جملات زیبای کتاب دختر خوب، خون بد | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختر خوب، خون بد

بریده‌هایی از کتاب دختر خوب، خون بد

نویسنده:هالی جکسون
انتشارات:نشر نون
امتیاز
۴.۲از ۲۸۰ رأی
۴٫۲
(۲۸۰)
«اگه می‌خوای یه کاری درست انجام بشه باید خودت دست‌به‌کار بشی.»
n re
«بعضی آدم‌ها خیلی خوب بلدن شخصیت واقعی‌شون رو مخفی کنن.»
Aravir
«اگر می‌توانستم با کلمات برای تو روزی بسازم، صبحی طلایی و نو برایت می‌سرودم. آن را روزی ابدی می‌ساختم. شبی غرق در مهتاب می‌نوشتم.»
Sajad Gharache
مشکلاتشون رو با هم حل نمی‌کنن. اون‌قدر مسائل رو روی هم تلنبار می‌کنن که یکهو حسابی دعواشون می‌شه. بعد از دعوا یه مدت معذب هستن و بعدش دوباره همه‌چیز عادی می‌شه و این چرخه ادامه داره.
n re
عدالتی وجود نداره. توی دنیای واقعی حقیقت مهم نیست.
nasim
خودم تمام اشتباهاتم رو حفظم. می‌فهمم.»
کاربر ۹۱۵۴۶۵۴
وقتی روی نظرتان اصرار می‌کنید، تغییر دیدگاه کار ساده‌ای نیست.
n re
«بعضی آدم‌ها خیلی خوب بلدن شخصیت واقعی‌شون رو مخفی کنن.»
Ilomilo
اون قانون خیلی مهمی که بهت یاد دادم یادته، کان؟» نگاهش کرد. «هیچ‌وقت نظرات رو نخون. هیچ‌وقت. باشه؟»
Ilomilo
پیپ وارد کتاب‌فروشی شد و زنگولهٔ بالای در صدا داد. عاشق بوی اینجا بود؛ عطری باستانی، قدیمی و ماندگار. اینجا در پیچ‌وخم قفسه‌های چوبی و حروف فلزی و طلایی بالای سرشان گم می‌شد. در کودکی هم همیشه سراغ قفسه‌های آثار جنایی می‌رفت.
n re
«می‌دونی، راستش نظام عدالت باید درست و غلط و خوبی و بدی رو از هم جدا کنه. ولی به نظر من بعضی وقت‌ها به همون اندازه که کارش رو خوب انجام می‌ده، اشتباه هم می‌کنه. من هم یه زمانی متوجه این قضیه شدم. می‌دونم پذیرشش سخته. وقتی نظامی که باید ازت محافظت کنه موفق به این کار نمی‌شه باید چه‌کار کنی؟»
n re
«شاید لازم نیست خوب باشم یا طبق نظر بقیه رفتار کنم. شاید لازم نیست دوست‌داشتنی باشم.»
Blueft
اگه مطمئنی که حق با توئه چرا باید به نظر مردم اهمیت بدی؟
لیموی‌سبز.
«آدم باید با یه سری چیزها کنار بیاد. نمی‌شه با استانداردهای عادی قضاوتشون کرد.»
n re
«به نظر من همه باید راجع به معنای خوبی و بدی و درست و غلط فکر کنیم. نباید خیلی ساده هرچی رو بهمون می‌گن قبول کنیم.
دیانا
ولی همون‌طور که گفتم، حس می‌کنه جا مونده. می‌بینه تمام هم‌کلاسی‌های دبیرستان و دانشگاهش دارن می‌رن سر کار، ازدواج می‌کنن و از پدر و مادرشون جدا می‌شن.
mj
دوباره شلیک کرد. دوباره. دوباره. دوباره. دوباره. تا اینکه خشاب اسلحه خالی شد.
ریحانه
وقتی روی نظرتان اصرار می‌کنید، تغییر دیدگاه کار ساده‌ای نیست.
hilda
وقتی خداحافظی کرد فهمید تصمیمش را از قبل گرفته است. شاید همیشه همین‌طور بود. شاید هیچ‌وقت حق انتخاب نداشت و فقط منتظر بود تا کسی به او بگوید کارش درست است.
Zohreh
اینجا پای خوبی و بدی وسط نبود، مهم این بود که چه کسی برنده می‌شود
🌱لوبیا چیتی🌱
کانر همراهش رفت و گفت: «عجب دیوونه‌هایی دنبالت می‌کنن. یکی‌شون نوشته: "من جیمی رو کشتم و تو رو هم می‌کشم پیپ".» همان موقع یک دانش‌آموز سال پایینی از کنارشان رد شد. از تعجب دهانش باز شد و نفسش برید. بعد با عجله از آن‌ها دور شد. کانر فریاد زد: «داشتم از روی یه چیزی می‌خوندم.»
Fateme
«اون تنها در صورتی برنده می‌شه که تو بهش اجازه بدی.»
red rose
کلمات در حفرهٔ عمیق وجودش فروریختند، چون به همان‌جا تعلق داشتند.
ومبت بدعنق
«شاید لازم نیست خوب باشم یا طبق نظر بقیه رفتار کنم. شاید لازم نیست دوست‌داشتنی باشم.»
فاطمه
افراد بزرگ‌سال از لحاظ قانونی حق دارن اگه دلشون خواست ناپدید بشن.
Zohreh
«به نظر من همه باید راجع به معنای خوبی و بدی و درست و غلط فکر کنیم. نباید خیلی ساده هرچی رو بهمون می‌گن قبول کنیم. تو هیچ کار اشتباهی نکردی. به خاطر اشتباهات بقیه خودت رو عذاب نده.»
کتابدوست
فقط به همین باور داشتم. فقط همین برام مهم بود: اینکه تحت هر شرایطی حقیقت رو پیدا کنم. حقیقت این بود که مکس گناه‌کاره و باید با عدالت روبه‌رو بشه. ولی عدالتی وجود نداره. توی دنیای واقعی حقیقت مهم نیست. حالا هم که آزادش کردن.»
کتابدوست
«اوه! عدالت وجود داره. شاید اون مدلی نباشه که توی ادارهٔ پلیس و دادگاه دنبالش می‌گردیم، ولی وجود داره. وقتی حسابی به اون کلمات، خوبی و بدی و درست و غلط، فکر کنی می‌بینی واقعاً توی دنیای واقعی اهمیتی ندارن. کی تصمیم می‌گیره این کلمه‌ها چه معنایی داشته باشن: کسایی که اشتباه کردن و اجازه دادن مکس آزاد بشه؟ نه.»
کتابدوست
شاید خودخواه و دروغ‌گو و بی‌ملاحظه و وسواسی‌ام. وقتی خودم کارهای بد می‌کنم باهاشون مشکلی ندارم. شاید دورو باشم. شاید هیچ‌کدوم از این ویژگی‌ها خوب نباشن. ولی به من حس خوبی می‌دن. حس می‌کنم خودم هستم.
🌱لوبیا چیتی🌱
شبیه آدم‌هایی بود که عجله دارن و باید جایی برن.» «آدم‌هایی که عجله دارند و باید جایی بروند.» این کلمات در ذهن پیپ پیچید و بعد نظر خودش را اضافه کرد: «و حالا هیچ جا نیستند.»
n re

حجم

۸۴۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۳۵۲ صفحه

حجم

۸۴۵٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۳۵۲ صفحه

قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
۸۴,۰۰۰
۳۰%
تومان