جملات زیبای کتاب مجموعه اشعار فروغ فرخزاد | طاقچه
تصویر جلد کتاب مجموعه اشعار فروغ فرخزاد

بریده‌هایی از کتاب مجموعه اشعار فروغ فرخزاد

انتشارات:نشر وزرا
امتیاز
۳.۳از ۴۶ رأی
۳٫۳
(۴۶)
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است.
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
چراغ‌های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است.
misbeliever
عشق فروغ ناشی از کمبود محبت در محیط خانواده و بخصوص خشونت‌ها و بد اخلاقی‌های پدرش بود.
sachli
ما هرچه را که باید ازدست داده باشیم، از دست داده ایم
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
من مثل دانش آموزی که درس هندسه‌اش را دیوانه وار دوست می‌دارد تنها هستم
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
ما هرچه را که باید ازدست داده باشیم، از دست داده ایم
Aisan
از سیاهی چرا هراسیدن شب پر از قطره‌های الماس است
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود من تهی خواهم شد از فریاد درد
⚽️ kaka ⚽️
و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که ترا می‌بوسند در ذهن خود طناب دار ترا می‌بافند.
باران
می روم... اما نمی‌پرسم ز خویش ره کجا...؟ منزل کجا...؟ مقصود چیست؟
m.norouzi
من مثل دانش آموزی که درس هندسه‌اش را دیوانه وار دوست می‌دارد تنها هستم
িមተєကє .నមժមተ
لحظه‌ها را دریاب چشم فردا کور است
Aysan
می خزم در سکوت بستر خویش
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
اگر بسویت این چنین دویده ام به عشق عاشقم نه بر وصال تو
Aisan
از سیاهی چرا هراسیدن شب پر از قطره‌های الماس است
Aysan
من از نهایت شب حرف می‌زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می‌زنم اگر به خانۀ من آمدی برای من‌ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچۀ خوشبختی بنگرم
گنگ خواب دیده
من دلم می‌خواهد که ببارم از آن ابر بزرگ
باران
حق با شماست من هیچگاه پس از مرگم جرأت نکرده‌ام که درآینه بنگرم و آن قدر مرده‌ام که هیچ چیز مرگ مرا دیگر ثابت نمی‌کند
helya.B
می سوزم از این دوروئی و نیرنگ یکرنگی کودکانه می‌خواهم
Aysan
عشق چون در سینه‌ام بیدار شد از طلب پا تا سرم ایثار شد این دگر من نیستم، من نیستم حیف از آن عمری که با من زیستم
باران
مادر در انتظار ظهوراست و بخششی که نازل خواهد شد
"Shfar"
من در مورد کار خودم قاضی ظالمی هستم....
hanieh
فکر می‌کنم همه آنها که کار هنری می‌کنند، علتش- یا لااقل یکی از علت هایش- یک جور نیاز ناآگاهانه است به مقابله و ایستادگی در برابر زوال. این‌ها آدم‌هایی هستند که زندگی را بیشتر دوست دارند و می‌فهمند و همین طور مرگ را. کار هنری یک جور تلاشی است برای باقی ماندن و یا باقی گذاشتن «خود» و نفی معنی مرگ» ......
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
دیگرم گرمی نمی‌بخشی عشق،‌ای خورشید یخ بسته سینه‌ام صحرای نومیدیست خسته ام، از عشق هم خسته
سیّد جواد
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
Ahmad
در شب کوچک من، افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهرۀ ویرانی است گوش کن وزش ظلمت را می‌شنوی؟ من غریبانه به این خوشبختی می‌نگرم من به نومیدی خود معتادم گوش کن وزش ظلمت را می‌شنوی؟
reihnne
میان پنجره و دیدن همیشه فاصله ایست چرا نگاه نکردم؟
باران
آه... آری... این منم... اما چه سود «او» که در من بود، دیگر، نیست، نیست می خروشم زیر لب دیوانه وار «او» که درمن بود، آخر کیست، کیست؟
"Shfar"
تو درۀ بنفش غروبی که روز را بر سینه می‌فشاری و خاموش می‌کنی
িមተєကє .నមժមተ
وقتی که زندگی من دیگر چیزی نبود، هیچ چیز بجز تیک تاک ساعت دیواری دریافتم، باید. باید. باید دیوانه وار دوست بدارم یک پنجره برای من کافیست یک پنجره به لحظه‌ای آگاهی و نگاه و سکوت
িមተєကє .నមժមተ

حجم

۱۱۷٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها

۳۱۶ صفحه

حجم

۱۱۷٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۹

تعداد صفحه‌ها

۳۱۶ صفحه

قیمت:
۴۵,۰۰۰
تومان