جملات زیبای کتاب جان من است او | طاقچه
تصویر جلد کتاب جان من است اوsubscriptionAvailable

کتاب جان من است او

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۱۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
سحر ممبنی
انتشارات: 
انتشارات شقایق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mersana
۱۵
آدم باید خودش دلیل آبادانی خودش باشد وگرنه شمار ویران کننده‌هایش به بی‌نهایت می‌رسد، باید پناه بردن از انسانی به انسان دیگر را کنار می‌گذاشتم! این بدترین نوع وابستگی بود که می‌دیدم به آن مبتلا هستم.
Mersana
۱۰
«آدمیزاد فقط با آب و نان و هوا نیست که زنده است، این را دانستم و می‌دانم که آدم به آدم است که زنده است، آدم به عشق است که زنده است».
حامد اخوان زاده
۹
ـ یه کاری ازت بخوام؟ ـ چی؟ ـ آدم باش.
نگار(:🍃
۷
برات قابل تصور نیست که چقدر دوستت دارم، گریه نکن من مقابل گریهٔ تو ضعیف‌ترین آدم دنیام...
میس سین
۶
شاید این ازدواج نبود که آدم را کامل می‌کرد صرفا قرار گرفتن در کنار یک مرد یا یک زن نمی‌توانست آدم را آن‌طورکه باید شکل بدهد، چیزی که همهٔ آنها را به رشد فکری رسانده بود و از آنها زن‌هایی ساخته بود که مرا به یاد مادر می‌انداخت فقط ازدواج نبود، باید با کمی دقت آن را پیدا می‌کردم، با ریز شدن در حرف‌هایشان، آنها چطور با زندگی‌شان یکی شده بودند، چطور آنقدر هماهنگ!
نگار(:🍃
۶
. قرار نبود بلای جانش باشم، می‌خواستم جانش شوم، می‌خواستم جانم شود
fevr
۵
شناخت آدم‌ها ربط مستقیم به دیدن چشم‌هایشان دارد
حامد اخوان زاده
۴
ـ سپیده تو این موقعیت وقت این کارا نیست عزیزم. می‌دونم بد کاری کردم، بی‌اعتمادی کردم، سیلی زدم، بد حرف زدم، اما... تنهام نذار من بدون تو هیچی نیستم. نبین این‌طور ایستادم بعد بابا زیر فشار زندگی خرد شدم. خسته‌ام به امید تو رو پا موندم، با تو دارم می‌سازم، تو بری هیچی ندارم. می‌دونم عزیزم می‌دونم خیلی وقته منتظر چنین روزی هستی این تابلو رو آوردی زدی جلوی چشم من نفهم که بفهمم این‌جا زندانته من زندانبانتم، موهای قشنگت رو چیدی که به من ثابت کنی ازم بیزاری اما من نمی‌فهمم، از دست دادن تو رو نمی‌فهمم سپیدم!
حامد اخوان زاده
۳
ـ تو رو بیشتر از خودم دوست دارم، هیچ وقت فکر آزارت به ذهنم نرسید. اون مدت از روی دلخوری حرفش رو می‌زدم اما واقعیت اینه که با آزار تو خودم بیشتر می‌سوزم. سپیده زندگی من پر از توئه این هیچ ربطی به حضورت نداره، خب آره وقتی باشی شادی هم هست اما نباشی هم، چیزی عوض نمی‌شه پس زندگیمو خالی از شادی و امید نکن
نگار(:🍃
۳
زندگی من باش قول می‌دم جون بدم واسه خوشبخت کردنت.
Tina rahbari
۲
آرامش، کیمیای حقیقی و تنها گمشده‌ای است که ارزش جنگیدن دارد
حامد اخوان زاده
۱
ـ تو رو بیشتر از خودم دوست دارم، هیچ وقت فکر آزارت به ذهنم نرسید. اون مدت از روی دلخوری حرفش رو می‌زدم اما واقعیت اینه که با آزار تو خودم بیشتر می‌سوزم. سپیده زندگی من پر از توئه این هیچ ربطی به حضورت نداره، خب آره وقتی باشی شادی هم هست اما نباشی هم، چیزی عوض نمی‌شه پس زندگیمو خالی از شادی و امید نکن
حامد اخوان زاده
۱
آن تلقین‌ها بیهوده بود، آن حرف‌های بیهوده وقتی کسی را عاشقانه دوست داری، هر چقدر بخواهی او را از قلبت بیرون کنی، با سرعتی حیرت‌آور و سماجتی باور نکردنی به قلبت می‌چسبد و خاطراتش ضمیرت را پر می‌کند. تلاش‌هایم برای فراموش کردن رهام بی‌فایده‌ترین تلاش همهٔ عمرم بود. وقتی که فهمیدم هر صبح بی آن‌که ببینمش برای دیدنم می‌آید دچار حس خوشایندی شدم که مدت‌ها در قلبم مرده بود. زنده شده بودم و این حقیقت است که عشق آدم را احیا می‌کند. حالا که تفاوت میان دوست داشتن و وابستگی را فهمیده بودم، از این حس آن لذتی که باید را می‌بردم و خیالم آسوده بود، یک جور راحتی که هیچ چیز نمی‌توانست در آن خللی ایجاد کند. این که دیگر فکر کردن نداشت، رهام خواستنی‌ترین خواستهٔ همهٔ زندگی‌ام بود، این‌بار اگر با نادانی او را از دست می‌دادم برای همیشه خلایی در زندگی‌ام می‌ماند.
کاربر ۵۶۰۶۶۸۰
۱
آدم باید خودش دلیل آبادانی خودش باشد وگرنه شمار ویران کننده‌هایش به بی‌نهایت می‌رسد، باید پناه بردن از انسانی به انسان دیگر را کنار می‌گذاشتم!
آریا سلطانی نجف آبادی
۱
دختر یعنی رویا، یعنی هر شب موهایت را روی بالش رها کنی چشم ببندی و غرق در رویا شوی. تا وقتی ذهن و قلب دختری خالی از اندوه زنانه باشد رویاهایش می‌شوند همهٔ زندگی‌اش، گاهی مرز بین دنیای واقعی و دنیای خیالی‌اش را گم می‌کند؛ اما یک روز ناگهان بزرگ می‌شود، رویاهایش را گوشه‌ای می‌گذارد و در دنیای مبهم آدم بزرگ‌ها گم می‌شود
mahsa
۱
آدم‌ها وقتی جوان‌تر هستند، خیال می‌کنند برای هر چیزی در این دنیا باید جنگید! شاید هنوز نمی‌دانند آرامش، کیمیای حقیقی و تنها گمشده‌ای است که ارزش جنگیدن دارد
Tina rahbari
۱
سفیدی بی‌انتها همیشه به معنای پاکی بی‌انتها نیست گاهی سفیدی زمینه‌ای می‌شود برای رنگ‌هایی که زندگی‌ات را رقم می‌زنند،
zahra
۱
اگر جنگم با خودم تموم می‌شد جنگ‌های گاه و بیگاهمون می‌تونست ختم بشه به قشنگ‌ترین پرچم‌های سفید دنیا!
haniyeh_rk
۱
حالا دیگر مطمئن بودم که می‌توانم یک شب بدون شب بخیرهایش بخوابم و یک صبح بدون صبح بخیرش دنیا را ببینم. اولین بار که تجربه کنی دیگر تکرارش آزارت نمی‌دهد و من تجربه کردم هر چند سخت
نگار(:🍃
۰
تقصیر تو نیست عزیز دلم هیچی، تقصیر تو نیست. تو خود منی هر جا هستم باید تو باشی، مگه من مرده باشم که جایی کنارم نباشی.
Mohamad ♡ Maryam
۰
این که باباها قهرمان دنیای بچه‌هایشان هستند دروغ نیست، بابای من یکی از آن قهرمان‌ها بود، قهرمانی که هر روز با نگاهش دنیا را برایم فتح می‌کرد.
Hamideh
۰
«اکنون منم که خسته از دام فریب و مکر بار دگر به کنج قفس رو نموده‌ام بگشای در که در همه دوران عمر خویش جز پشت میله‌های قفس خوش نبوده‌ام»
zahra
۰
چه خوب بود ماه تولد آدم‌های اطرافم آنقدر عزیز و به یادماندنی بود!
zahra
۰
هیچ چیز در این دنیا اتفاقی نیست
haniyeh_rk
۰
بعضی دردها را نه می‌توان فریاد زد، نه در حنجره نگاه داشت، این دردها را اگر در گوش یک محرم زمزمه نکنی تاول می‌شوند می‌چسبند به گلوی زندگی‌ات.
haniyeh_rk
۰
«اکنون کجاست؟ چه می‌کند کسی که فراموشش کرده‌ام»