
بریدههایی از کتاب اندیشه و خوراک
۲٫۵
(۸)
افراد بالغ علاقهی کمتری به جلبتوجه دیگران دارند؛ آنها بیشتر گوش میدهند و کمتر صحبت میکنند. آنها مستعد به وجد آمدن یا غلیان احساسات نیستند. آنها بدون اینکه درمانده باشند، از این موضوع آگاهاند که ممکن است برنامههایشان با مشکلاتی مواجه شود، امیدها از بین برود و ایدههای بهظاهر عالی دستاوردی بسیار کم در پی داشته باشند. تا حدی به همین دلیل، افراد بالغ به مهربانی و لطافت مزین میشوند. آنها متخصص اطمینان خاطر و کنترل خود هستند.
احسان رضاپور
خیلی اوقات، اضطراب بهخودیخود مانعی برای بقای ما میشود؛ اما اگر بتوانیم وسیلهای برای تسکین خود پیدا کنیم، میتوانیم به دیگران هم اطمینان خاطر بدهیم و سپس از الگوی شرور تشدید خارج شویم که در آن پریشانیِ یک فرد به پریشانی شخص دیگری دامن میزند.
توانایی اطمینان خاطر میتواند ثمرهی این حس معقول باشد که ما اکنون بزرگسال هستیم و از قدرت، آزادی و هوش لازم برخورداریم تا بتوانیم راهی برای عبور از مشکلات خود بیابیم.
احسان رضاپور
باید در بعضی موارد، با آگاهی از اینکه که افراد خوبْ جوان میمیرند و افراد مستعد و سختکوشْ شکست میخورند، از لذتِ خوردنِ غذای بد بهره ببریم.
تپولی خواه
انجیر نمادی از بلوغ است.
تپولی خواه
آووکادو نماد اطمینان خاطر
تپولی خواه
گردو نماد خودشناسی
گردو شباهتی غیرعادی به مغز انسان دارد. همچنین این فرصت را در اختیار ما قرار میدهد تا چالشها و اهمیت شناخت ذهن خود را در نظر بگیریم.
تپولی خواه
کسی که در پی سرحال آوردن کودک است خواستهاش تنها شادی کودک نیست؛ نگرانکنندهتر این است که آنها نمیتوانند این تصور را که کودک ممکن است ناراحت باشد تحمل کنند، به همین صورت احساس ناامیدی و غم و اندوه خودشان ناشناخته و احتمالاً طاقتفرساست. وینیكات تأکید کرد که كودكی لزوماً پر از غم و اندوه است (همانطور كه بزرگسالی اینگونه است)، این بدان معناست كه باید دائماً بتوانیم دورههای سوگواری داشته باشیم: برای یك اسباببازی خراب، آسمان خاکستری بعدازظهر یکشنبه یا غم و اندوهی طولانی که میتوانیم در چشمان والدینمان ببینیم.
تپولی خواه
وینیکات به والدین اطمینان خاطر میدهد که مسلماً والدین اشتباه میکنند، اما این اشتباهات تقریباً همیشه خیلی جدی نیست. او استدلال كرد كه كودك بههر حال به پدر و مادرِ كامل نياز ندارد. آنها میتوانند با یک انسان غالباً مهربان، گاهی آشفته، بهطور کلی خوشنیت و واقعی کنار بیایند: بهعبارتدیگر، والدین بهاندازهی کافی خوب.
تپولی خواه
آگاهی داشتن از اینکه چگونه از خودمان مراقبت کنیم درخور این است که بهعنوان یکی از هنرهای عالی زندگی به شمار آید.
Zahra
ما میخواهیم آدمهای بهتری باشیم و از نظر عاطفی رشد کنیم. با این حال ایدهی بهبود خود بهسرعت در میان شلوغی و تنشهای زندگی از ذهن خارج میشود. به همین دلیل ارسطو معتقد بود ما نهتنها در یادگیری فضایل، بلکه در تثبیت آنها در ذهن بیثبات خود نیز به كمك نیاز داریم.
تپولی خواه
حتی در غمانگیزترین و مهآلودترین روزهای زمستان، یک لیموترش روی لبهی پنجره از لحظاتی حکایت دارد که هنوز جرئتِ ایمان داشتن به خود را داشتیم و ما را فرامیخواند تا دوباره ارتباطی با این مثبتاندیشی قبلی خود برقرار کنیم.
تپولی خواه
افراد بالغ علاقهی کمتری به جلبتوجه دیگران دارند؛ آنها بیشتر گوش میدهند و کمتر صحبت میکنند. آنها مستعد به وجد آمدن یا غلیان احساسات نیستند. آنها بدون اینکه درمانده باشند، از این موضوع آگاهاند که ممکن است برنامههایشان با مشکلاتی مواجه شود، امیدها از بین برود و ایدههای بهظاهر عالی دستاوردی بسیار کم در پی داشته باشند. تا حدی به همین دلیل، افراد بالغ به مهربانی و لطافت مزین میشوند. آنها متخصص اطمینان خاطر و کنترل خود هستند.
تپولی خواه
افسردگی چیزی نیست که به درمان نیاز داشته باشد. درمورد وضعیت انسان چیزهای زیادی وجود دارد که به دور از شاد بودن است. زندگی ما مختصر و پر از دردسر است. به نظر میرسد روابط که با وعدهی عشق آغاز میشوند تقریباً بهطور اجتنابناپذیری به درگیری و تباهی مشترک منجر میشوند. در بیشتر زندگیها منطقهای از تنهایی وجود دارد. حداکثر پتانسیل ما بهندرت مورد تشویق و پاداش جهانی قرار میگیرد. کسانی که دوستشان داریم رنج خواهند برد و خواهند مرد. زمان در حال گریز از ماست؛ ما در حال حاضر بسیاری از وجود خود را ضایع کردهایم. افسردگی پاسخی بهجا، حساس و هوشمندانه به شرایط انسان است.
تپولی خواه
بهجای تلاش برای سرکوب یا فرار از افسردگی، باید بهدنبال برخورد صحیح با آن باشیم. غذاهایی وجود دارد که افسردگی ما را جدی میگیرند. آنها سعی نمیکنند به ما روحیه بدهند؛ مثل یک دوست ایدئال. آنها به نظر میرسد غم و اندوه ما را میدانند و با آنشریک هستند.
تپولی خواه
در آغوش گرفته شدن مشکلی را که با آن روبرو میشویم حل نمیکند، اما به ما نشان میدهد که همراهی داریم که با ماست و تا آنجا که میتواند درکمان میکند. تماس جسمی ما را بهگونهای آرام میکند که کلمات - که با مغز بزرگسال ما صحبت میکنند - نمیتوانند کاملاً مدیریت کنند. ما دوباره کمی از آن حسی را تجربه میکنیم که احتمالاً در کودکی، هنگامی که یک بزرگسال دوستداشتنی ما را در آغوش خود میگرفت، داشتیم. ما برای چند لحظه در حرکتی عظیم به نشانهی همدردی شرکت میکنیم.
تپولی خواه
«من به آغوش احتیاج دارم»
گاهی اوقات به آغوش کشیدن میتواند فقط یک امر عادی اجتماعی باشد که سرسری صورت میگیرد. در آغوش گرفتن میتواند بیش از حد مشتاقانه یا حتی ناخوشایند باشد، اما در بهترین حالت، حرکتی عمیق و بدون کلام و حاکی از محبت است. روز سختی بوده است؛ خبر تلخ است؛ به نظر میرسد جهان خارج از کنترل است؛ ما احساس آسیبپذیری و عدم اطمینان داریم. دیگری با در آغوش گرفتن ما نهتنها بدن بلکه مشکلات و ترسهای ما را نیز در آغوش میکشد.
تپولی خواه
هر بار که موفق میشویم زندگی فرد دیگری را بهبود بخشیم، زندگی خودمان بهتناسب بهبود مییابد. اغلب، لبخند آوردن بر لبهای یک دوست آسانتر از لبخند آوردن بر لبهای خودمان است. ما گاهیاوقات چنان در اوضاع بغرنج و آشفته قرار میگیریم که به نظر عاقلانهتر است برنامهی افزایش رضایت خود را متوقف کنیم و در عوض به دیگران رویآوریم.
تپولی خواه
ما احتمالاً در حال حاضر به دیگران کمک میکنیم اما آنها چندان قدردان نیستند. بهعنوان مثال، اگر ما پدر یا مادر هستیم و به فرزند خود کمک میکنیم که دوران بلوغ را پشتسر بگذارد، ممکن است برای یک دهه یا بیشتر از ما قدردانی نکند - و در بسیاری از اوقات ممکن است والدین مورد هجوم ناراحتی و توهین آنها باشند. بیشک کمک ما واقعی است. اما چنین احساسی دست نمیدهد.
تپولی خواه
ما به یک فرهنگ عمومی نیاز داریم که به یاد بیاورد که چه مقدار از زندگی سزاوار داشتن لحظات سنگین و غمانگیز است و برای انکار جایگاه برحق افسردگی - معمولاً به نام قبولاندن چیزی به ما - وسوسه نشود.
تپولی خواه
حجم
۴٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۴۲ صفحه
حجم
۴٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۴۲ صفحه
قیمت:
۱۶۵,۰۰۰
تومان