خانم مشاور هر هفته میپرسید «آن موقعها که بچه بودم، از چیزی میترسیدم یا نه؟» توی دلم میگفتم «اصلاً بزرگترین ترس من همین است خانم. اینکه گذشته را به یاد بیاورم.» او همیشه مثل یک جادوگر ذهنم را میخواند. شاید هم حرفهای نامربوطم باعث میشد، بفهمد و ته حرفهایش بگوید «اگر به گذشته فکر نکنی، اون به تو فکر میکنه، نازلی!»