
Mehrdad Pourkhazaeyan
۸
اصول صحيح میگويد که اخذ رای آزاد است. و معنی آن اين است که فقط آرايی که به نفع دولت است آرا آزاد محسوب خواهد شد
Mehrdad Pourkhazaeyan
۴
آه! چه حکمران خوبی داريم. اگر وضع بودجهاش خراب است و اگر زنش زناکار است با يک اعلاميه فساد بودجهاش را روپوشی میکند و زناکاری عيالش را تکذيب مینمايد و ديگر مسئله برايش کاملاً مختومه میشود.
Anahita Jafarzadeh
۴
شما مردم را گرسنه نگاه داشتهايد و آنها را از هم جدا کردهايد تا عصيان و شورششان را از بين ببريد، شما آنها را ضعيف و درمانده میکنيد و سبعانه نيروی آنها را میبلعيد و اوقاتشان را مشغول میکنيد تا از وحشت نه جوششی بکنند و نه مجالی برای جوشش داشته باشند! آنها در يک جای ايستادهاند و درجا میزنند، راضی باشيد! علیرغم جمعيتی که دارند تنها هستند،
Mehrdad Pourkhazaeyan
۳
خدا از دنيا برگشته و منکر آن است و من از خدا برگشتهام و منکر او هستم! زندهباد هيچ. زيرا اين تنها چيزی است که وجود دارد!
Anahita Jafarzadeh
۲
«آنچه که باقی میماند و نمیتوان آن را با نيروی منطق خُرد و مقهور کرد مرد مرگ است. يک امر حتمی و ناگزير. مسلّميّت مطلقی که منحصراً در اين دنيا وجود دارد. همه چيز غير از اين، شادی و خوشبختی است که با آزاد زندگی کردن توأم است و جدايیناپذير. بدبختی غير قابل علاج اين است که انسان به خيالی فرو میرود که از حقيقت به کلی دور است. يعنی تصّور و خيال يک زندگی ابدی. بعد که اين خيال را خوب پخت و پرورش داد به همان نسبت که آن را بزرگ کرده از مرگ رنج میبرد.»
Mehrdad Pourkhazaeyan
۱
ای شورش مقدس، ای عصيان زنده، ای افتخار و شرف ملت، به اين مردم دهانبسته نيروی فرياد و فغان عطا کن.
Mehrdad Pourkhazaeyan
۱
روزی شما خواهيد فهميد که اگر انسان بداند که بشر هيچ و پوچ است و اگر بداند که چهره خداوند موحش و زشت است نمیتواند به خوبی زندگی را برگزار کند.
sara
۱
ملخصاً آنکه از امروز بايد مردن با نظم و ترتيب را بیاموزید و به عبارت ديگر ياد بگيريد که چگونه بايد بميريد تا نظم و ترتيب مرگ را برهم نزده باشيد.
zima blue
۱
ما با اين زلفهای به دست باد داده و ديدگان درخشان و گلوی پرصدا چه خواهيم کرد؟
zima blue
۱
خدا از دنيا برگشته و منکر آن است و من از خدا برگشتهام و منکر او هستم! زندهباد هيچ. زيرا اين تنها چيزی است که وجود دارد!
Anahita Jafarzadeh
۰
مطمئن باش که ما همه داريم به آن مرحله از دوران تاريخ میرسيم که همه حرف میزنند، ولی هرگز جوابی دريافت نمیکنند. و وقتی دو نفر با يکديگر روبرو میشوند و صحبت میکنند، حرفهايشان برای خودشان نامفهوم است و دود میشود و به هوا میرود و بالاخره اين وضع به آخرين تکامل خود خواهد رسيد، اين آخرين تکامل سکوت مرگ است.
sara
۰
در حقيقت اين منطقی است که اگر زندگی بيهوده است و پوچ، خيلی احمقانه و زبونی است که انسان آن را تحملّ کند و منتظر باشد که دير يا زود مرگ بيايد و به آن خاتمه دهد.
sara
۰
«از اميد محروم بودن نا اميدی نيست
sara
۰
هر چيزی به غير از شراب و مستی و جنون از بين برود و حذف شود.
sara
۰
نهتنها ابراز احساسات و هيجانهای احساساتی ممنوع است. بلکه کليه چيزهای بیثبات ديگر هم مطلقاً غيرمجاز اعلام میگردد.
sara
۰
ديگر مرگ شما روی هوی و هوس نخواهد بود. چه هر کس دارای يک برگ هويت و مشخصات است و مطابق آن بايد بميرد.
zima blue
۰
قاضی: من به مفهوم قانون خدمت نمیکنم، بلکه به خود آن خدمت میکنم. قانون چه میگويد مهم نيست. مهم خود قانون و موجوديت آن است.
ديهگو: ولی اگر قرار شد که قانون جنايتپيشگی را تجويز کند؟
قاضی: اگر جنايتکاری قانونی بشود، ديگر آن جنايتکاری نيست.
zima blue
۰
میبينی، ماهيگير، دولتها میروند، اما پليس باقی میماند. پس عدالتی وجود دارد.