
محمد سعید
۲۶
اما من از چیزهای نادرستی که برایمان طبیعی شده، میترسم.
محمد سعید
۲۴
تو از اون مردهای عاشقپیشه میشی؛ چون به نامحرم نگاه نمیکنی.
greenvessels
۱۶
خدایا، یا مرا از زمین بردار یا دست من زمینگیر را بگیر! گناه غرقمان کرده و غفلت، دلمان را سیاه کرده. نشانهاش میخواهی؟ همین بیتفاوتی است. حیوان اگر ببیند، میرنجد؛ ولی انسان به جایی میرسد که نمیرنجد.
خدایا، کمکم کن! مرا آزاد کن از بند نفسانیت و هوسها. خدایا، بندهٔ تو که باشم، آزادترین مخلوقم.»
فاطمه
۱۳
آنچه که آدمیزاد را عصبانی میکند، سنجهای برای وزنکردن شخصیت اوست.
کاربر ۲۳۵۷۲۰۶
۱۲
فرصت کم معجزه میکند. فرصت که کم باشد، ما قدردانتر میشویم و از لحظههایمان بیشتر لذت میبریم. قدردان لحظههای بودن با مادرم.
فاطمه
۸
هیچ دیداری، اتفاقی نیست.
ms
۶
«فاطمهجان! عزیزم، دوستت دارم. دعا میکنم امتحاناتت را بهخوبی پشت سر بگذاری و حالت هر روز از دیروز بهتر باشد. من هم بهیادت خواهم بود. امیدوارم تو هم مرا یاد کنی. امیدوارم فاصلهٔ جسمهایمان، قلبهایمان را به هم نزدیکتر سازد تا بتوانیم ظرفیت عاشقشدن را پیدا کنیم. شنیدی میگویند زندهبودن، فاصلهٔ گهواره تا گور است و زندگیکردن، فاصلهٔ زمین تا آسمان؟ امیدوارم هر روز آسمانیتر شوی. تو هم برایم دعا کن. خداوند قلبهایمان را به رنگ خود درآورد و پاکمان کند. خ د د»
ms
۶
«میگن آدما دو دستهان: یا زندهان یا مرده... زندههاشون دو دستهان: یا خوابان یا بیدار! بیدارهاشون دو دستهان: کسایی که فقط لاف عشق رو میزنن و اداش رو درمیآرن که همیشه تا آخر باهات نمیآن و کسایی که واقعاً عاشقان! کسایی که واقعاً عاشقان، فقط یه دستهان: کسایی که زندگیشون طعم مهربونی و رابطهشون بوی صداقت میده. باید با هم تلاش کنیم تا عاشق بشیم، عشقم!»
greenvessels
۵
حسابوکتاب سلف دانشگاه چند روزی است فکریام کرده. هرچه حساب میکنم، میبینم روزانه تعداد زیادی غذا اضافه میماند و اسراف میشود. نامیزانی این حسابوکتاب، نامیزانم میکند. زنگ میزنم به مهرداد. میکوشد که حالیام کند این تعداد اضافهآمدن غذا در مقایسه با تعداد کلی غذاها، طبیعی است؛ اما من از چیزهای نادرستی که برایمان طبیعی شده، میترسم.
فاطمه
۴
آدمها جلوهای از آرزوهای قبل خوابشان هستند.
ms
۴
«خ د د» اسمرمز «خیلی دوستت دارم» است. فاطمه میشناسدش. در این ۶۳ روزی که از نامزدیمان میگذرد، این اسمرمز را برایش زیاد نوشتهام.
مریم.
۴
ما هم باید با دیگران، چنان رفتار کنیم که سزاوار آنیم؛ نه الزاماً آنگونه که سزاوارش هستند.
بشری
۴
- زندگی ایدئال یعنی زندگیای که توش عشق و صداقت حرف اول رو بزنه؛ آدمهاش ساکن نباشن؛ حرکت کنن؛ هدف داشته باشن؛ برن بهسمت هدفشون. آخه موندن، ایستادن و درجازدن، آخر زندگیه، خودِ مرگه.
محمد سعید
۳
تو از اون مردهای عاشقپیشه میشی؛ چون به نامحرم نگاه نمیکنی.
فاطمه
۲
تمام تلاشم این است که غم را به خانه راه ندهم. میگویم و شوخی میکنم که سگرمههای کسی توی هم نرود.
فاطمه
۲
میخواهم از فرصت روزهایم بهتر استفاده کنم.
فاطمه
۲
همیشه دوست داشتم ببینم عاشق چگونه زندگی میکند؟ چه میگوید؟ چگونه فکر میکند؟
آخر خیلی میشنیدم از سوزوگداز و دردودرمان عشق... . عشق بسیار مقدس است. عشقِ هرچه غیر خداست، مجازیست و حقیقی خداست؛ اما مکر خداوند زیباست که عشق مجازی را پلی ساخته و تنها با عبور از آن به عشق حقیقی میرسیم. من دوست دارم عاشق بشوم. از تو شروع کنم تا بتوانم ذرهای عشق حقیقی را درک کنم. دوستداشتن، مقدمهٔ عشق است؛ اما عشق نیست.
اگر بخواهیم عاشق هم باشیم باید تلاش کنیم. تلاش در محبتکردن، تلاش در رفتار خوب و پسندیده. عشق مربوط به صورت نیست. صورت، ظاهرِ عشق است. مقدمهٔ عشق است؛ اما ادامهاش با روح است. اخلاق مربوط به روح است
ms
۲
«خدا نصیب دل هیچ کافری نکند/ کرشمههای بتی را که من پرستیدم. تو بتِ منی، فاطمه!»
ms
۲
«آن کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟ فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟ دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی. دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند؟»
امالبنین
۲
«عشق همونه که انسان رو بیقرار میکنه و توش سوزوگداز ایجاد میکنه»
امالبنین
۲
مثل آبخوردن چندین هزار مسلمان را کشتند و ما فقط آن را مخابره کردیم. قلب چند نفرمان به درد آمد؟ چند شب خواب از چشمانمان گریخت؟ آیا مست زندگی نیستیم؟ خدایا! تو هوشیارمان کن! تو مرا بیدار کن. صدای العطش میشنوم. صدای حرم میآید. گوش عالم کر است...، خیام میسوزد اما دلمان آتش نمیگیرد.
مرضی بالاتر از این؟! چرا درمانی برایش جستوجو نمیکنیم؟ روحمان از بین رفته، سرگرم بازیچه دنیاییم. «الذین هم فی خوض یلعبون» ما هستیم. مردهام، تو دوباره مرا حیات ببخش. خوابم، تو بیدارم کن. خدایا! بهحرمت پای خستهٔ رقیه (ع)، بهحرمت نگاه خستهٔ زینب (ع)، بهحرمت چشمان نگران حضرت ولیعصر (ع) به ما حرکت بده.»
فاطمه
۱
آدمیزاد دوست دارد که وقایع مهم زندگیاش را ثبت کند، نگه دارد، یادآوری کند
کاربر ۲۳۵۷۲۰۶
۱
خدایا! دلم تنگ است. هم جاهلم، هم غافل. نه در جبههٔ سخت میجنگم و نه در جبههٔ نرم. کربلای حسین (ع) تماشاچی نمیخواهد. تو یا حقی یا باطل. راستی من کجا هستم؟ خدایا، یا مرا از زمین بردار یا دست من زمینگیر را بگیر! گناه غرقمان کرده و غفلت، دلمان را سیاه کرده. نشانهاش میخواهی؟ همین بیتفاوتی است. حیوان اگر ببیند، میرنجد؛ ولی انسان به جایی میرسد که نمیرنجد.
خدایا، کمکم کن! مرا آزاد کن از بند نفسانیت و هوسها. خدایا، بندهٔ تو که باشم، آزادترین
فاطمه
۱
اینجا در یک روز میشود سردوگرم روزگار را چشید. میخواهم بزرگتر شوم.
فاطمه
۱
سبک زندگی یک فرمانده یا مربی مهم است. مربیها الگو قرار میگیرند.
Chamran_lover
۱
کسی انگار شنهای ساعت شنی را به آسمان پاشیده است! زمان را گُم کردهام
ketab khor
۱
تلفیق تاریکی شب و خلوت، ترکیب شگفتی است. تاریکخانهٔ شب، مجالی است برای ظهور تصویرهای زیبا روی کاغذ ویژهٔ روح! تاریکی مترادف ظلمت نیست؛ چه بسا گاهی تاریکی ظلمتسوز است.
امالبنین
۱
امیدوارم فاصلهٔ جسمهایمان، قلبهایمان را به هم نزدیکتر سازد تا بتوانیم ظرفیت عاشقشدن را پیدا کنیم. شنیدی میگویند زندهبودن، فاصلهٔ گهواره تا گور است و زندگیکردن، فاصلهٔ زمین تا آسمان؟ امیدوارم هر روز آسمانیتر شوی. تو هم برایم دعا کن. خداوند قلبهایمان را به رنگ خود درآورد و پاکمان کند.
امالبنین
۱
سکونم مرا بیچاره کرده. در این حرکت عالم بهسمت معبود حقیقی، دستوپایم را اسیر خود کرده. انسان کر میشود، کور میشود، نفهم میشود، گنگ میشود و باز هم زندگی میکند. بعد از مدتی مست میشود و عادت میکند به مستی. وای به حالمان اگر در مستی خوش بگذرانیم و درد نداشته باشیم. درد را انسان بیهوش نمیکِشد. انسان خواب نمیفهمد. درد را انسان هوشیار و بیدار میفهمد.
راستی! دردهایم کو؟
چرا من بیخیال شدهام؟ نکند بیهوشم؟ نکند خوابم؟
امالبنین
۱
کار دشواری است شناخت مسیر، قدمگذاشتن در آن و ادامهدادن و تمامکردن که فقط به کمک خود خداوند امکان تمامکردن این مسیر را داریم. کار دشواری است مجاهدت. مجاهدتهای شخصی من اسمش مجاهدت نیست. ما که هنوز مجاهدت نکردهایم. مجاهدت شاخصههایی دارد که فقط شهدا آن را دارند. خوش به حالشان که توانستند مجاهد بشوند، قدم بگذارند و ادامه بدهند و پایان خوشی داشته باشند. چیزی که میخواهم بگویم، فعلاً شهادت نیست. سپاه حضرت ولیعصر (ع) یار میخواهد. حضرت مهدی (ع) در غربت است و تنهایی. استکبار هم بهقول رهبر انقلاب، فکر و قلب منطقه و کشورهای مختلف را گرفته. خیلی کار داریم. انشاءالله مؤثر باشیم در تحقق این مسیر پرپیچوخم و دستیابی به کمال و دستیابی به همهٔ ارزشهایی که بهخاطرش آفریده شدهایم.»