
behrad ghasemzade
۰
دختر قلادهای را روی چوبرختی پایین پلهها لمس کرد. بابا قلاده را میخواست چه کنند؟ آنها که سگ نداشتند.
behrad ghasemzade
۰
ورشکسته و ناامید، خودم را ربودم. یادداشت تهدیدآمیز نوشتم و برای افراد ذینفع فرستادم. دفعهٔ بعد مو و ناخن هم فرستادم.
آنها اصرار داشتند، گوش بریده بفرستم.