
کتاب کنش پذیری ریشه ای
لویناس، بلانشو و آگامبن
انتشارات:
نشر بیدگل٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Peiman
۱۶
من یک چیز را نه از طریقِ تصویرش، بلکه بهمنزلهٔ تصویرش میبینم.
Juror #8
۶
هنگامی که هیچ چیزی نباشد، پیشاپیش چیزی هست. هیچانگاری آخرین آرامگاهِ انسان نیست.
Juror #8
۳
ما، بهقدرِ لحظهای، در مرکزگاهِ وجودمان میآساییم، میآساییم در همان نورِ متلونِ حقیقتی یگانه و پاینده که همان نورِ متغیرجانداری است که تو را در آن دیدم
و سپس آرامش
آن شفافیتِ درخشانی خواهد بود که تو ارمغانمان میآوری.
Juror #8
۲
«سینهسرخها و کبوتران هردو از پرندگانِ سحرخیزند، آنها خِبرگان کارِ نورند، نوری که حضورِ واقعی خورشید هنوز آن را زمخت نکرده است»
Juror #8
۲
«باید با تمامِ توانتان به کلمات، ایدهها، تصاویر و وزن در شعر عشق بورزید.»
Juror #8
۲
ما باید ویرانی را به همان اندازهای وسواسآلود (و نیرومندانه) بفهمیم که کنشپذیری ویران میکند، یعنی با شکست در تمام کردنِ کارِ ویرانی.
Juror #8
۱
هنگامی در زیباییشناسی بهجایی خواهیم رسید که از جستوجوی معنا در امرِ زیبا دست برداریم و بهجای آن بکوشیم امر «ظریف و زمخت» را توصیف کنیم
Juror #8
۱
«زندگی رابطه با مردمان است، نه مکانها. اما برای من زندگی رابطهای بوده است با مکانها و همهٔ تفاوت دراینجاست»
Juror #8
۱
عشق به دیگری را فقط از راهِ عشقِ غریب، فرّار و هماره ازدسترفته به ادبیات است که میتوان منتقل کرد.
Juror #8
۱
فقط در این زبانِ غریب، در زبانی دیگر یعنی در زبانِ ادبیات است که میتوان عشق را به زبان آورد
Juror #8
۱
کنشپذیری ذاتی سوژهکنشپذیر نسبتبه خودشباید خود را بهمنزلهٔ دیگری تحمل، تسلیم و احساس کند. بهاین معنا، کنشپذیری مطلقا شورمند است.
Juror #8
۱
پیشاز هر وجود مشخصی این هستی است که خود را بهمثابهٔ یک حضور ویران میکند، ویرانیای که همهچیز را دستنخورده باقی میگذارد.
Juror #8
۱
از هایدگر آموختهایم که هستی انسانی امکانْ بهطورِ کلی است و بنابراین بهطور خاص غیرقابلفهم و یا بهطور خاص ناممکن است. هستی انسانی بهمثابهٔ کلیتِ امرِ ممکن دقیقا امری ناممکن است: ناممکنی غریبِ دازاین یعنی همان موجودی که من در مالِخودترین حالتِ خود هستم.
Juror #8
۱
من پیشاز آنکه خاصشدگی یک شخص را به خود بگیرم امکانی بینهایت هستم و نیستم. به عبارتِ باز هم بهتر من امکانی بالقوهام: رخدادِ تهی یک فعلیتنیافتگی.
Juror #8
۱
وقتی هیچ چیزی نباشد (هنگامی که شیفتگی با تصویر هست، وقتی دیگریْ گمنام و به دیگری تبدیل میشود، هنگامی که خود زبان به سخن میآید) تجربهٔ این هیچی خود را بهمنزلهٔ یک تجربه ویران میکند و کنشپذیریای را نمایان میسازد که در حقیقت فرمان میدهد به آن شورِ غریب، تمامنشدنی و کنترلناپذیری بازگردم که باید باشم.
Juror #8
۱
آنچه وجود دارد مکررا در معرضِ امرِ ناممکن قرار گرفتن است که شاید بتوان آن را تجربهٔ تقلیلناپذیرِ یک درونیتِ خالی از خود و به یک اندازه شکننده و تکراری دانست.
Hamed T.k.i
۱
خود، مرموزانه، خود را «تحمل میکند» و به خود «تسلیم میشود». زخمی است که بهبودی نمییابد
Hamed T.k.i
۰
این خودْ زخمخورده و آزرده است. دیگری پیشاز من به آن دسترسی داشته است.