تینا
۲
«برات زندگی‌ای رو آرزو می‌کنم که توش مثل من خداحافظی‌های زیادی رو تجربه نکنی.»
n re
۱
دوازده دقیقه ذره‌ای از یک عمر است، اما برای تغییر روند آن کافی است.
n re
۱
حرص و طمع به هیچ جا نمی‌رسه.
n re
۱
هر چند فقط به اندازۀ یک دست با هم فاصله داریم، انگار یک اقیانوس از هم دوریم.
fateme
۱
فهمیده بودم چیزهایی که آدم دلش می‌خواست بگوید، اغلب همان‌هایی بودند که باید درون خودش نگه می‌داشت.
سپیده
۱
هر چه که به بدن راه بیابد، چیزی را از آن پاک می‌کند، آن را آشکار و سرکوب می‌کند.
من:)
۱
مدت‌ها پیش فکر می‌کردم که اگه باعث درد دیگران بشم، آروم می‌شم. اما اشتباه می‌کردم. این کار فقط همه‌چیز رو بدتر کرد
غَزال_ک
۱
خورشید به این زودی‌ها طلوع نمی‌کند.