جملات زیبای کتاب سرکش | طاقچه
تصویر جلد کتاب سرکش

بریده‌هایی از کتاب سرکش

امتیاز
۳.۱از ۳۴ رأی
۳٫۱
(۳۴)
"خدا تو را که آفرید حواسش پرت آرزوهای من بود... شدی همان آرزوی من!"
zgolshan
"هیچ زنی به جهنم نمی‌رود... زیبایی و عشق که جایش در جهنم نیست! نه... خدا هیچ زنی را به جهنم نمی‌برد. "
zgolshan
"من مرده ام! عطر تنت... متهم ردیف اول است!"
zgolshan
یک وقتی‌هایی بمیری هم قشنگ است. مثلا پاهایت را دراز کنی وخودت را به مردن بزنی تا یکی بیاید بالای سرت و آن‌قدر از حرف‌های نگفته‌ای که دلت می‌خواهد بگوید که پلک‌هایت با مرگ قهر کنند و باز شوند. لبخند بزنی و بگویی همه‌اش داستان سرای دل بی‌وجدانت بوده.
632020
"لبخند ِ تومعجزهٔ شیرینی است که رؤیای بهشت را در دل ِ آدم زنده می کند..."
یك رهگذر
"لبخند ِ تومعجزهٔ شیرینی است که رؤیای بهشت را در دل ِ آدم زنده می کند..."
یك رهگذر
- ممنونم. - برای چی؟ - برای این‌که هستی.
یك رهگذر
عین یه معجزه‌ای، باور نمی‌کنم دارمت.
یك رهگذر
- خیالم جمع داشتنته.
یك رهگذر