
کتاب برخورد تمدن ها سر آسانسوری در پیاتزا ویتوریو
انتشارات:
انتشارات خوب٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
آبی
۱۲
او مثل شعری از خیام است: یکعمر زمان میبرد تا معنایش را بفهمی و تازه آنوقت است که قلبت به جهان باز میشود و اشک گونههای سردت را گرم میکند
rezai milad
۸
«آدمهای خوشحال نه سن دارند و نه حافظه، آدمهای خوشحال نیازی به گذشته ندارند.»
مرضیه
۷
«حقیقت، در قعر یک چاه است. ته چاه را نگاه میکنید و خورشید یا ماه را میبینید اما خودتان را که بیندازید ته چاه، نه ماه هست و نه خورشید؛ فقط حقیقت هست و بس.»
روز جغد
لئوناردو شاشا (۱۹۸۹-۱۹۲۱)
Raha
۵
ما به بیلیاقتها جایزه میدهیم و درستکارها را تحقیر میکنیم!
Elina Asg
۵
آدمها به رؤیاهاشون نیاز دارن، همونقدر که ماهی به آب نیاز داره.
مجهول
۴
«عشق مثل یه جعبهست؛ پر از شگفتی.»
arshia
۴
«آدمهای خوشحال نه سن دارند و نه حافظه، آدمهای خوشحال نیازی به گذشته ندارند.»
rezai milad
۳
حقیقت تلخ است. آدم باید آن را ذرهذره فروبدهد نه یکباره، چون ممکن است منجر به مرگش شود. حقیقت زخمی نمیکند، به قول فرانسویها «la vérité blesse». حقیقت میکشد. مویه آواز ابدی اورفئوس است.
zaHra
۳
آیا حقیقت نوشدارویی است که بیماریمان را درمان میکند یا زهری است که آهسته ما را میکُشد؟
arshia
۳
آدمها به رؤیاهاشون نیاز دارن، همونقدر که ماهی به آب نیاز داره.
مرضیه
۲
«آدمهای خوشحال نه سن دارند و نه حافظه، آدمهای خوشحال نیازی به گذشته ندارند.»
اختراع صحرا
طاهر جاووت (۱۹۹۳-۱۹۵۴)
مرضیه
۲
اول نمیفهمیدم چرا اینقدر پیگیر و خوب است، اما عشق همچون خورشید تابان است و نمیشود جلوی پرتوهایش ایستادگی کرد، عشق بهترین دوست جوانهاست. در ایران ضربالمثلی داریم که میگوید جوانی مثل شراب سرمستت میکند.
Mary gholami
۲
حافظه مثل معده است. هرچندوقت یکبار حالم را بهم میزند و مدام خاطرات خونبارم را بالا میآورم. در حافظهام زخمی دارم. درمانی دارد؟ بله، مویه!
توفنده متیو
۲
حقیقت تلخ است. آدم باید آن را ذرهذره فروبدهد نه یکباره، چون ممکن است منجر به مرگش شود. حقیقت زخمی نمیکند، به قول فرانسویها «la vérité blesse». حقیقت میکشد.
Hani Bagherzadeh
۲
کلمهٔ «حقیقت» همیشه باید همراه علامت سؤال یا علامت تعجب یا پرانتز یا گیومه باشد و هیچوقت بعدش نقطه نیست.
شهداد
۱
«حقیقت، در قعر یک چاه است. ته چاه را نگاه میکنید و خورشید یا ماه را میبینید اما خودتان را که بیندازید ته چاه، نه ماه هست و نه خورشید؛ فقط حقیقت هست و بس.»
rozhan
۱
آسانسورسواری برایم مثل عبادت است. دکمه را بدون هیچ زحمتی فشار میدهم، بالا میروم، پایین میآیم، حتی ممکن است وقتی آن تو هستم خراب شود. درست مثل زندگی، سرشار از خرابی. یکلحظه بالایی، لحظهٔ بعدی پایین. من بالا بودم... در بهشت... در شیراز، شاد و خوشحال با زن و بچههایم زندگی میکردم و حالا پایینم، در جهنم، در عذاب دلتنگی برای خانه. آسانسور ابزاری است برای عبادت.
Raha
۱
ملتهایی که در طول تاریخ تحت استعمار بودهاند، خودشان تا حدود زیادی در این استعمار مسئولاند
Elina Asg
۱
مهاجرها در طول تاریخ همیشه یکسان بودهاند. تنها چیزی که تغییر کرده زبان، دین و رنگ پوستشان است.
zaHra
۱
فوتبالیستها میلیونمیلیون درآمد دارند و آنوقت فارغالتحصیلها فقط صف بیکارها را طولانیتر میکنند. نه، درس و مدرسه بیفایده است، وقت تلف کردن است.
توفنده متیو
۱
تا الان لذت بچهدار شدن را تجربه نکردهام، با اینکه چندین بار حامله شدهام. تقصیر خودم نبود که بچه زنده نمیماند، ولی چرا همه فقط برای بچه دل میسوزانند؟ مگر خودم لیاقت مراقبت و توجه ندارم؟ پس کی به ماریا کریستینا گونزالس بیچاره فکر میکند؟
توفنده متیو
۱
به عقربههای ساعت روی دیوار نگاه میکنم و از ته دل آرزو میکنم زمان متوقف شود تا آزادیام کمی بیشتر ادامه پیدا کند.
توفنده متیو
۱
آیا باید جوانیام را مثل یک زندانی در میان اشباح مرگ بگذرانم؟ من خانه میخواهم، شوهر و بچه میخواهم. تصور میکنم صبحها بیدار میشوم و بچههایم را میبرم مدرسه، میروم سر کار، شبها شوهرم را در آغوش میگیرم و بالاخره بدنهایمان روی تختی راحت به هم میرسند، نه نیمکت رقتانگیز یک پارک یا واگن رهاشدهٔ قطار یا زیر درختی پنهان.
توفنده متیو
۱
آن سگ از من خوشبختتر است، بیشتر از ده بار در روز بیرون میرود، مثل شاهزادهای کوچولو یا بچهای لوس، توی باغهای پیاتزا ویتوریو گردش میکند. در عوض من نمیتوانم حتی یک دقیقه از خانه بزنم بیرون، چون سنیورا روزا مشکل قلبی دارد.
توفنده متیو
۱
«عشق من، حافظهٔ من مثل یه آسانسور خرابه، یا بهتره بگم گذشته یه آتشفشان خاموشه. بیا بیدارش نکنیم تا فوران نکنه.» گفتم: «آمدئو، عشق من، گذشتهت رو نمیخوام. الانت رو میخوام و آیندهمون رو.»
توفنده متیو
۱
یکی از زیباترین مراحل عشق آشنایی است
توفنده متیو
۱
نمیدانم چرا من را یاد صحرا انداخت. او شگفتانگیز بود
توفنده متیو
۱
هرچندوقت یک بار وقتی فکر میکنم که به چشم همه آدم خوبی هستم، تردید تمام جانم را میگیرد.
سروش علینژاد
۱
امروز شروع کردم به خواندن گزینگویههای امیل چوران. این یکی خیلی نظرم را جلب کرد: «ما ساکنان زبانیم، نه کشورها.» زبان ایتالیایی محل سکونت جدیدم است؟
zaHra
۱
«کابوسها مثل پنجرههایی هستند که گذشته، مانند دزدی از آنها وارد خانه میشود».
