جملات زیبای کتاب مهمانی شکار | طاقچه
تصویر جلد کتاب مهمانی شکار

بریده‌هایی از کتاب مهمانی شکار

نویسنده:لوسی فولی
انتشارات:نشر نون
امتیاز
۳.۳از ۳۶ رأی
۳٫۳
(۳۶)
حریم شخصی نبردگاه واقعی قرن بیست و یک است.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
اگر احساساتت را سرکوب کنی، در نهایت بیشتر ضرر می‌کنی.
royamalekinasab
همه‌چیز تقصیر تفنگ است. ناگهان هر کس قدرت جدید و وحشتناکی با خود دارد. اول، سر تمرین تیراندازی با هر صدا عضلاتشان را منقبض می‌کردند. هربار تیری شلیک می‌کردند و ضربه‌ای به زیر شانه‌هایشان وارد می‌شد از جا می‌پریدند. ولی سریع، شاید خیلی سریع، همه‌چیز طبیعی شد و تمام تمرکز و دقتشان را صرف هر شلیک کردند. کم‌کم از آن کار لذت بردند. ولی حس عجیبی هم به سراغشان آمد. حس رقابت. حتی بیشتر از آن... غریزه‌ای احضار شد. تمام شکارچی‌های تازه‌کار پیش از اولین پیروزی خود دچار «هیجان» می‌شوند. عطش خون... همه می‌خواهند زودتر از بقیه شکار کنند. بااین‌حال، حتی نمی‌دانند مشتاق چه هستند. چون هیچ‌وقت جان چیزی را نگرفته‌اند؛ مگر مگس یا موش. این کاملاً فرق دارد. این لحظه آن‌ها را عوض خواهد کرد. نمی‌دانند چه معصومیتی در وجود خود دارند و حالا باید رهایش کنند.
اِلی
همهٔ ما نسخه‌های متفاوتی از خودمان را داریم.
ما گاهی با دیدن گندکاری‌ها دیگران به شکل عجیب و عمیقی ذوق می‌کنیم.
Zohreh
میراندا رفیقی است که به آدم جسارت می‌بخشد. احساس می‌کنید قدِ بلندی دارید و به اندازهٔ او زیرک هستید. انگار بارقه‌ای از شعلهٔ وجودش را قرض می‌گیرید. گاهی هم در کنار او احساس می‌کنید یک تکه آشغالید. همه‌چیز به حس‌وحال او بستگی دارد.
Hamid Ghorbani
آیا می‌توان فراموش کرد آن رفاقت قدیمی را؟ می‌توان ز یاد خود زدود آن گذشتهٔ طلایی را؟
اِلی
به‌علاوه بیشتر آدم‌ها نمی‌فهمند تا چه اندازه بیشتر از حد نیازشان وسیله دارند. آن‌ها تنبل و حریص‌اند و نمی‌بینند چه زندگی راحتی دارند. شاید تقصیر خودشان نباشد. شاید هنوز ندیده‌اند که خوشبختی چقدر ظریف و شکننده است.
Sahar♡
«زن‌ها معمولاً توی تیراندازی موفق‌ترن. دقیق‌تر و قدرتمندترن. این ورزش ربطی با تستوسترون یا بی‌رحمی نداره.»
Sahar♡
امیال ذاتی ما زیر لایه‌ای از جلوهٔ اجتماعی مخفی، سرکوب و کنترل شده‌اند. ولی حتی یک استرس نسبتاً کوچک هم می‌تواند حیوان درون ما را آزاد کند.
kimia
گاهی احساس می‌کنید از بقیه قدرتمندترید، ولی نمی‌توانید توجیهش کنید. فقط با بخش عمیق‌تری از وجودتان از قضیه خبر دارید. این هم به مغز خزنده‌ای برمی‌گردد.
Zohreh
عشق همیشه به معنای رابطه‌ای مادام‌العمر نیست.
Zohreh
من زندگی را دیدم، روش جدیدی برای زیستن. چیزی را دیدم که همیشه دنبالش بودم.
Zohreh
اصلاً آنتن ندارم. خنده‌دار است، چون حالا ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که نبودِ راه‌های ارتباطی یک ویژگی خاصی محسوب می‌شود.
Zohreh
«زن‌ها معمولاً توی تیراندازی موفق‌ترن. دقیق‌تر و قدرتمندترن. این ورزش ربطی با تستوسترون یا بی‌رحمی نداره.»
Zohreh
روزها پشت‌سرهم می‌آیند و می‌روند و فرق چندانی با هم ندارند. فقط فصل‌ها آرام‌آرام عوض می‌شوند.
Zohreh
دوستان قدیمی اشتباهات و ایرادهایمان را به رخمان نمی‌کشند.
Zohreh
اگر واقعاً برای مفاد قرارداد وقت می‌گذاشتند و «درکش» می‌کردند، احتمالاً اصلاً اینجا نمی‌ماندند. خیلی وحشت می‌کردند. وقتی بفهمید محیط اینجا چقدر دورافتاده است، متوجه می‌شوید که فقط آدم‌های عجیب‌وغریب برای زندگی کردن انتخابش می‌کنند. آدم‌هایی که از چیزی فرار می‌کنند یا چیزی برای از دست دادن ندارند؛ آدم‌هایی مثل من.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
فقط کافی است بعضی آدم‌ها کمی تحت فشار قرار بگیرند و از محیط‌های معمولی و راحت خودشان جدا شوند. در این صورت، خیلی راحت به هیولا تبدیل می‌شوند.
یك رهگذر
نکتهٔ رفاقت‌های قدیمی همین است، نه؟ گاهی حتی نمی‌فهمند که دیگر نقطهٔ اشتراکی با هم ندارند، که شاید دیگر حتی از هم خوششان نمی‌آید.
یك رهگذر
همهٔ ما به نحوی مزاحم هستیم. همه چیزهای زیادی دربارهٔ زندگی بقیه می‌دانیم. حتی کسانی که سال‌هاست ندیدیمشان: دوستان دوران کودکی، هم‌کلاسی‌های قدیمی. می‌گویم همهٔ ما در زندگی چندتا مزاحم داریم. فکر می‌کنیم کنترل اوضاع دست خودمان است و می‌توانیم طبق نظر خودمان بخش‌هایی از زندگی‌مان را با بقیه به اشتراک بگذاریم، ولی خبر نداریم ناخودآگاه چقدر از رازهایمان را فاش می‌کنیم.
یك رهگذر
وقتی هنوز احتمال دارد همه‌چیز درست شود، امید چیز خیلی خوبی است. ولی وقتی همه‌چیز کاملاً مأیوس‌کننده است، امید خیلی به انسان آسیب می‌زند.
یك رهگذر
دوستان قدیمی اشتباهات و ایرادهایمان را به رخمان نمی‌کشند.
یك رهگذر
بعضی آدم‌ها دنبال عشقی بزرگ هستند. آن‌قدر می‌گردند تا پیدایش کنند. عده‌ای هم تسلیم می‌شوند، چون پیدایش نمی‌کنند. موفقیت یا شکست، همه یا هیچ.
elmira
باید بتوانید خجالت را کنار بگذارید. من هیچ‌وقت نمی‌توانم چنین کاری بکنم. راستش نمی‌توانید این رفتار را یاد بگیرید. یا آن را در وجودتان دارید یا ندارید.
kimia
او هم مثل روباه فقط به دنبال بقا و ماندن بود. دنبال زندگی نبود. این کلمه برای کسانی است که هر روز دنبال سرگرمی، لذت و آسایش می‌گردند.
Zohreh
وحشت وجودی مرگ هیچ‌گاه کاملاً دست از سر آدم برنمی‌دارد.
Zohreh
هیچ‌وقت از قبل برای سفر ذوق نمی‌کنم. دیدن عکس‌های یک دریای فیروزه‌ای یا کوه‌های پوشیده از برف مرا جذب نمی‌کند. باید واقعاً آنجا «باشم» تا چیزی احساس کنم، باید همه‌چیز «واقعی» باشد.
Zohreh
شاید شوهرم هیچ حس هنری مشهودی نداشته باشد، ولی باز هم ظاهر برایش مهم است؛ یعنی چهره‌ای که به دنیا نشان می‌دهیم، نظر دیگران راجع‌به ما. من این موضوع را بهتر از هر کسی می‌فهمم.
Zohreh
جیمی معتقد بود که انسان‌ها اساساً حیوانات متمدن هستند. می‌گفت امیال ذاتی ما زیر لایه‌ای از جلوهٔ اجتماعی مخفی، سرکوب و کنترل شده‌اند. ولی حتی یک استرس نسبتاً کوچک هم می‌تواند حیوان درون ما را آزاد کند.
Zohreh