جملات زیبای کتاب داستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب داستان

کتاب داستان

ساختار، سبک و اصول فیلمنامه نویسی

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۶۸ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
newsinanas
۱۱
اولین نسخه از هر چیزی مزخرف است. ارنست همینگوی
newsinanas
۱۱
در مجموع، تفاوت اصلی میان کسانی که موفق می‌شوند و کسانی که تلاشی ناکام دارند در شیوه‌های کاری متضاد آنهاست: از درون به بیرون یا از بیرون به درون.
smoothybook
۱۱
تاکنون با بحران نویسندگی مواجه شده‌اید؟ وحشتناک است، نه؟ روزها می‌گذرند و هیچ چیز نوشته نمی‌شود. آن‌قدر میز کارتان را جابه‌جا می‌کنید که بالاخره از این کار هم خسته می‌شوید و احساس می‌کنید که مغزتان دیگر کار نمی‌کند. من برای این حالت درمانی را سراغ دارم. به‌جای رفتن پیش روانپزشک، سری به کتابخانه بزنید.
smoothybook
۷
استعداد ادبی کافی نیست. اگر داستانگویی بلد نباشید توصیفات زیبا و ظرایف کلامی که ماهها و ماهها وقت صرفشان کرده‌اید به لعنت خدا هم نمی‌ارزند. چیزی که برای دنیا می‌آفرینیم، چیزی که دنیا از ما می‌خواهد، داستان است. حالا و همیشه.
smoothybook
۷
استعدادِ فاقد مهارت مثل بنزین بدون ماشین است، که شعله زیادی دارد اما چیزی را به حرکت درنمی‌آورد.
newsinanas
۶
کتاب «داستان» درباره احترام به تماشاگر است نه تحقیر وی وقتی آدمهای بااستعداد چیز بدی می‌نویسند معمولا به یکی از این دو دلیل است: یا احساس پایبندی به اثبات یک ایده آنها را کور کرده و یا افسار خود را به دست احساسی داده‌اند که باید بیانش کنند. اما وقتی آدمهای بااستعداد چیز خوبی می‌نویسند عمومآ یک دلیل بیشتر ندارد: نیروی محرکه آنها تمایل به لمس کردن تماشاگر است.
smoothybook
۵
ماده خام استعداد ادبی کلمات است و ماده خامِ استعداد داستانگویی خودِ زندگی.
نارنج و ترنج
۴
نویسندگان ترسو و بی‌تجربه از قوانین پیروی می‌کنند و نویسندگانِ عصیانگر و مدرسه‌ندیده قوانین را می‌شکنند.
Sevil
۴
«از خنجر سخن خواهم گفت ... اما به کار نخواهمش گرفت.»
smoothybook
۳
نویسنده «تجاری» غالبآ مسحور تصاویر جذاب می‌شود غافل از اینکه سرگرمی ماندگار تنها در حقایق انسانی نهفته در پشت تصاویر یافتنی است.
smoothybook
۲
برای رُمان‌نویسها نوشتن چنین داستانهایی امری طبیعی و سهل‌الوصول است. رمان‌نویس می‌تواند مستقیمآ به قلب افکار و احساسات بزند و قصه را یکسره در چشم‌انداز زندگی درونی قهرمان پیش ببرد. اما برای فیلمنامه‌نویسان تاکنون چنین داستانهایی شکننده‌ترین و دشوارترینها بوده‌اند. ما نمی‌توانیم دوربین را به درون مغز بازیگر ببریم و افکار او را ثبت کنیم
smoothybook
۲
ریشه تمام کلیشه‌ها را می‌توان در یک چیز و تنها یک چیز یافت: نویسنده دنیای داستان خود را نمی‌شناسد.
Sevil
۲
ملال، کشمکشی درونی است که به واسطه از دست دادن هرگونه تمایل و نیاز، یا به عبارتی فقدان هرگونه فقدان یا کمبود، حادث می‌شود.
هه زار زندگی
۱
نویسنده تازه‌کار فقط روی تجربه خود حساب می‌کند و می‌پندارد که زندگی‌اش و فیلمهایی که دیده حرفی را که باید بزند و نحوه بیان آن را به او می‌آموزد.
Mostafa Alemzade
۱
ماده خام استعداد ادبی کلمات است و ماده خامِ استعداد داستانگویی خودِ زندگی.
کاربر ۹۲۳۰۷۵۶
۱
ما داستانها را نه‌تنها به عنوان استعاره‌هایی برای زندگی بلکه به عنوان استعاره‌هایی برای یک زندگی بامعنا خلق می‌کنیم و داشتن یک زندگی بامعنا یعنی زندگی در خطر مداوم.
محسن
۱
نویسندگانی که نمی‌توانند به حقیقت زندگی گذرا و ناپایدار ما پی ببرند، آنان که لذات دروغین زندگی مدرن چشمشان را خیره کرده، آنان که معتقدند اگر قواعد بازی را بدانی زندگی آسان می‌شود، تصویر نادرستی از کشمکش ارائه می‌دهند. فیلمنامه‌های این افراد به یکی از این دو دلیل با شکست مواجه می‌شود: یا کثرت کشمکشهای بی‌معنا و خشونت پوچ، و یا فقدان کشمکشهای بامعنا و نمایش صادقانه آنها.
محسن
۱
به قول ژان پل سارتر، جوهر و ذات واقعیت، کمبود است، کمبودی عمومی و ابدی. در این جهان هیچ چیز به اندازه کافی نیست. نه غذای کافی، نه عشق کافی، نه عدالت کافی و البته نه زمان کافی. زمان، به زعم هایدگر، مقوله یا عنصر بنیادی هستی است. ما در زیر سایه پیوسته کوچک‌شونده آن زندگی می‌کنیم و اگر قرار است چیزی به دست آوریم که در پایان زندگی کوتاه خود احساس خسران نکنیم، باید به جنگ تمام عیار نیروهای کمبود و نقصان برویم که مانع از تحقق آرزوهای ما می‌شوند.
محسن
۱
ما شخصیتهای داستانی را بهتر از دوستانمان می‌شناسیم زیرا شخصیت جاودان و بلاتغییر است درحالی که آدمها تغییر می‌کنند درست لحظه‌ای که فکر می‌کنیم آنها را فهمیده‌ایم، در اشتباهیم. حقیقت این است که من ریک بلین را در کازابلانکا حتی از خودم هم بهتر می‌شناسم. ریک همیشه ریک است اما من قدری ناپایدار و غیرقابل پیش‌بینی هستم.
آری
۱
اولین نسخه از هر چیزی مزخرف است. ارنست همینگوی
کاربر ۷۳۸۱۱۰۶
۱
خواسته یا ناخواسته همه داستانها، صادقانه یا به دروغ، هوشمندانه یا احمقانه، آینه تمام‌نمای
کاربر ۷۳۸۱۱۰۶
۱
برنامه روزانه یک نویسنده چیست؟ اول وارد دنیای تخیلی خود می‌شوید و درحالی که شخصیتها به گفتگو و کنش مشغول‌اند می‌نویسید. کار بعدی چیست؟ از خیال خود خارج می‌شوید و چیزی را که نوشته‌اید می‌خوانید. و در حین خواندن چه می‌کنید؟ تحلیل. «خوب است؟ کارآیی دارد؟ اگر ندارد، چرا؟ باید چیزی را کم کنم یا اضافه؟ یا باید نظم تازه‌ای به آنها بدهم؟» می‌نویسید و می‌خوانید؛ آفرینش /نقد؛ جوشش /منطق؛ مغز راست /مغز چپ؛ بازآفرینی /بازنویسی. و کیفیت بازنویسی شما، و امکان رسیدن به کمال، به میزان تسلط شما بر فن بستگی دارد، فنی که راهنمای شما در تصحیح کژیهاست. هنرمند هرگز اسیر سائقهای هوس‌گونه نمی‌شود؛ او فن را آگاهانه به کار می‌گیرد تا میان غریزه و فکر هماهنگی ایجاد کند.
کاربر ۷۳۸۱۱۰۶
۱
«داستان شخصی» ساختار ضعیفی دارد؛ تصویری واقع‌گرایانه از زندگی است که واقع‌نمایی را با حقیقت اشتباه می‌گیرد. این نویسنده معتقد است که هرچه واقعیت روزمره را دقیقتر ببیند، می‌تواند تصویر دقیقتری نیز از حقیقت حوادث ارائه دهد. اما «امر واقع»، صرف‌نظر از اینکه با چه دقتی مشاهده شده باشد، حقیقتی جزئی و فرعی است. حقیقت اصلی در پشت، در ماورا، در درون و در زیر سطح ظاهری چیزهاست، ساختار واقعیت را حفظ می‌کند یا از هم می‌پراکند، و مستقیمآ قابل مشاهده نیست. چون این نویسنده فقط امور مرئی و ملموس را می‌بیند، از حقیقت زندگی غافل می‌ماند.
Sevil
۱
«تفاوت برای تفاوت» همان‌قدر بی‌معناست که پیروی برده‌وار از مقتضیات تجاری.
Sevil
۱
هنر آوانگارد در تقابل با هنر عامه‌پسند و تجاری شکل می‌گیرد و حرکت می‌کند تا اینکه بالاخره خود نیز عامه‌پسند و تجاری می‌شود و آن‌گاه به خودش حمله می‌کند. اگر بازارِ «فرمهای هنری ضدپیرنگ» داغ و پولساز بود، هنر آوانگارد علیه آن می‌شورید و هالیوود را به خاطر فروش آثار توصیفی به باد انتقاد می‌گرفت و فرم کلاسیک را از آن خود می‌کرد.
Sevil
۱
آیا در خودتان عاشق هنر هستید یا در هنر عاشق خودتان؟
Sevil
۱
بااین حال، من دوست ندارم در کشوری زندگی کنم که در آن امکان ساخت آرزوی مرگ وجود ندارد. من مخالف هر نوع ممیزی هستم زیرا در جستجوی حقیقت باید زشت‌ترین دروغها را نیز آگاهانه تحمل کنیم. ما باید به قول جاستیس هولمز، به بازار عقاید و باورها اعتماد کنیم. اگر به همه فرصت ابراز عقیده داده شود، حتی به تندروهای بی‌منطق یا منفعل‌ترین آدمها، بشریت با تمام امکانات و ظرفیتهای خود آشنا می‌شود و بهترین را انتخاب می‌کند. تاکنون هیچ تمدنی، از جمله تمدن عصر افلاطون، به دلیل اینکه شهروندانش بیش از حد می‌دانستند به ویرانی کشیده نشده است.
کاربر ۴۳۵۳۵۳۵
۰
وقتی یک فکر یا ایده خود را در لفافِ یک بارِ عاطفی می‌پیچد بیش از پیش نیرو می‌گیرد، بیش از پیش عمق می‌یابد، بیش از پیش در خاطرها می‌ماند. شاید روزی را که در آن با جسدی در خیابان روبه‌رو شدید به فراموشی بسپارید اما مرگ هملت را هرگز. زندگی به خودی خود و در غیاب چارچوبِ هنر، از هم گسیخته و بی‌معناست اما حس زیباشناختی به فکر و احساس هماهنگی می‌دهد تا آگاهی ما را دو چندان کند و نقطه اطمینانی برای ما در زندگی واقعی فراهم نماید. خلاصه اینکه، داستان خوب همان چیزی را به ما می‌دهد که از زندگی نمی‌توانیم بگیریم
smoothybook
۰
شاه‌پیرنگ نه کهنه است و نه نو، نه شرقی است و نه غربی؛ بلکه تنها و تنها انسانی است.
smoothybook
۰
نخستین گام در راه خلق یک داستان خوب خلق دنیایی کوچک و قابل شناخت است.