
بریدههایی از کتاب جادوی فکر بزرگ
۴٫۴
(۲۵)
۳- تمرین کنید به خودتان ارزش اضافه کنید. مصاحبهٔ روزانهای با خودتان ترتیب دهید و بپرسید: «امروز چطور میتوانم خودم را باارزشتر کنم؟» خودتان را آنچه که میتوانید باشید تصور کنید، نه آنچه هستید. پس راههای جدیدی برای به دست آوردن ارزش در ذهنتان ایجاد میشود، تلاش کنید تا نتیجه را ببینید.
Mozhgan
به یاد داشته باشید، تفکری که به هوش شما جهت میدهد، مهمتر از ضریب هوشیتان است.
کاربر ۵۴۵۰۹۰۰
برچسب قیمتی که دنیا روی ما زده است، همانند همان برچسب قیمتی که ما به خودمان میزنیم است.
کاربر ۵۱۱۸۸۷۹
۱- وقتی تصمیم میگیرید با آدمهای بیارزش بجنگید، در حقیقت برنده نشدهاید. جنگیدن با آدمهای حقیر، شما را به اندازهٔ آنها کوچک میکند. بزرگ بمانید.
Mozhgan
به این توجه کنید که چطور میتواند باشد، نه اینکه چطور هست
متفکران بزرگ، خودشان را آموزش میدهند که چیزی که هست را نبینند؛ بلکه چیزی که میتواند باشد را ببینند. چهار مثال برای توضیح ارائه شده است:
کاربر ۵۱۱۸۸۷۹
«زندگی خیلی کوتاهتر از آن است که کوچک باشد».
Mozhgan
میزان پول یک نفر در بانک، میزان شاد بودنش و میزان رضایت کلی فرد به اندازهٔ فکر او بستگی دارد.
elina
- روی خودتان برای سوددهی در آینده، سرمایهگذاری کنید.
elina
درست است که این در دنیای پیچیده گاهی دیگران باعث شکست ما شوند؛ اما اغلب ما خودمان باعث شکست خودمان میشویم.
Raha
«پنجاه سال با قوانین طلایی» را برداشتم
کاربر ۵۴۵۰۹۰۰
«اعتماد به نفس ویژگی اکتسابی است.» هیچکس با اعتماد به نفس به دنیا نمیآید
کاربر ۳۲۰۶
«من رفتار کنترلشدهای که شما چند لحظه پیش با آن آقا داشتید را تحسین میکنم. شما کنترل خشم فوقالعادهای دارید».
او گفت: «خب آقا! من واقعاً نمیتوانم از دست فردی مثل او عصبانی شوم. ببینید او از دست من عصبانی نبود. من فقط قربانی بودم. شاید آن مرد بیچاره مشکل بزرگی با همسرش داشته یا شاید سرکارش به مشکل خورده است یا شاید احساس عدم کفایت میکند و شانس طلاییاش برای اینکه دوباره حس خوبی داشته باشد، همین هتل بوده است. من فقط مردی هستم که او فرصتی پیدا کرد که عصبانیتش را سر او خالی کند.»
کاربر ۳۲۰۶
تلاش نکن نمرهٔ کامل بگیری، اگر قرار باشد که با آن اعتماد به نفست را از بین ببری.
کاربر ۳۲۰۶
«مرد خردمند، صاحب ذهنش است و مرد نادان بردهٔ آن».
Mozhgan
داستانی در مورد «انیشتین» هست که از او پرسیدند: یک مایل چند فوت است؟ او پاسخ داد نمیدانم! چرا باید ذهنم را با اطلاعاتی پر کنم که میتوانم در دو دقیقه در هر کتاب مرجعی پیدا کنم؟ انیشتین درس بزرگی به ما داد. او احساس میکرد استفاده از ذهن، برای فکر کردن، مهمتر از استفاده از آن به عنوان انباری برای اطلاعات است.
Alireza Shiri
داستانی در مورد «انیشتین» هست که از او پرسیدند: یک مایل چند فوت است؟ او پاسخ داد نمیدانم! چرا باید ذهنم را با اطلاعاتی پر کنم که میتوانم در دو دقیقه در هر کتاب مرجعی پیدا کنم؟ انیشتین درس بزرگی به ما داد. او احساس میکرد استفاده از ذهن، برای فکر کردن، مهمتر از استفاده از آن به عنوان انباری برای اطلاعات است.
Alireza Shiri
نکرد، قدمی به سمت بهبودی خودش برداشت. چه یک مشکل ذهنی بزرگ باشد چه کوچک، زمانی درمان حاصل میشود که فرد یاد بگیرد از به زبان آوردن افکار منفی بانک حافظهاش دست بردارد و در عوض، افکار
کاربر ۷۴۲۷۱۵۸
«ما از هر فردی که اشتیاق به مدیریت خودش و شرکت خود را دارد میخواهیم برنامهٔ پیشرفت شخصی برای خودش داشته باشد و به آن عمل کند. هیچکس قرار نیست به دیگری دستور دهد که پیشرفت کن! فرد چه در زمینهٔ تخصصی خود عقب بماند و چه پیشرفت کند به خودش مربوط است. این مسئلهای است که نیاز به زمان، تلاش و فداکاری دارد. هیچکس نمیتواند این کار را برای شما بکند».
کاربر ۳۲۰۶
بهانهٔ هوش یا «من باهوش نیستم» بسیار رایج است. در حقیقت آنقدر رایج است که شاید بتوان گفت ۹۵ درصد مردم، در درجههای مختلفی، این نوع بهانهتراشی را دارند. برخلاف بقیهٔ بهانهتراشیها، مردم در سکوت از این نوع بیماری رنج میبرند. افراد زیادی نیستند که به راحتی اعتراف کنند هوش کافی ندارند؛ اما در باطن فکر میکنند واقعاً باهوش نیستند.
اکثر ما دو اشتباه اصلی بزرگ در مورد هوش و ذکاوت داریم:
۱- قدرت ذهن خودمان را دست کم میگیریم.
۲- قدرت ذهن مردم را بیشتر از آنچه هست، در نظر میگیریم.
کاربر ۳۲۰۶
او از مسئولیت میترسد و هرگز ازدواج نکرده است؛ چون اعتقاد دارد بسیاری از ازدواجها به طلاق ختم میشود، دوستان کمی دارد؛ زیرا مردم او را خسته میکنند، هیچوقت روی چیزی سرمایهگذاری نکرده است؛ زیرا میترسد پولش را از دست بدهد.
این مرد از قدرت بینظیر ذهنش به جای اینکه به ذهنش جهت دهد تا راههای موفق شدن را پیدا کند، تنها برای اینکه چرا کارها عملی نیستند استفاده میکند. به دلیل تفکر منفی که ذهن او را کنترل میکند، همکاری او با دیگران بسیار کم است و هیچ کار مفیدی نمیکند.
کاربر ۳۲۰۶
گروه موفق، کمتر نگران میشدند، بیشتر اشتیاق داشتند و صمیمیت بیشتری با مردم داشتند.
کاربر ۳۲۰۶
داستانی در مورد «انیشتین» هست که از او پرسیدند: یک مایل چند فوت است؟ او پاسخ داد نمیدانم! چرا باید ذهنم را با اطلاعاتی پر کنم که میتوانم در دو دقیقه در هر کتاب مرجعی پیدا کنم؟ انیشتین درس بزرگی به ما داد. او احساس میکرد استفاده از ذهن، برای فکر کردن، مهمتر از استفاده از آن به عنوان انباری برای اطلاعات است.
کاربر ۳۲۰۶
دوم، از «خزانهٔ طلایی» خودت سواستفاده نکن. به سایر فروشندهها احترام بگذار. کاری کن حس کنند دارند با کاپیتان تیمشان همکاری میکنند، نه یک دیکتاتور. این کارها را بکن تا آنها برای تو کار کنند نه برخلاف تو.
کاربر ۳۲۰۶
سوم به اینکه انسانهای بزرگتر از تو، برایت کار میکنند عادت کن. مدیران تمام حوزهها، بالاخره خود را در شرایطی میبینند که جوانتر از افرادی هستند که برایشان کار میکنند. پس به اینکه افراد بزرگتر از تو، برایت کار کنند، عادت کن. این به تو کمک میکند که در سالهای آینده، حتی فرصتهای بهتری کسب کنی.
کاربر ۳۲۰۶
کسی که در جلسات صحبت نمیکند با خودش فکر میکند: «نظر من هیچ ارزشی ندارد. اگر چیزی بگویم، شاید احمق به نظر برسم. من چیزی برای گفتن ندارم. به علاوه افراد حاضر در جمع، بهتر از من میدانند. من نمیخواهم بقیه متوجه شوند من چقدر احمق هستم.»
کاربر ۳۲۰۶
حجم
۴۸۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
حجم
۴۸۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
قیمت:
۶۵,۰۰۰
تومان