ترک و طرد جذامی مایه رستگاری او، و تحریم او گویی شکلی دیگر از قبول او در جمع مؤمنان مسیحی بود.
جذام ریشهکن و جذامی تقریبآ از خاطرهها محو شد، اما این ساختارها به جا ماندند. دو سه قرن بعد، اغلب در همان مکانها، انسانهایی دیگر را به شیوههایی که به نحوی شگفتانگیز به روشهای پیشین شبیه بود، طرد و تحریم میکردند. فقرا، آوارگان، خلافکاران و «دیوانگان» از این لحاظ جای جذامیان را گرفتند و خواهیم دید که این طرد، هم برای آنان که طرد میشدند و هم برای آنان که طرد میکردند، رستگاری به ارمغان میآورد.