میشل هانت، متخصص توسعه و تنوع سازمانی، دربارهٔ کلیشهباوری چنین مینویسد: "نمیخواهم که در یک مقوله قرار گیرم. تحملش را ندارم. من تمام زندگیام را صرف کردم تا کسی بشوم که هستم: انسانی چند بعدی که پیچیدگیهای خودش را دارد. زمانی که مرا در یک مقوله قرار میدهند (برای مثال: یک فمینست یا یک آمریکاییآفریقایی) به من توهین میشود. یعنی من مانند گروهی از مردم راه میروم، حرف میزنم و میاندیشم. خطر برخی از روشها در رویارویی با تنوع و گوناگونی همین است. کلیشهباوری تهدیدی است که به جای کاهش دستهبندی، آن را افزایش میدهد. من میخواهم یگانه بودنم ارزشمند شمرده شود (زن بودن، آمریکاییآفریقایی بودن و هرچیز دیگری که هستم جزئی از یگانه بودن من است). من باید اجازه داشته باشم که یگانه بودنم را نشان دهم."
Hadis
اگر بگویید: "فلانی تک فرزند است" تا واقعیتی را بیان کنید، آسیبی نمیرساند ولی اگرهدفتان از بیان این جمله توجیه رفتار خاصی باشد که از آن فرد سرزده است، آن وقت برچسب گذاشتهاید؛ مانند چنین جملهای: "بهراستی خودمحور است. آخر او تک فرزند است."
Hadis
نگاه کلیشهای، شکلی از سرزنش کردن و کوچک کردن است که هر دو مواد اولیهٔ ایجاد شرماند. اگر بخواهیم از سرزنش کردن دور شویم و به سوی ارتباط و همدردی برویم، باید نسبت به اینکه چگونه، چه وقت و چرا از کلیشه استفاده میکنیم، هوشیار شویم.
Hadis
فارغ از اینکه دربارهٔ کدام یک از مقولات ظاهر، شغل، مادری، سلامتی یا خانواده حرف میزنیم، آنچه بسیار دردآور است طلب کمال نیست بلکه شکست در برآوردن انتظارات دستنیافتنی است که منجر به هجوم دردآور شرم میشود
کاربر ۴۹۵۱۹۹۴