
٪۷۰
masoom
۴۸
«اشکالی نداره. خودت رو بهخاطر اینکه جواب همۀ سؤالها رو نمیدونی اذیت نکن. همیشه، لازم نیست بدونی که کی هستی. همیشه، معلوم نیست که آینده چی میشه و به کجا داری میری. بعضی وقتها، همین که بدونی قدم بعدیات چیه کافیه.»
masoom
۲۵
یکی از ویژگیهای عالی حقوق خوندن اینه که یاد میگیری خیلی خوب دروغ بگی.
و اینم بهت یاد میده که تحمل داد و فریاد کردن رئیست رو داشته باشی
masoom
۱۵
خانوم تنیسون مامانه. اون از اینکه خانومها بعد از ازدواج، فامیلی شوهرشون رو داشته باشن اصلاً خوشش نمیآد. از اینکه خانومها توی خونه بمونن، آشپزی کنن و بشورن و بسابن یا تایپ کردن یاد بگیرن هم اصلاً خوشش نمیآد. اون عقیده داره درآمد خانومها باید بیشتر از شوهرهاشون باشه، چون خانومها بهطور طبیعی، باهوشترن.
کاربر ۴۲۵۵۹۵۴
۱۳
کل روز بهش فکر کردم، بارها و بارها. سهامدار شدن توی کارتر اسپینک رؤیایی بود که توی تمام زندگیام داشتم. چیزی که بیصبرانه دنبالش بودم، تنها چیزی که همیشه میخواستم...
اما خیلی چیزها هست که تا چند هفتۀ پیش اصلاً نمیدونستم آرزوشون رو دارم، مثل هوای تازه، تعطیلات آخر هفته، عصرهایی که میتونم هر کاری دلم خواست بکنم، برنامه گذاشتن با دوستهام، بعد از ساعت کاری توی رستوران نشستن، نوشابه خوردن و اینکه تا آخر شب هیچ کاری نداشته باشم و هیچ باری روی دوشم نباشه.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۱۳
«بعضی وقتها، نیازی به هدف توی زندگی نیست.» چونهام رو میبرم بالا. «نیازی نیست به فکر آیندههای دور باشی. همین که قدم بعدی رو بدونی کافیه.»
کاربر ۴۲۵۵۹۵۴
۱۲
اگه از تمام اتفاقهایی که برام افتاده فقط یه چیز یاد گرفته باشم، اون اینه که چیزی بهعنوان بزرگترین اشتباه زندگی وجود نداره. خراب کردن زندگی کاملاً بیمعنیه. الان، میفهمم که زندگی یه چیز محکم و سرسخته و نمیشه به این سادگیها خرابش کرد.
بیتا
۹
«میدونم قرار بود بیشتر برات تعریف کنم، ولی جزئیات چه ارزشی دارن؟ چه اهمیتی داره من قبلاً چی بودم و چی کار میکردم؟ چیزی که مهمه اینه که الان اینجام و امشب بهترین شب تمام زندگیام بود.»
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۸
نمیخوام کسی باشم که از پنجره بیرون رو تماشا نمیکنه
masoom
۷
من عاشق کارمم. عاشق اینم که ایرادهای یه قرارداد رو پیدا کنم. عاشق هیجان مذاکرات و گفتن ظریفترین نکتهها و به کرسی نشوندن حرفمم. عاشق هجوم آدرنالین توی رگهامم، وقتی یه قرارداد بسته میشه.
بیتا
۶
سعی میکنم سرعتم رو کم کنم و کنارش راه برم، اما به این آروم راه رفتن عادت ندارم. من عادت کردم از پیادهراههای شلوغ، بهسرعت رد شم و اگه لازم باشه، مردم رو با آرنج کنار بزنم.
Mitikoma
۶
«یه اشتباه اگه قابل جبران باشه، اصلاً اشتباه نبوده.»
خوشقدم♡
۵
اگه از تمام اتفاقهایی که برام افتاده فقط یه چیز یاد گرفته باشم، اون اینه که چیزی بهعنوان بزرگترین اشتباه زندگی وجود نداره. خراب کردن زندگی کاملاً بیمعنیه. الان، میفهمم که زندگی یه چیز محکم و سرسخته و نمیشه به این سادگیها خرابش کرد.
جو مارچ
۵
دیروز، من بهترین دوستش بودم. دیروز، من داشتم سهامدار میشدم و اون دور و بر میز کار من میچرخید و میخندید و گپ میزد. و امروز، اصلاً نمیخواد هیچ ارتباطی با من داشته باشه.
کاربر ۴۲۵۵۹۵۴
۴
من بیستونه سالمه. هر جایی دلم بخواد میتونم برم. هر کاری دلم بخواد میتونم بکنم. هر آدمی دلم بخواد میتونم باشم.
نگین حاجی محمدی
۴
اشکالی نداره. خودت رو بهخاطر اینکه جواب همۀ سؤالها رو نمیدونی اذیت نکن. همیشه، لازم نیست بدونی که کی هستی. همیشه، معلوم نیست که آینده چی میشه و به کجا داری میری. بعضی وقتها، همین که بدونی قدم بعدیات چیه کافیه.»
saman
۴
مشکلی نیست.
اگه این رو بهاندازۀ کافی به خودم بگم، ممکنه واقعی بشه.
ساکنِ ماه🌙
۴
نمیخوام کسی باشم که از پنجره بیرون رو تماشا نمیکنه
masoom
۳
توضیح میدم: «من وقتی تحت فشار باشم، خیلی بهتر عمل میکنم.» و این یه حقیقته. من خیلی وقته این رو راجع به خودم میدونم، از وقتی که...
خب، از وقتی که حدود هشت سالم بود و مادرم بهم گفت: «تو وقتی تحت فشار باشی، بهتر عمل میکنی، سامانتا.» کل خونوادۀ ما اینطوریان، تحت فشار که باشن، عملکرد بهتری دارن. انگار این یهجورهایی شعار خونوادگی ما یا یه همچین چیزیه.
کاربر ۴۲۵۵۹۵۴
۳
«بعضی وقتها، نیازی به هدف توی زندگی نیست.» چونهام رو میبرم بالا. «نیازی نیست به فکر آیندههای دور باشی. همین که قدم بعدی رو بدونی کافیه.»
آلی
۳
«سامانتا، سامانتا...» مایا سرش رو تکون میده. «اومدی اینجا که به آرامش برسی. یهکمی برای خودت وقت بذاری. نیومدی که ایمیل بزنی. ایمیل یه وسواس فکریه! یه اعتیاده! بهاندازۀ الکل ضرر داره، و کافئین.»
آلی
۳
«به ساعتم نیاز دارم!»
با نارضایتی نچنچ میکنه. «اینم یه اعتیاد دیگه است. وقتی اینجایی، نیازی نیست زمان رو بدونی.»
آلی
۳
دیروز، این موقع، توی آشپزخونۀ خودم بودم و داشتم برای سر کار رفتن آماده میشدم و هیچ اطلاعی نداشتم که چه چیزی قراره اتفاق بیفته. توی یه دنیای دیگه... توی یه جهان موازی، امروز، از خواب بیدار میشدم و سهامدار شرکت کارتر اسپینک بودم. اطرافم پر از پیامهای تبریک بود.
آلی
۳
«مادرم...»
«اون قطعاً میخواد تو هر کاری رو که آرزوش رو داری انجام بدی. مطمئنم. اون دلش میخواد زندگی شادی داشته باشی، نه اینکه تمام چیزهایی رو که میخوای بهخاطر اون بذاری کنار.»
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۳
همه چی عوض شده. شایدم گای عوض نشده. شاید همیشه همینجوری بوده و من هیچ وقت متوجه نشدم.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۳
فقط یه بار توی زندگی میتونی جوون باشی.
maede
۳
همیشه، لازم نیست بدونی که کی هستی. همیشه، معلوم نیست که آینده چی میشه و به کجا داری میری. بعضی وقتها، همین که بدونی قدم بعدیات چیه کافیه.»
Ghazal Gohari
۳
بعضی وقتها، همین که بدونی قدم بعدیات چیه کافیه.
جو مارچ
۳
«من وقتی تحت فشار باشم، خیلی بهتر عمل میکنم.»
جو مارچ
۳
یکی از ویژگیهای عالی حقوق خوندن اینه که یاد میگیری خیلی خوب دروغ بگی.
حــــــــنا🌼
۳
احتمالاً، قسمت نبوده.
ولی خب، ته دلم... میگم ای کاش میشد.
