جملات زیبای کتاب صد چاردانه | طاقچه
تصویر جلد کتاب صد چاردانه

بریده‌هایی از کتاب صد چاردانه

انتشارات:نشر مشکی
امتیاز
۴.۴از ۵ رأی
۴٫۴
(۵)
قاصد مرگ می‌گوید: من جلاد جانم گاهی پیرها را می‌کُشم گاهی جوانان را و گاهگاهی سراغ ارباب‌ها می‌روم اما همیشه در جست‌وجوی آدم‌های بیچاره‌ام
کاربر ۷۰۰۴۴۹۴
از ده ما روستایتان پیداست به مادر زیباترین دختر روستایتان بگویید او را شوهر ندهد او محبوبۀ من است
hossein
نمی‌دانم دردم را به که بگویم پدرم پیر است طاقت شنیدن ندارد اگر هم به درخت‌ها بگویم برگ‌هایشان خواهد ریخت نمی‌دانم...
hossein
آنقدر کارم زیاد است که عاشقیِ ما نیمه‌کاره مانده است
hossein
بیا ماهی شویم از دریایی به دریای دیگری برویم آهو شویم از صحرایی به صحرایی دیگر بیا کبوتری باشیم بال در بال هم آسمان‌ها را بگردیم
ایران
چشم‌های تو آتش بودند و ابروانت هیزم
ایران