
بریدههایی از کتاب گیلگمش
۲٫۳
(۹)
سابیتو: چه کسی آنجاست؟ تو که هستی؟ چرا اینگونه روانت آشفته است؟ چرا پیشانیات به این تیرگی چین خورده است؟ چرا اینهمه سرگشتهای؟ از چه سبب چنین شتابانی.
گیلگمش: همدم من که بسیار دوستش میداشتم، نقاب در خاک نهاد و من او را در گور نهادم و به انتظار نشستم تا بَل به فریادم بیدار شود. اما کِرم بر جان او افتاد. اکنون او به خاک بدل گشته. سابیتو من در پی جاودانگی هستم، بدون آنکه باز یابم. رفیق من غبار گشته.
کاربر نیوشک
گیلگمش: من لذت دوستی را چشیدهام. اکنون دیگر طاقت تنهایی را ندارم. ای انکیدو، بی تو میخواهم که بیاشوبم. بی تو میخواهم که همیشه بگریم.
کاربر نیوشک
من از مرگ هراسیدهام، چرا که عزیزترین کسم را از من گرفت. مادر ما را راهنما باش تا جاودانگی را بیابیم. من میخواهم به اسرار مرگ آگاه شوم. من که بیچرا زندهام، میخواهم به چرا مرگ خود آگاه شوم مادر.
کاربر نیوشک
صدای مرا میشنوی انکیدو؟ انکیدو... ای رزمآفرین، اگر شهر اوروک پابرجاست، از دولت سر توست. ای یار ایام شبابِ من، ای پلنگ دشت، این خواب ژرف برای چیست؟ برخیز، فریادم را میشنوی؟ ضجّههایم را میبینی؟ قلب تو باید که همنوای قلب من باشد... نه... نه... باور نمیکنم، قلب تو دیگر نمیتپد. تو نباید بروی. تو نباید مرگ را پذیرا باشی. انکیدو مرا تنها نگذار. انکیدو... انکیدو...
TERRY
انکیدو... میدانی به چه اندازه غم و اندوه به دل دارم؟ من خاطرات تو را باز خواهم جست. تو خاک میشوی و من به خاطر مرگ تو آرامشم را از دست دادهام. آیا من نیز همانند تو خواهم مرد انکیدو؟ آه... یاد باد... یادمانت یاد باد... ای هنروران، پیکرتراشان و صنعتگران، اکنون گرد من آئید و تندیسی از انکیدو بسازید. تندیسی از سنگ سفید با پوششی از زر و سیم.
TERRY
حجم
۲۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۴۸ صفحه
حجم
۲۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۴۸ صفحه
قیمت:
۶,۰۰۰
تومان