حقیقت هر قدر هم تلخ باشد، باید گفت.
رزا غرق در کتاب:)
آدمها معمولاً آن طور که خودشان فکر میکنند، نیستند.
ramina
چند لحظه در این مورد فکر کرد. بعد سر بلند کرد و نگاهش کرد. لبخندی زد و گفت:
ــ کار من نبود. ولی فکر کنم همه همین را میگویند!
رزا غرق در کتاب:)
من همیشه جنبه منفی قضیه را میبینم. افسوس که اکثر اوقات آدم به این نتیجه میرسد که درست فکر میکرده و حق داشته از جنبه منفی به مسئله نگاه کند.
ramina
ند لحظه در این مورد فکر کرد. بعد سر بلند کرد و نگاهش کرد
رزا غرق در کتاب:)
پات گفت:
ــ ظالمانه است.
خانم مارپل گفت:
ــ بله، ظالمانه است، دخترم. اما متأسفانه زندگی بشر این طوری است.
ramina
راه رفتنی را باید رفت.
ramina