وقتی هیچ چیزی نباشد (هنگامی که شیفتگی با تصویر هست، وقتی دیگریْ گمنام و به دیگری تبدیل میشود، هنگامی که خود زبان به سخن میآید) تجربهٔ این هیچی خود را بهمنزلهٔ یک تجربه ویران میکند و کنشپذیریای را نمایان میسازد که در حقیقت فرمان میدهد به آن شورِ غریب، تمامنشدنی و کنترلناپذیری بازگردم که باید باشم.