
٪۵۰
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۳
حریم شخصی نبردگاه واقعی قرن بیست و یک است.
royamalekinasab
۲
اگر احساساتت را سرکوب کنی، در نهایت بیشتر ضرر میکنی.
اِلی
۲
همهچیز تقصیر تفنگ است. ناگهان هر کس قدرت جدید و وحشتناکی با خود دارد. اول، سر تمرین تیراندازی با هر صدا عضلاتشان را منقبض میکردند. هربار تیری شلیک میکردند و ضربهای به زیر شانههایشان وارد میشد از جا میپریدند. ولی سریع، شاید خیلی سریع، همهچیز طبیعی شد و تمام تمرکز و دقتشان را صرف هر شلیک کردند. کمکم از آن کار لذت بردند. ولی حس عجیبی هم به سراغشان آمد. حس رقابت. حتی بیشتر از آن... غریزهای احضار شد. تمام شکارچیهای تازهکار پیش از اولین پیروزی خود دچار «هیجان» میشوند. عطش خون... همه میخواهند زودتر از بقیه شکار کنند. بااینحال، حتی نمیدانند مشتاق چه هستند. چون هیچوقت جان چیزی را نگرفتهاند؛ مگر مگس یا موش. این کاملاً فرق دارد. این لحظه آنها را عوض خواهد کرد. نمیدانند چه معصومیتی در وجود خود دارند و حالا باید رهایش کنند.
†
۲
همهٔ ما نسخههای متفاوتی از خودمان را داریم.
Zohreh
۲
ما گاهی با دیدن گندکاریها دیگران به شکل عجیب و عمیقی ذوق میکنیم.
Hamid Ghorbani
۱
میراندا رفیقی است که به آدم جسارت میبخشد. احساس میکنید قدِ بلندی دارید و به اندازهٔ او زیرک هستید. انگار بارقهای از شعلهٔ وجودش را قرض میگیرید. گاهی هم در کنار او احساس میکنید یک تکه آشغالید. همهچیز به حسوحال او بستگی دارد.
اِلی
۱
آیا میتوان فراموش کرد
آن رفاقت قدیمی را؟
میتوان ز یاد خود زدود
آن گذشتهٔ طلایی را؟
Sahar♡
۱
بهعلاوه بیشتر آدمها نمیفهمند تا چه اندازه بیشتر از حد نیازشان وسیله دارند. آنها تنبل و حریصاند و نمیبینند چه زندگی راحتی دارند. شاید تقصیر خودشان نباشد. شاید هنوز ندیدهاند که خوشبختی چقدر ظریف و شکننده است.
Sahar♡
۱
«زنها معمولاً توی تیراندازی موفقترن. دقیقتر و قدرتمندترن. این ورزش ربطی با تستوسترون یا بیرحمی نداره.»
kimia
۱
امیال ذاتی ما زیر لایهای از جلوهٔ اجتماعی مخفی، سرکوب و کنترل شدهاند. ولی حتی یک استرس نسبتاً کوچک هم میتواند حیوان درون ما را آزاد کند.
Zohreh
۱
گاهی احساس میکنید از بقیه قدرتمندترید، ولی نمیتوانید توجیهش کنید. فقط با بخش عمیقتری از وجودتان از قضیه خبر دارید. این هم به مغز خزندهای برمیگردد.
Zohreh
۱
عشق همیشه به معنای رابطهای مادامالعمر نیست.
Zohreh
۱
من زندگی را دیدم، روش جدیدی برای زیستن. چیزی را دیدم که همیشه دنبالش بودم.
Zohreh
۱
اصلاً آنتن ندارم. خندهدار است، چون حالا ما در دنیایی زندگی میکنیم که نبودِ راههای ارتباطی یک ویژگی خاصی محسوب میشود.
Zohreh
۱
«زنها معمولاً توی تیراندازی موفقترن. دقیقتر و قدرتمندترن. این ورزش ربطی با تستوسترون یا بیرحمی نداره.»
Zohreh
۱
روزها پشتسرهم میآیند و میروند و فرق چندانی با هم ندارند. فقط فصلها آرامآرام عوض میشوند.
Zohreh
۱
دوستان قدیمی اشتباهات و ایرادهایمان را به رخمان نمیکشند.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
۰
اگر واقعاً برای مفاد قرارداد وقت میگذاشتند و «درکش» میکردند، احتمالاً اصلاً اینجا نمیماندند. خیلی وحشت میکردند. وقتی بفهمید محیط اینجا چقدر دورافتاده است، متوجه میشوید که فقط آدمهای عجیبوغریب برای زندگی کردن انتخابش میکنند. آدمهایی که از چیزی فرار میکنند یا چیزی برای از دست دادن ندارند؛ آدمهایی مثل من.
یك رهگذر
۰
فقط کافی است بعضی آدمها کمی تحت فشار قرار بگیرند و از محیطهای معمولی و راحت خودشان جدا شوند. در این صورت، خیلی راحت به هیولا تبدیل میشوند.
یك رهگذر
۰
نکتهٔ رفاقتهای قدیمی همین است، نه؟ گاهی حتی نمیفهمند که دیگر نقطهٔ اشتراکی با هم ندارند، که شاید دیگر حتی از هم خوششان نمیآید.
یك رهگذر
۰
همهٔ ما به نحوی مزاحم هستیم. همه چیزهای زیادی دربارهٔ زندگی بقیه میدانیم. حتی کسانی که سالهاست ندیدیمشان: دوستان دوران کودکی، همکلاسیهای قدیمی. میگویم همهٔ ما در زندگی چندتا مزاحم داریم. فکر میکنیم کنترل اوضاع دست خودمان است و میتوانیم طبق نظر خودمان بخشهایی از زندگیمان را با بقیه به اشتراک بگذاریم، ولی خبر نداریم ناخودآگاه چقدر از رازهایمان را فاش میکنیم.
یك رهگذر
۰
وقتی هنوز احتمال دارد همهچیز درست شود، امید چیز خیلی خوبی است. ولی وقتی همهچیز کاملاً مأیوسکننده است، امید خیلی به انسان آسیب میزند.
یك رهگذر
۰
دوستان قدیمی اشتباهات و ایرادهایمان را به رخمان نمیکشند.
elmira
۰
بعضی آدمها دنبال عشقی بزرگ هستند. آنقدر میگردند تا پیدایش کنند. عدهای هم تسلیم میشوند، چون پیدایش نمیکنند. موفقیت یا شکست، همه یا هیچ.
kimia
۰
باید بتوانید خجالت را کنار بگذارید. من هیچوقت نمیتوانم چنین کاری بکنم. راستش نمیتوانید این رفتار را یاد بگیرید. یا آن را در وجودتان دارید یا ندارید.
Zohreh
۰
او هم مثل روباه فقط به دنبال بقا و ماندن بود. دنبال زندگی نبود. این کلمه برای کسانی است که هر روز دنبال سرگرمی، لذت و آسایش میگردند.
Zohreh
۰
وحشت وجودی مرگ هیچگاه کاملاً دست از سر آدم برنمیدارد.
Zohreh
۰
هیچوقت از قبل برای سفر ذوق نمیکنم. دیدن عکسهای یک دریای فیروزهای یا کوههای پوشیده از برف مرا جذب نمیکند. باید واقعاً آنجا «باشم» تا چیزی احساس کنم، باید همهچیز «واقعی» باشد.
Zohreh
۰
شاید شوهرم هیچ حس هنری مشهودی نداشته باشد، ولی باز هم ظاهر برایش مهم است؛ یعنی چهرهای که به دنیا نشان میدهیم، نظر دیگران راجعبه ما. من این موضوع را بهتر از هر کسی میفهمم.
Zohreh
۰
جیمی معتقد بود که انسانها اساساً حیوانات متمدن هستند. میگفت امیال ذاتی ما زیر لایهای از جلوهٔ اجتماعی مخفی، سرکوب و کنترل شدهاند. ولی حتی یک استرس نسبتاً کوچک هم میتواند حیوان درون ما را آزاد کند.