
Yasaman
۳
بدون ریشه، معجزهٔ جوانهزدن از تنهٔ خشک تکرارپذیر نیست.
nastaran saberian
۱
جوانی اصلا جایی است در عمق روح آدم که با یک نگاه زیباشناسانهٔ بدیع یا یک احساس هضمنشدنی و گیجکننده، یا جنبیدن و تیز شدن بیاختیار گوش و چیزهایی از این دست میشود کشفش کرد.
شعبدهباز واژگان
۱
فکر میکردم این عادلانه نیست که والدینم جوانیشان را صرف کودکی من کرده باشند و حالا که من تازه شروع به فهمیدن ریشهها و تلاشهایشان در آن مقطع شدهام، اینکه مسئولیت یعنی چه، کار بیرون یعنی چه، حساب و کتاب بانکی، قسط، بیمه، خستگی آخر هفته، برنامهریزی برای مسافرت، حتی خانهداری و خرید کردن یعنی چه، جوانیشان از کف رفته و این وسط هیچچیز باقی نمانده جز یک "منِ" غرق در زندگی شخصی.
شعبدهباز واژگان
۱
آدم حس میکند هر روز به سنگینی وزنههای نامرئی زندگی اضافه میشود و در نهایت دوران درخشان جوانی مثل کشتی باشکوهی دارد در آب غرق میشود.
Yasaman
۰
شاید امروز نیمبند به شاخهام چسبیده باشم و شاید روزی نسیمی بیحواس وزید و بهناچار از اوج شاخه به زمین پرواز کردم. شاید همین حالا در عین جوانی و درخشندگی روی زمین باشم. و یا شاید در حال تغییر رنگ و خرد شدن باشم! شاید هم اشتباه میکنم که تنها یک گلِ نیمهعمر هستم. شاید تا الان ریشهدار شده باشم و بارها بعد از این باز هم جوانه و گل بدهم. پیوسته، پیچکوار، پرامید، و در راه پیری.
علیرضا
۰
اولینها همیشه این برق و شور و البته دلهرهٔ عدمقطعیت را همراهشان دارند.