ترس از خودِ ترس نیرو میگیرد، نه آن چیزی که باعث ترسیدن میشود. یعنی هیچ چیز به خودی خود و در درونش غمناک نیست، بلکه ما چیزهایی را غمناک میپنداریم. اگر نتوانیم در وقوع اتفاقات دست ببریم، پس انتخاب میکنیم که به چه میزان برای آن اتفاق اهمیت قائل شویم و آن را چطور ببینیم: غمناک، لذتبخش، غیر قابل تحمل یا دلگرمکننده. این نسخهٔ فلسفی، همان جدال معروف نیمهٔ پر و خالی لیوان است. یعنی لیوان، لیوان است؛ این ما هستیم که باید نگاهمان نسبت به آن را میزان کنیم. به عبارتی اگر ارزیابی درستی را نسبت به چیزها پیش خود تکمیل کنیم، دیگر ترسی نمیماند. بنابراین اگر بخواهیم صاف در چشم واقعیت زل بزنیم، باید نگرانیهای بیهوده و امیدهای واهی را از خود دور کنیم، چون باعث میشوند چیزها را آنطور که هستند، نبینیم.