فکر میکنم ـ طرز زندگیاش که همیشه، همه چیز را حاضر و آماده بهش تعارف کرده بودند، که هرگز، مجبور نبوده برای چیزی بجنگد، که هرگز، مجبور نبوده رنج کممحلی یا تشری را از رئیسش بر خود هموار کند، یا لباس زیر کثیف غریبهای را جمع کند، یا هیچ یک از کارهای پست و کسلکنندهای را انجام بدهد که بقیۀ ما شکرگزار داشتنشان هستیم.