همچنین در مقالهای که در مورد پروست نوشت و درآن زمان را «دیو دو سر لعنت و رحمت» نامید. او در این اثر «انسان را موجودی میداند که نه طول بدن خود، بلکه طول سالهای خود را دارد، موجودی که باید این سالها را به هر جا که میرود به دوش بکشد، وظیفهای روز به روز عظیمتر که سرانجام او را از پای درمیآورد.»