
کتاب تن بارگی در عهد صفویه
پدیدآورندگان:
زهره روحیانتشارات:
انتشارات انسان شناسی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مهدی
۳
شاه عباس بی آنکه خود را آلودهٔ دامی کند که برای شاهزادگانش پهن کرده بود، با بهکار گماردن غلامان خصی شدهای در مقام خواجهسرا که این بار با نگهبانی بر فرزندان ذکور خاندان شاهی، طور دیگری به قدرت دست یافته بودند، نه فقط آن شاهزادگان را، بلکه به طور کلی شاهزادگانِ نسل بعد از خود را از مدار قدرت خارج کرد. تا جایی که حتی زمانی که وقت پادشاهیشان فرا رسید، به دلیل روحیهٔ خو کرده به حرمسرا، ترجیح دادند باز همچنان مقیم آنجا باشند و قدرت را به خواجهسراها و زنان با نفوذ حرمسرا بسپارند
Mo0onet
۱
اما، نکتهٔ طعنهآمیزِ مسألهٔ اخته کردن بدن مردانه، برای نگهبانی کالبدهای زنانه، از این قرار است که به نظر میرسد تنها راهِ اسارتِ بدنِ زنانه، مُثله کردنِ بدن خودِ مردان باشد
Mo0onet
۱
به نظر میرسد همین بستر مرد سالارانه «اندرونی» ها است که آنها را به نوعی «داراییِ خانگی» تبدیل میکند؛ چیزی که صرفاً به دلیل همین پرورش و کنترل مردسالارانه است که از «ارزشِ نجابت» برخوردارشان میکند؛ ارزشی که تنها به «زنانگیِ در پوشش و در سراپردهٔ اندرونی» تعلق میگیرد. همان ارزشِ خانگی که فاحشهها بهرغم اهمیت اجتماعی خود، در ساز و کار زندگی روزمره از آن بی بهره بودند.
Mo0onet
۰
بنابراین، میتوان چنین تفسیر کرد که حجاب کامل، همانا در پرده نگه داشتنِ کالبدی است که در فرهنگ مرد سالار عصر صفویه، صرفاً تحت سلطه «تنکامگی» یا تولید مثل (در خانوادهها) بوده است؛ و این بدین معنی است که تنها به یاری این «فاصلهگذاری» از طریق پوشش کاملِ «نَمادین» بود که او «یا همان زن نجیب»، به زبان اگزیستانسیالیستی، «باشندهٔ اندرونی»، میتوانسته بیآنکه خدشهای در احساس شرافتش وارد شود با قلمرو روزمره و محیط و فضای عمومی، ارتباط پیدا کند.
Mo0onet
۰
به بیانی شاه عباس صفوی، همزمان با جریان اصلاحات، و رام و مطیع کردن مراکز آشوبزده، توانست در زمان حکومتش، برای خود مشروعیتی توجیهپذیر ایجاد کند و قلمرو حکومت خود را در کاری مُداوم و پیگیرانه هر روزه تثبیت کند. تثبیتِ موقعیتی که به موازات آن، به تدریج خود را در بالاترین نقطهٔ جهانِ مرد سالارانهٔ فرهنگ ایران رساند و بدین ترتیب کارش به جایی رسید که برای بلند پروازیهای غیر طبیعیِ خود، ناگزیر شد تا هرگونه که هست، تسلیم و رضایت رعایای خود را در برابر موقعیت جنسی خود کسب کند؛ گویی، بنا بر تصویری که از خود ساخته بود، فقط اینگونه میتوانست، موقعیت کاریزماتیک خاص خود را بهوجود آورد و پیاپی بازتولیدش کند
Mo0onet
۰
از خصوصیت بسیار مهم وضعیت زنان در همین دورهٔ قاجار، در مقایسهٔ با عصر صفویه، موضوع مهم این است که دیگر جزو اموال و دارایی شاه محسوب نمیشدند، به نظر میرسد چنین درک و موقعیتی، برخاسته از حمایت از حقوق مالکیت خصوصی و جنسیِ مردان جامعه بوده است و نه حمایت از زنان؛ اما به هر حال همین قانون مالکیت مردسالارانهای که حتی با در نظر گرفتن اینکه زنان را در حد کالا یا دارایی متعلق به مردش میدید، به نوعی برای زنان جامعه در برابر تعرضِ جنسی از سوی قدرتهای حکمران مصونیّتی بود.
Mo0onet
۰
وانگهی از همان لحظهای که برای ترغیبِ بیش از اندازهٔ مصرفِ جنسی، و امر دستیابی به خلسه، لذّت را به حظهای بصری یا دیگر حظهای برخاسته از اغوای شهوانیِ حواس وابسته کردند، مبنای نخستین و طبیعی لذّت جنسی را به «استعمار چیزی مصنوع» درآوردند. چیزی بیرون از خود یا بیرون از کشش و غریزهٔ جنسی بین خود و دیگری. سخن از «وابستگیِ مستعمراتی» است