
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۳۱
همواره دو مرگ وجود دارد یکی مرگ واقعی است و دیگری آنکه مردم از آن اطلاع مییابند.
n re
۱۸
بهجای گفتههای مردم به چشمهای آنها دقت کنم. دهان دروغ میگوید اما چشم حقیقت را افشا میکند.
n re
۱۴
غیبت قِلق دارد؛ باید درعینحال که خودت را بیمیل نشان میدهی سؤالاتت را بپرسی وگرنه مشکوک بهنظر میآید.
n re
۱۴
«گذشتهت باعث نمیشه که من تو رو کمتر بخوام. برعکس بیشتر میخوام.» این قشنگترین حرفی بود که تابهحال کسی به من گفته است.
n re
۹
بی بدون اینکه فکری بکند لبخند زد. برای اینکه بتوانی یخ کسی را که بهتازگی با او آشنا شدی بشکنی و به او فرصت بدهی تا یک بعدازظهر آفتابی را تبدیل به یک عصر صمیمانه و دلچسب بکند بهترین کار لبخند زدن است.
n re
۹
هرگز فکر نکردم ممکن است خطری داشته باشد اما دلیلی بر خطرناک نبودنش هم نیست. چه کسی میداند مردم قادر به چه کارهایی هستند؟
n re
۸
دلیلی که دوست دارم بقیه خبردار نشوند این است که رابطهمان بهشکل راز باقی بماند؛ این برایم بیشتر جذاب است.
Social_worker
۷
این است که بهجای گفتههای مردم به چشمهای آنها دقت کنم. دهان دروغ میگوید اما چشم حقیقت را افشا میکند.
n re
۶
داستانی که میگویم همهٔ حقیقت نیست. کمی دروغ هم چاشنی آن کردم. باید دروغ را خوشگل جلوه بدهی تا مردم به آن علاقهمند شوند.
n re
۶
دلم میخواست مثل توپی زیر یکی از کوسنهای کاناپه قایم بشوم تا همهٔ این ماجراها تمام بشود.
n re
۳
مردهایی که با زنهایی که چاره ندارند و بدبخت هستند این رفتار را دارند کثیفترین مردها هستند؛
Social_worker
۳
باید دروغ را خوشگل جلوه بدهی تا مردم به آن علاقهمند شوند.
n re
۲
چطور تبدیل به زنی میشوی که بابت یک کیف زشت ۲۵۰ دلار میپردازی؛ فقط به این دلیل که میتوانی پولش را بدهی؟
n re
۲
«ما همدیگه رو داریم.»
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۲
روی یخچال هم چند تکه کاغذ با مگنت چسباندهاند. مثل: بچهها؛ زنان آسیبدیده از خشونت خانگی؛ بیخانمانها؛ محرومان اجتماعی و اقتصادی: همهٔ این لغات یک معنی میدهد: «فقر».
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۲
کلمهٔ نیاز در این منطقه مفهومی ندارد. همهچیز برای آنها خواستن است.
مرضیه
۲
همواره دو مرگ وجود دارد یکی مرگ واقعی است و دیگری آنکه مردم از آن اطلاع مییابند.
ارغوان صادق
۲
همواره دو مرگ وجود دارد یکی مرگ واقعی است و دیگری آنکه مردم از آن اطلاع مییابند.
Elaheh Dalirian
۱
همواره دو مرگ وجود دارد یکی مرگ واقعی است و دیگری آنکه مردم از آن اطلاع مییابند.
Social_worker
۱
اما من یک امتیاز مثبت نسبت به او دارم. هنوز زندهام.
Zohreh
۱
«ما زنها بیشتر از مردها میتونیم همهچیز رو توی ذهنمون نگه داریم. اونها فقط میتونن نگران کارشون باشن. درحالیکه ما هم نگران کار و هم خانواده و هم بچههامون هستیم. شرط میبندم اگه از یه مرد که مدیرعامل یه شرکته بپرسن الان توی یخچال خونهتون چندتا بطری شیر دارید خبر نداره. اما همهٔ شماها الان خبر دارید چی توی یخچالتون دارید.»
.
۱
پرورشگاه خوب یاد گرفتم این است که بهجای گفتههای مردم به چشمهای آنها دقت کنم. دهان دروغ میگوید اما چشم حقیقت را افشا میکند.
مرضیه
۱
«گذشتهت باعث نمیشه که من تو رو کمتر بخوام. برعکس بیشتر میخوام.»
مینی مین
۱
یاد گرفتم این است که بهجای گفتههای مردم به چشمهای آنها دقت کنم. دهان دروغ میگوید اما چشم حقیقت را افشا میکند.
ارغوان صادق
۱
«ما زنها بیشتر از مردها میتونیم همهچیز رو توی ذهنمون نگه داریم. اونها فقط میتونن نگران کارشون باشن. درحالیکه ما هم نگران کار و هم خانواده و هم بچههامون هستیم. شرط میبندم اگه از یه مرد که مدیرعامل یه شرکته بپرسن الان توی یخچال خونهتون چندتا بطری شیر دارید خبر نداره. اما همهٔ شماها الان خبر دارید چی توی یخچالتون دارید.»
کاربر ۳۶۲۸۳۴۸
۰
باید دروغ را خوشگل جلوه بدهی تا مردم به آن علاقهمند شوند.
Zohreh
۰
باید به خاطر بسپارم که هیچ جا امن نیست. هیچکس قابلاعتماد نیست.
Zohreh
۰
«مطمئنی؟ مطمئنی که میخوای با من ازدواج کنی؟ حتی با وجودی که من یه مصیبتم؟»
«چون مصیبتی باهات ازدواج میکنم.»
Zohreh
۰
فکر دربارهٔ کار او را آرام میکرد؛ همیشه همینطور بوده است. باعث میشد مغزش مثل ساعت کار کند. وقتی پای شغل و تجارتش در میان بود هیچگونه تردید و عدم اطمینانی نداشت.
Zohreh
۰
الان کاری از دستم برنمیآد. نگرانی دربارهٔ این موضوع چیزی رو عوض نمیکنه.