«خوش به حالت که جوونی و میتونی هر غذایی که دوست داری بخوری.»
n re
مادربزرگ نیز تسبیح به دست گرفته بود و ذکر میگفت.
n re
ایکاش آدمها هیچوقت پیر نمیشدند و همیشه جوان و سرحال میماندند.
n re
درحقیقت، دوران کودکی هم زیاد دوامی نداشت. خیلی دلم میخواست زندگیم در همون دوران کودکی درجا بزنه و متوقف بشه، اما حیف که دست خودم نبود و روزگار کار خودشو میکرد.
n re
ما آدمها چقدر کم طاقت و ناتوان هستیم
n re